پای زنها بیشتر در میان است!
رفتهایم مجتمع سینمایی پردیس ملت، تماشای فیلم عیار چهارده. توی کتابفروشی، نوع آرایش و لباسپوشیدن دختری توجهم را جلب میکند: موهای بلندی دارد که آنها را به رنگ زرد تقریبن جیغی درآورده و با شالگردن سفیدی که اتفاقن عرض بسیار باریکی هم دارد، بخش کوچکی از آن را پوشانده است. به جز آن، یک کاپشن کوتاه سفید و شلوار چسبان مشکی به تن دارد و بوت بلند سفیدی پایش کرده است. آرایشش هم از آن مدلها است که احتمالن به آن میگویند هفت قلم. از نظر من دختر چندان زیبایی نیست اما نحوهی لباسپوشیدن و آرایشش او را میان جمع متمایز و به عبارت درستتر «تابلو» کرده است. برای چند لحظه تماشایش میکنم و بعد حواسم پرت میشود به کتابهای روی میز.
دم در ورودی سالن دوباره دختر را میبینیم. کمی جلوتر از ما منتظر ایستاده است. میم؛ همسر دوستم؛ دختر را میبیند و اعتراض میکند: «دختره رو نگاه کنین چه سر و وضعی برای خودش درست کرده. بعضیها دیگه واقعن شورش رو درمیآرن.» و منتظر تایید ما است. میم دختری کاملن امروزی است که شیوهی زندگیاش با استانداردهای زندگی غربی بیشتر مطابق است تا مدل سنتی آن: تحصیلکرده است، کار میکند، اهل فیلم و موسیقی است و خوشپوش و بهروز. تا آنجا که میدانم، میم خودش اعتقادی به حجاب، دستکم آنطور که در شرع آمده است، ندارد.
اعتراض میم برایم جالب است. بحث که میکنیم متوجه میشوم استدلالش برمیگردد به اینکه هر جامعهای عرفی دارد و باید این عرف را همه رعایت کنند. با خودم فکر میکنم تا حدی راست میگوید و حتا بهنظر من هم مدل لباسپوشیدن و آرایش دختر عجیب و غریب بوده است. بعد این سوال میآید توی ذهنم که: «اصلن فرض کنیم لباسپوشیدن این دختر عجیب و خارج از عرف جامعه باشد، چهطور و چرا من مشکلی با آن ندارم و میگذرم ولی میم صدایش درمیآید؟» بعد یادم میافتد توی فلان مهمانی و بهمان رستوران هم دیالوگهای مشابهی را از زبان خانمها شنیدهام که به سر و وضع زن یا دختر دیگری معترض بودهاند. حالا سوال کلیتر میشود: «چرا خانمها خودشان به خودشان بیشتر گیر میدهند؟»
دلایل من در پاسخ به سوال اول، برمیگردد به اینکه به انتخاب آدمها در مسایل شخصیشان احترام میگذارم و طبیعی میدانم که ممکن است انتخاب بعضیها با پسند من جور درنیاید. از طرف دیگر، به عرف هم اعتقاد چندانی ندارم، چون گمان میکنم هیچکس نمیتواند به صورت دقیق آن را تعریف و حد و مرزش را مشخص نماید. به قول ز؛ دوست دیگرم؛ «لباس خود خانم میم از دید دیگری ممکن است خارج از عرف باشد.» اما پاسخ به سوال دوم به این سادگی نیست. شاید به اینخاطر باشد که زنها نسبت به مردها ذاتن تمایل به جلوهگری و موردتوجه قرارگرفتن بیشتری دارند و حضور فرد جلوهگرتر را برنمیتابند. شاید ریشهاش در حسادت و احساس خطر باشد و شاید اصلن اینگونه نباشد و استنباط من به کل غلط است. نمیدانم!
بیربط: عیار چهارده بهنظرم فیلم خوبی بود. تماشایش را پیشنهاد میکنم.

