تغییر ...
همهی زندگیم و در واقع درستتر بگویم همهی کتابها و فیلمهایم را بستهبندی کردهام در یک سری کارتن در سایزهای مختلف و اینجا توی این اتاق، تختم مانده، قفسههای خالی کتابخانه و این کامپیوتر و میزش.
نگاه میکنم به این کارتنها و انگار هنوز باورم نمیشود که دارم میروم از این خانه. حس عجیبی است. مامان، بابا و برادرم را که نگاه میکنم، فکر میکنم مفهوم اینکه «یک چیزی قلب آدم را میفشارد.» را درک میکنم هربار. هنوز نرفته دلم برای هر سهشان تنگ شده ...
بالاخره باید روزی اتفاق میافتاد و حالا میدانم که وقتش است، هر چهقدر هم سخت باشد. باز خوب است همان شهری هستم که آنها هم هستند و باز خوب است هر وقت بخواهم، میتوانم تا نیم ساعت بعدش، ببینمشان. هیچ وقت به اندازهی امشب نمیدانستم اینقدر دوستشان دارم.
دلم برای اتاقم تنگ میشود، برای این خانه، برای آدمهایش و برای همهی لحظههای خوبی که با هم داشتهایم ...
پینوشت:
به احتمال فراوان سهشنبه اثاثکشی میکنم.

نظرها
قراره تنها زندگی کنید؟؟؟
چرا؟
خب حداقل ازدواج کنید اینجوری خیلی بهتره ها
باور کنید خیلی هاآرزو دارند با شما ازدواج کنند و البته پدر مادرتون هم مطمئنا همین ارزو رو دارن در ضمن کمتر از دو ماه دیگه 34 سالتون هم تموم میشه حیف نیست هنوز مجرد باشین؟
تازه تنها هم زندگی کنین؟؟؟؟
من اگه جای شما بودم تو افکارم تجدید نظر می کردم
راستی من همونی ام که کامنت هامو پابلیش نمی کنین
باران | August 16, 2009 03:27 AM
به سلامتی...
ناگهان | August 16, 2009 09:48 AM
http://www.harfazbehesht.blogfa.com/post-1.aspx
این شعر را حتما بخوانید و به آن لینک بدهید
علی | August 16, 2009 10:40 AM
به یاد نوید مجاهد که حقی بر گردن ما دارد:
http://www.debsh.com/
ليلا | August 16, 2009 11:08 AM
همیشه دقیقه ء آخر میفهمی که یه جایی دلبستگی داری ،
همون جایی که باید ترکش کنی ..
کاش میشد آدم دلبستگی هاشو بذاره گوشه چمدونش !
با اینکه اینم یه جور خودخواهی .
خیلی وقته میام اینجا ،
گودرتونم دنبال میکردم . اولین باره که کامنت میذارم .
این یعنی خوشوقتم :)
behnaz | August 16, 2009 03:49 PM
injoori kolan mostaghel shodan bayad hese khoobi dashte bahe.esteghlale sad dar sadetoon mobarak!har chad ke zaheran shoma kheili khoshhal nistin...
iimn | August 16, 2009 04:13 PM
به باران:
1- اول اینکه شما کی هستین که اینقدر اطلاعات دقیق از من دارین؟
2- من کدوم کامنت شما رو منتشر نکردم؟ فکر نمیکنم تاو این دو سه ماههی اخیر کامنتی رو منتشر نکرده باشم.
ata | August 16, 2009 06:20 PM
kojaie etelaate in barane daghighe akhe ata hame donya midunan to chan saleteo motavalede mehri ameie manam midune ziad khodeto dargir nakon
mehdi | August 16, 2009 06:34 PM
آقا خبر بدین بیایم کمک، تنهایی اسباب کشی نکنید واسه کمرتون بده،بی تعارف گفتما.راستی یادم رفت بگم ب سلامتی و ب دل خوش و از این حرفا ک زیاد خوب بلد نیستم
ساقی | August 16, 2009 10:41 PM
tajrobeye jadid mobarak
fiddler | August 17, 2009 12:02 AM
وقتی فکرشو میکنم دیگه با این کلید ، هدیه بزرگ شدنم ، دیگه این درو باز نمی کنم قلبم یخ میکنه .
