Je suis malade

November 25, 2009 01:48 AM

ترانه‌های زیادی است که دوست‌شان داریم، که با آن‌ها خاطره داریم، که وقت‌های دل‌تنگی‌مان گوش می‌کنیم. اما برای هرکسی تنها چند ترانه بیش‌تر وجود ندارد که رهایش نکند، که اصلن بشود بخشی از وجودش، که زندگی کند با آن، که هزار و یک لحظه‌ی تلخ و شیرین به آن وصل شده‌ باشد ...

برای من Je suis malade با اجرای فوق‌العاده‌ی لارا فابین یکی از همان‌هاست. آهنگی که انگار به بند بند وجودم وصل است. آهنگی که این روزها بیش‌تر از همیشه گوش می‌کنم. روزهایی که سعی می‌کنم کسی را فراموش کنم و نمی‌شود ...

پی‌نوشت:

یعنی هر بار آن بخش از آهنگ (از دقیقه‌ی دوم تا چهل و پنج ثانیه‌ی بعد) را می‌شنوم که:

Comme à un rocher
Comme à un péché
Je suis accroché à toi
Je suis fatiguée, je suis épuisée
De faire semblant d'être heureuse
Quand ils sont là
Je bois toutes les nuits
et tous les whiskys
Pour moi ont le même goût
Et tous les bateaux
Portent ton drapeau
Je ne sais plus où aller tu es partout ...
Je suis malade
Complètement malade

می‌میرم و زنده می‌شوم ...


مرتبط:
متن اصلی آهنگ به فرانسه
ترجمه‌ی انگلیسی آهنگ
ویدیوی یکی از اجراهای لارا فابین از این آهنگ در یوتیوب