نظرها
نتیجهگیری که کردی رو قبول ندارم.من فکر میکنم کلا ما زنها خوب یا بد کلا اینجور چیزا رو بیشتر میگیم. فقط مساله گیر دادن زنها به زنها نیست. تقریبا مطمئنم اگه یه پسری هم مثلا خوشتیب بود یا یه تیپ عجیب زده بود اون همسر دوستت بیشتر احتمال داشت چیزی بگه.
رویا | March 3, 2010 06:22 AM
من کاملا نظرتو قبول دارم برام جالب بود
میلی | March 3, 2010 07:49 AM
من هم مثل شما در اين موارد نظر نميدم.هر چند خودم يك زنم..گاهي اوقات از ذهنم مي گذره كه فلاني چه عجيب لباس پوشيده ولي سريع مقابل اين فكرم مي ايستم...چون به نظرم دخالت در حوزه ي شخصي ديگرانه...ما بايد ياد بگيريم كه در زندگي روزانه آدم ها رو همون طوري كه هستند بپذيريم!
ايرن | March 3, 2010 11:00 AM
من باهات موافقم. عرف رو کی تعریف می کنه؟ بیا یه کمی کوچکترش کنیم. مگه نه اینکه در هر خانواده ای عرف یه مرزی داره؟
یعنی اون چیزی که باعث می شه اون خانوم، اعتراض کنه بهش، ممکنه برای یکی دیگه عادی باشه. هر چند تعداد افراد گروه دوم کم باشه که معمولا کمتره.
اون قسمت (ریشه در حسادت و....) رو هم با یکی دو تا بند و تبصره میپذیرم.
بغل دستی | March 3, 2010 11:06 AM
بی شک قضیه حسادت است. خانم رویا هم در کامنت قبلی تایید کردن که اگه پسری خوش تیپ بود ، پسره گیر می داد. خوب اینم قبوله . یعنی پسرها هم حس حسادت دارن . اما نه به اندازه ی خانم ها
تورنت | March 3, 2010 12:28 PM
سلام نميخوام رفتار خانوم ميم رو توضيح بدم ويا ازطرف خانوما حرف بزنم چون خودم زنم مسلما بيطرفانه نميشه ولي استنباط شما برام جالب بودوسوالم اينه كه آيااكثر مردها اينطوري فكر مي كنند وعكس العملهاي زنانه صرفا با معيارهاي كليشه اي حسادت و ميل به ديده شدن و ساير موارد مشابه سنجيده ميشه؟
نسيم | March 3, 2010 12:29 PM
اگه افراد خط شکن نباشن جامعه راکد میشه
حدس من اینه که همون لباس خانوم میم 10 سال پیش تابلو بوده ولی الان معمولی حساب میشه.
آرش | March 3, 2010 12:32 PM
فقط این را می دانم که آن دخترک عجب دافی بوده
رضا رادبه | March 3, 2010 02:06 PM
shayad dalilesh in bashe k dar pase e`teraze "mim" ain jomle bashe:
"hamin shomahain k baes mishin..."
man in jomle ro moghe sootihaye ranandegie khanooma ziad b kar mibaram!
watoo | March 3, 2010 02:35 PM
هر کسی مدل خودشه چیکار داریم واقعا
رویا | March 3, 2010 02:56 PM
ma yad nagereftim be salayeghe ham ehteram bezarim,sharayete jame'am tori boode ke taghriban hame to ye gaam lebas miposhim,hala ta yeki motefavet mishe be cheshm miad.kheili ham be zan va mardi rabti nadare,ye mardam motefavet lebas beposhe sedaye mardo zan dar miad!be nazaram adate.va inke in eteraz va nazar dahii faghad to lebas poshidan nist,to hame chie,kasi bekhad gir bede belakhare ye chizi peida mikone to adama
... | March 3, 2010 04:02 PM
ممكنه اينجور باشه كه تو ميگي، ولي مدل مردا فرق مي كنه! يعني اگه جلوشون بگي فلان مرد خوش تيپه اعتراضي نكنن ولي اگه به عنوان يه زن آدم بگه فلان مرد خوش فكره بلافاصله اعتراض مي كنن! يا ضايعش مي كنن يا كاراي اينجوري!
يعني ممكنه لباس پوشيدن و شكستن عرف تو اين زمينه براي مردا قابل پذيرش تر باشه، ولي وقتي مردي با طرز تفكرش عرف جامعه اي رو مي شكنه، مردا به شدت حسادت مي كنن و احساس خطر
از اين زاويه ام به قضيه نگاه كن
دريا | March 3, 2010 05:06 PM
ha..ha...ha...ha..vaghe an tavagho e chize dige i dashti???hadeaghal in sabet mikone khanume filan aghaye bisan(hamsaresh) ro 2st dare...jeddi migam
adamk | March 4, 2010 12:42 AM
salam. bloge man ro ham agar tunestid bekhunid. shadam mikonid. manun!
Nargess | March 4, 2010 03:29 AM
آقای صادقی خیلی معذرت می خوام ازتون اما یه مشکلی برام پیش اومده شاید شما یا یه کدوم از بچه ها بتونن کمک کنن.
من یه وبلاگ تو بلاگفا دارم و یکی هست که میاد و کامنت های توهین آمیز می ذاره برام با اسم های مستعار ولی معلومه یک نفره
می خوام ببینم راهی هست که بهمم اون کیه؟
مثلا" یکی از کامنت گذار های خود وبلاگم ممکنه باشه؟
چون به یکی از کامنت گذار هام شک دارم اما نمیشه ثابتش کرد .
میشه فهمید این آدم همونیه که کامنت توهین امیز میذاره؟
----------------------------------------------------------------
به نظرم اهمیت ندین و کامنتها رو بعد از تایید منتشر کنین.
مینا | March 4, 2010 04:00 AM
in ye instinct jahani beyne zanhast ke hesadat mikonand .
va vaghti ke una ro tahvil nagiri va mahaleshun nazari bishtar az hame chiz javab mide.
agar deghat konid hamchin hesadati hatta beyne afrade nazdike aghvametunam hast .
man nazare ata movafegham .
NASIBI ALIREZA | March 4, 2010 12:29 PM
پردیس سینمایی ملت سه شنبه .فیلم خوبی بود بله. به نظرم خیلی از جمله ها در واقع یه سوال اند :آیا من هنوز جذاب ام .یه حسرت اند بابت جسارتی که نیست یا محدودیتی که هست. بعضی از زن ها ناشیانه عمل می کنند وقتی یه مردی/همه ی مرد های جمع خیره به یه زنی است/اند شاید راه حل مقابله به مثل بهتر باشه آدم می تونه بگه دلم می خواد یه کاپشن بخرم از این تنگ تر..
من مشکلی با این مدل حسادت زن ها ندارم به نظرم مزخرف تر از هیز بازی و سایز زدن مردا نیست .که خودشون را مکلف می دونند مدام اعلام کنند اوه در ساعت چهار ات چه داف شاستی بلندی وایساده پسر.به به ...
اینکه لباس هرکی به خودش مربوطه بدیهی ئه البت. .
غزل | March 4, 2010 04:12 PM
من خودم اینجور وقتا یه نگاه می کنم بعد ناخوداگاه سرم به کارخودم گرم می شه ولی مامانم برعکس تازه غر هم می زنه احساس من اینه که افرادی به سن وسال مامان من بیشتر به این موضوع توجه میکنند اخه تا اونجایی که خودمو دوستامو می بینم زیاد برامون این چیزا اهمیت نداره البته با نظر شما هم تا حدودی موافقم
ندا | March 4, 2010 05:50 PM
mishe mailetuno begid?
----------------------------
تو وبلاگ هست آدرسش
baran | March 4, 2010 08:58 PM
salam .be nazaram orf ye chize shakhsiye na be jame bayad rabt dashte bashe na be khanevade .age be khnevade rabt dare chera ye orfi ke ye 2khtar mipasande madar nemipasande ya belax masalan mamane chadoriye vali 2khtare dafi aslan ba madare biroon nemire . age bere kenaresh rah nemire ke mabada kasi befahme madareshe .ya 2khtare chadori madar mantoE ya hata arayehse sorat mamane 7ghalm 2khtare kheyli sade aslan az arayesh badesh miyad -teh ba baghiye sharestanha fargh dare in shahrestaniyae ke miyan teh didi cheghd taghir mikonan hata lahjashun amal mishe .ya farz begir ye b ya g be shahrestan mire baraye tahsil baghiye ye jor dg negash mikonan engar taraf ... taraf be khodesh shak mikone( chera ?! chon az teh umade) . toye ostanhaye mazhabi mesle yezd va esfahan aslan nemizaran bachehashun biyan teh tahsil konan migan kharab mishidi.hala benzazare shoma orf toye teh shakhsiyete?ye toye ostanhae injori orf toye jame tarif mishe? ya hamash bar migarde be sobate shakhsiyati?be nazare khodam nadashtane sobate shakhsiyat hameye inaro be vojod ovorde ya napasandide shodan hameye orfa az nazare hame.
69 | March 4, 2010 11:15 PM
سلام آقای صادقی
پست جالبی بود!آره شاید ما خودمون به خودمون(خانوما) بیش تر گیر می دیم اما...اسمشو نذارین حسودی!یه کم بی انصافیه...
این حسودی نیست اما حس بدیه حتی برای همون یه لحظه وقتی که می بینی همراهت (فرقی نمی کنه...) یهویی تمام ذهنش می ره سمت اون دختره که چی؟!لباسش چطوریه.باتمام جزئیات بررسیش می کنه همونطوری که شمام اینکارو کردینو می تونم شرط ببندم که اگه بگن 10 بار پشت سر هم از اول بگو چی پوشیده بود بدون کم و کاست می تونین بگین.خوب این یعنی چی؟!...
خودتونو بگذارین جای همون میم که می گین (حالا شاید اون اینطوری نبوده و از یه بابت دیگه گفته من کلی می گم به علاوه حس خودم)...چه حسیه؟خوب نیس دیگه...کی خوشش میاد؟!
Ms.autumn | March 5, 2010 11:20 PM
من به عنوان یک دختر می توانم دیدگاه خودم را توضیح بدهم بقیه را نمی دانم
دخترها یا کلا خانم ها همیشه توی ذهنشان چارچوبی دارند که فراتر از آن شخصیت
خودشان را خدشه دار می بینند شاید چون عادت داریم که با ضرب المثل مشت نمونه ی خروار است قضاوت می کنیم یک دختر وقتی با چنین چیزی رو به رو می شود این طرز پوشش یا فراتر از آن یک رفتار را نماینده ای از جنس خود می داند
وقتی کسی را با رفتاری که در حد شان یک دختر نمیداند می بیند خیال می کند به جایگاه خودش هم لطمه وارد می شود و تفکر همه ی خانوم ها همین طور هستند معمولا در جامعه جریان دارد. و همین باعث دلخوری می شود
برای من که این طور است تا جایی هم که دیده ام این طور بوده حالا این که شاید آدم هایی هستند که جور دیگری فکر می کنند را نمی دانم
قاصدک | March 6, 2010 12:48 AM
ميدوني بحث اين نيست كه خانوما به خانوما بيشتر گير ميدن و معترض ميشن.
شايد براي اينه كه خانوما بهتر ميدونن و ميفهمن كه اون طرف چرا خودش رو اينطوري مسخره درست كرده و اومده بيرون و مطمئنا كسي كه خودش اين تيپ رو نميزنه پس اين رو قبول نداره و يه جورايي داره مخالفتش رو با اين مسئله نشون ميده.
بعدم بحث عرف نيست ،بيشتر بحثه اينه كه چرا كاري بكنيم كه به قول تو تابلو بشيم.
اصلا هم بحث حسادت و اين حرفا نيست.
ببين مثلا من خودم وقتي يه خانومي رو با كفش پاشنه 10 سانتي ميبينم كه داره به سختي راه ميره خوب ناخودآگاه ميگم كه " خوب مگه مرض داره همچين كفشي پوشيده " اين موضوع نه به من ربطي داره نه طرف تابلو شده نه هيچي ، فقط انگار آدم دوس داره نظرش رو بگه ،در صورتيكه شايد اصلا همسرم متوجه كفش اون خانوم هم نشده باشه چه برسه به اينكه بخواد بفهمه داره سخت راه ميره.
nc | March 6, 2010 09:39 AM
خب به نظر من این که شما به آدم ها در انتخاب مسائل شخصیشون احترام میذارین فکر نمی کنم ربطی به مرد بودنتون داشته باشه و همین طور این که اون خانوم این رو درک نکرده که هر کسی توی یه شرایطی رشد کرده و یه نیازی رو با لباس پوشیدنش میخواد بر طرف کنه باز هم فکر نمی کنم ربطی به خانوم بودنش داشته باشه... !
dooshizejoojeordak | March 6, 2010 10:36 PM
من خودم به عنوان یک دختر وقتی همچین افرادی رو می بینم بیشتر به جای اون فرد خجالت می کشم تا این که بخوام بهش حسودی کنم
Anonymous | March 7, 2010 05:52 PM
به نظر من خوش تیپ بودن با تابلو بودن خیلی فرق داره...!
pama | March 7, 2010 05:56 PM
خانم ها مکار و حیله گرند ازشون بترس .
میس شانزه لیزه
جزیره در کهکشان | March 8, 2010 12:54 AM
تحلیل معرکه ای بود ، ولی از یه طرف هم به نظرم چون خانم ها توی ایران توی دو راهی گیر افتادن ، و نمیدونن که حجاب در نهایت خوبه بده یا چیه ، باعث میشه که این قضیه رو فرافکنی بکنن و به همه گیر بدن در حالی که ممکنه ارایش دو طرف یکی باشه ..
Universal Emptiness | March 8, 2010 10:02 AM
آقا جان اصلن يه سوال؟ شما هيچ مي دوني خانمها يا دختر خانم هاي كوچولو چرا سر از عمليات جراحي پلاستيك در مي آورند؟ به ويژه جراحي زيبايي بيني البته امروزه بيشتر جلوه ي دماغ داره تا بيني؟خب مي دوني؟؟به قول شما اين جامعه اي كه ميگي يه جورايي باعث و باني اش است.خب يك دختر توي جامعه ي امروز ما درحالي كه فكر مي كنه در خيلي زمينه ها عقب افتاده است (اصولا اشتباه مي كند اما تقصير او نيست) سعي دارد تمام اين كمبود ها را جبران كند و قاعدتا در اين موقعيت مكاني راهي بهتر از عملهاي زيبايي نمي يابد!مگر غير از اين است؟كمبود اعتماد به نفس!سوءاستفاده ي بيشتر جراحان ساختمان ساز از اين نقطه ضعف خانمها كه در جامعه ي ما فراوان يافت مي شود و تبليغات بسيار بي مورد همه و همه باعث مي شود كه اين خانمهاي مذكور فكر كنند كه عجب كلاسي داره! يه كم تقريبا بچه ميشن! و نمي فهمند كه اين چيزا خيلي مسخره است و ارزشهاي آنها هنوز مدفون است و فكر ميكنن كه آره بابا همشو كشف كردن!بنده خداها!خيلي دلم مي سوزه واسشون! واقعن توي جامعه ي ما خانمها دارن شست و شوي مغزي ميشن!از اعمال زيبايي كه بگذريم همين طرز لباس پوشيدن هم يه جورايي برميگرده به همين موضوع! يعني تنها راه كه احساس مي كنن مي تونن خودي نشون بدن يا حداقل اعلام وجود بكنن يا اينكه حالا هرچيزي! نمي دونن كه دارن با سيلي صورتشونو آرايش ميكنن نه با اين هفت قلم مواد شيميايي كه معلوم نيست توش چيا ميريزن؟!!! البته اينجا اينجوريه!يعن به قول شما چون تو كشورهاي ديگه به ويژه كشورهاي غربي اصلن از اين موضوعات خبري نيست،اصلن جلف بازي وجود نداره،به اندازه ي لازم به خودشون ميرسن و اصلن واهمه اي ندارن كه خداي نكرده از ديد عموم خارج بشن!به خاطر همين امثال افرادي در كشور ما كه از تمامي اين محدوديت ها در كشورمان سوءاستفاده ميكنن و نارو ميزنن و هزاران كوفت ومرض ديگه در اين كشورها وجود ندارد!واقعن خوشا به سعادتشون،هرچي نداشته باشن(كه دارند)حداقل فرهنگشونو حفظ ميكنن با چيزهاي بسيار ارزشمند و خوب و به درد بخور!اميدواريم اينجا هم هرازگاهي از اين خبرا بشه!دقت كردي ما فقط اميدواريم؟!كار ديگه از دستمون بر نمياد
سخني دارم | March 9, 2010 08:58 AM
البته جسارت نشه احيانا!اصلا منظورم همه ي خانمها نيستند ها! خيلي هارو داريم كه من واقعا تحسينشون ميكن!واقعا دمشون گرم!چقدر نمونه ي اين انسان ها باشخصيت و انسان هستند كه جدا همه جا موفق اند اگر حسودان بگذارند! ما مردها هم كه كاملا بحثمون جداست خداراشكر! البته وارد جزئيات شدنش عواقب وحشتناكي رو از جانب خانم ها در پي خواهد داشت.پس بي خيال مي شويم.
سخنم جا ماند | March 9, 2010 09:04 AM
سلام دوست-استاد عزیز
خواستم بگم خیلی چاکریم چون:
آيا خطر ظهور فاشيسم در ايران جدی است؟
بعد از برگزاری انتخابات و فروکش کردن هيجانات معمول، تحليلگران سياسی هر کدام از زاويهای مسئله را بررسی کردند و ارزيابیهای متفاوت و بعضا متضادی از علت رئيسجمهور شدن احمدینژاد در گوشه و کنار ارائه شد. در اين نوشته، من میکوشم ضمن انجام يک تطبيق تاريخی بين وقايع پس از انقلاب فرانسه و اتفاقات اخير ايران، به علل گرايش بخشی از مردم به احمدینژاد بپردازم و سپس در ادامه پاسخی برای اين پرسش پيدا کنم که خطر پيدايش يک نوع فاشيسم مذهبی در ايران تا چه حد جدی است.
یک پنجره
1 july 2005
سیاوش یا شهید خودمون | March 9, 2010 01:21 PM
احتمالن به همون دلیل ساده برمیگرده که خانومها نمی تونن یه تیم فوتبال تشکیل بدن!
Ahoo | March 10, 2010 02:27 PM
نتیجه گیریت درسته. البته متنفرم که باید به این اعتراف کنم ولی خوب اینجوریه دیگه.
ما زنها دلمون میخواد بهترین و خوشگلترین و خوشتیپترین و... باشیم. ضمنا این جهانیه و اصلا مختص ایرانیها نیست. زنهای آلمانی که رسما زنهای خوشگل و خوش تیپ رو چپ چپ نگاه می کنند.
چند روز پیش دختری که مینی ژوپ پوشیده بود سوار فطار شد و خانم آلمانی میانسالی با صدای بلند گفت: تو این سرما!!! شک ندارم که نگران سلامتی دختره نبود!
خانومچه | March 10, 2010 06:48 PM
من کاملا با 80 درصد حرفایی که شما زدین مخالفم
استقرایی که تو استدلالتون زدین بسیار بسیار ناقصه
line | March 10, 2010 11:46 PM
har ki jar joor doost dare bayad lebaas bepooshe va khodesho dorost kone.. inke hala orfe ya na va ya ghiyafeye aadiye ya na be kasi rabti nadare.. this is what is called individualism! ma iraniha ham behtare yad begirim va hey hamaro judge nakonim bar tebghe nazar va saligheye khodemoon!!!
atefeh | March 11, 2010 11:58 AM
استدلال استقرا
خیلی راحت شما هنوزم حقی قائل نیستید برای کسی که هر جوری دوست داره لباس بپوشه هر جوری یعنی هر جوری
بقیه اش دیگه کشکه
تکتم سنایی | March 11, 2010 02:08 PM
من هم با شاعر زباله ها به روزم اون رو ÷یشنهاد میکنم .
جزیره در کهکشان | March 11, 2010 03:53 PM
خب نوشتت چند تا موضوع رو با هم داره، عرف در لباس پوشیدن خیلی جاها تعریف شدست، اما نمیشه جزئی نگری خانم ها رو ندیده گرفت، قضیه گیر به بقیه مردم هم برای تو حل شدست شاید برای میم حل نشده باشه اما خیلی دختر/ زن می شناسم که برای اونا هم حل شده فقط پای زن ها در میان نیست، آقایون هم وقتی میشنن به نظر دادن خوب از خجالت خانم ها در میان، مستفیض شدم چندین بار از مصاحبتشون در مورد سر و وضع دوست های پسرو دخترشون فقط زرنگن می دونن هر حرفی و باید کجا بزنن :)
Fiddler | March 12, 2010 01:36 PM
دليلش حسوديه
آدما وقتي از چيزي خوششون مي ياد
و قادر به انجامش نستند و يا به هر دليلي انجام نمي دهند
وقتي يه نفر ديگر رو مي بينن كه چطور او اون موضوع رو براي خودش حل كرده
به اون فرد اعتراض مي كنن چون ساده تر است ولي در واقع چيزي درون خود اون آدم احساس كمبود كرده
هما | March 12, 2010 02:33 PM
این حرفها و نتیجه گیری ها و توجیه ها همه برمیگرده به گسیخته بودن فرهنگ ما. تو کشورهای اروپایی وامریکایی هم عرف وجود داره زنی اگر آرایش خاص و غلیظی داشته باشه،توجایی که نباید، معلومه چه کاره ست. اونجا هم یه خانوم عادی مثل همین خانوم م میدونه برای سینما رفتن یه سبک آریش باید داشته باشه برای عروسی رفتن یه جور ، محل کار یه آرایش خاص رو میطلبه، دانشگاه یه جور. اما ماایرانیها برای توالت رفتن و نونوایی رفتن و سینما رفتن و خرید رفتن باید غلیظ ترین آرایشی رو که میتونیم داشته باشیم،مبادا بگن کمی کمتر خوشگلیم ، بعد هم خودمونو توجیه میکنیم که عرف غلطه هرکس آزاده هرجوری خواست بگرده!! آرایش برای اصلاح زیباییهاست نه اینکه نفهمی اصلا طرف از حموم بیاد بیرون میشه نگکاهش کرد یانه؟؟ متاسفانه کسی هم که این حقیقت رو بدونه و یادآور بشه محکوم میشه به امل بودن. برام مهم نیست هرجور خواستین فکر کنین!
فلورا | March 12, 2010 07:41 PM
من فکر کنم بهترین کار اینه که از خانوم میم خواهش کنیم بیاد خودش توضیح بده در اون لحظه چرا به اون خانومه گیر داده این جوری دیگه 37 تا
comment
از بین میره و عطا صادقی هم به کاراش میرسه
نادر | March 12, 2010 08:53 PM
توی روانکاوی یه چیزی وجود داره به نام "سکشوال اکسپوز"...آدمها چه زن چه مرد،هر کدوم نیاز دارن که "خود" رو نشون بدن...هر کسی به طریقی و از راهی...کاری که خانم مذبور انجام داده یه عمل کاملا طبیعیه ولی انگار چون با نگاه ناخودآگاه ما نسبت به سکشوال اکسپوز جور در نمیاد برامون غیر قابل تحمله یا...بهتره به سکشوال اکسپوزه ای خودمون هم نگاهی بکنیم...ا
کاوه اویسی | March 15, 2010 12:20 AM
سلام.
خوبید؟
مطلبتون جالب بود.یه چیزی ذهنمو همیشه توی ایران ناراحت میکنه و اون احترام نذاشتن ادما به اعتقادشون.
به اعتقاد اون 7 قلم ارایش شده و یک خانم چادری به هر دو باید احترام گذاشت.جفتشون یک سری تفکر پشت عملشون هست و ما ملزم به احترام به اونها هستیم.ما اجازه حرف زدن نداریم که اون چرا اینجوریه یا اون یکی هنوز امله که چادر سرشه.ولی واقعا این فرهنگ رو اصلا نداریم.
Anonymous | March 15, 2010 02:32 PM
comment ghablio man dadam:)
بشثلاث | March 15, 2010 02:33 PM
دیروز یه کسی در مورد مدرسه رفتن و نرفتن می گفت که دخترها به خودشون هم اعتماد ندارن ولی من گفتم این ربطی به اعتماد نداره، اونا به روح فردی بیشتر از جمعی احترام می گذارن و کسی رو که مدرسه بره یا به قولی نخاله باشه، احترام می ذارن. در این مورد با توجه به این که میم آدم با شعوریه می توان حدس زد که از روی حسادت این رو نگفته باشه و به این برمی گرده که خارج از تعاریف ماست و کسی که این طور خودش رو در معرض دید قرار می ده، نیاز به دیده شدن داره و راهی جز این پیدا نکرده. البته موافقم که باید به همه کس با همه جور وضعیت احترام گذاشت. من به عنوان یه دختر این طور با چنین آدمایی کنار می آیم و هیچ وقت هم احساس حسادت نکردم که مثلا با وجود اون من دیده نمی شوم.
یه چیز دیگه هم هست اینه که ما از بس گفتیم پسرا اینجوری، دخترا اونجوری یا چنین حرفایی و ویژگی های خصوصی را عمومیت دادیم، واقعا داریم دارای اون ویژگی ها می شیم و این خیلی تلخه... خیلی
بهناز | March 15, 2010 07:25 PM
chera safarname malezio naneveshti ? chera dar morde eyde maskhare emsal hichi neminevisi ?benevis emsal safar koja miri chanta picture bezar nemi2nam yekari bokon dg.
Anonymous | March 15, 2010 11:36 PM
خیلی عاالی نوشتید
کاملاً موافقم
دوشیزه (متولد اسفند) | March 18, 2010 03:10 AM
سلام
سال نو مبارك
اميدوارم سال خوب و خوش و سرشار از بهروزي و پيشرفت روز افزون داشته باشي
دريا | March 21, 2010 01:07 PM
از همین روست که میتوان حدس زد اگر در مورد حجاب رفراندمی در ایران برگزار شود با کمال تعجب چه نتیجه ای خواهد داشت.
انسان سکولار | April 8, 2010 09:16 AM