من هم اسباب کشی در پیش دارم !!
sara | August 17, 2009 12:30 AM
وارد شدن به مرحله ای جدید از زندگی تون رو تبریک میگم باید تجربه خوبی باشه
نمیدونم چرا گوگل ریدر شما پیش من باز نمیشه میخواستم ببینم مشکل از کجاس ،، من یا شما؟
sara | August 17, 2009 01:25 AM
:)
تجربه ی جدید به قدر کافی بریت لذت بخش باد دوست عزیز
نوید بدون روتوش | August 17, 2009 11:36 AM
سلام منهم تقريبا هم سن شمام به دلايل کاري ده سال تنها زندگي کرده ام وحالاچند ماهي است که پيش خانواده ام هستم باور کنيد دلم براي ان تنهايي و استقلالم تنگ شده هر چند خيلي خيلي سخت بود خيلي دوست دارم ميتوانستم استقلال والبته امنيت را در شرايط بهتري ميداشتم واقعيت اين است که بعداز يک سني بايد ازخانواده جدا شد چه با ازدواج چه بي ازدواج واين براي اقايون اسانتره هرچنددر شروع اين زندگي جديد مطمئنا دلتنگ خواهيد بود والبته مشکلاتي خواهيد داشت اما ميدانم پس از زمان کوتاهي راضي خواهيد بود والبته به پيشنهاد باران هم فکر خواهيدکرد با اين حال اميدوارم اين شروع تغييرات عالي در زندگيتون باشه
Anonymous | August 17, 2009 04:03 PM
in ke khoobe Ata jan, man ke 8 mahe pish bare safar o bastam az shahr o diyar kooch kardam in vare donya chi begam, vaghti hameye kara ro kardam o chamedoonam dame dar bood o bilit too dastam, taze fahmidam ke che ghalati kardam :(
bahar | August 18, 2009 01:08 AM
به دل نگیرید
غرضی نیست و کینه ای نیست و مرضی ندارم از آن چه می آید که عن پراکنی از ذات بر می آید و بر ذات می نشیند.
عن عن عن عن
آن چیزی است که هست و تمام دنیای ماست اسن عن فراگیر و بزرگ و ستهم و کبیر بی هیچ تمثیلی.
آری عن است که می پراکند و عنگبین می شود و عنابیز می شود و عنتر می کند مردمان عن زده را.
سخن (سخن را در معنای دسکوری آن بخوانید) عن گفتمان فراگیر من است و پراکنش عن آن چیزی است که طرح اندازی می کند هستی را. عن است که عن پرور می شود و عن خواه و عن پرست و عن دوست و عن بو و عن گریز و عن قریب و پاد عن و پادتن و پاتن و عنکار و همکار و بقال و بزاز و عن جبین و بی عن و کم عن و آهن و عنسا و عن رخ و عنقا.
اگر بلد نباشی که بنویسی عنبوه می شود و عندک و گزعنگبین و عنکبوت و عنگور و عنار و عنجیر و خرما و آلو عن و عنچوچک و عنابه و عنایت و عنین (هامون را که یادت هست) و عنتر و لوطی و لوسی و موشی و شبنم.
عن هاتاوی و عنیس واردا و عنانه و حنانه و عندی مکداول و عنان و بنان و چنین و چنان.
عنگزیریم از آنچه می آید و جهان را می پالاید از لذت این همه عن.
اصول عن است بر اردوگاه اصولگرایان و مصلحت عنی است در خانه ی اصلاح طلبان.
لایحه ای از عن است که به مجلس می رود و وزیر محترذم در صحن علنی حاضر می شوند اما وقتی که دو فوریت این طرح عن انگیز و ان عنگیز و عن عنگیز و ان انگیز تصویب شده باشد.
به دل نگیرید حمله ای بود از لشگر عنان گسیخته ی عن از من خواننده ی این عنوشته های شما و نمی گویم کیم که من عنمم
ANonimoos | August 18, 2009 03:13 AM
سلام،خوب هستید؟ کمرتون بهتره؟ مواظب باشید بهش فشار نیاد،دوباره مشکل پیدا کنه. چند وقته که خیلی به یادتون هستم،خواستم زنگ بزنم،گفتم مزاحم نشم،کامنت بگذارم.
مریم | August 18, 2009 09:06 AM
اين حس را وقتي داشتم كه قرار بود براي هميشه از خوابگاه دانشجويي برگردم..
masloub | August 18, 2009 02:18 PM
من اطلاعات دقیق دارم چون از شاگردهای اقای صادقی بودم که این شاگردی مال سالهای دوری هم نیست پس یک سال کامل اقای صادقی رو از نزدیک می شناسم و بعد از اون هم وبلاگشون رو همیشه دنبال میکنم لازم نکرده شما اقا مهدی بگید خودشونو درگیر چه چیزهایی بکنند
در ضمن بخاطر داشتن چنین عمه ای واقعا تبریک میگم اقا مهدی
باران | August 18, 2009 05:02 PM
چه قدر خوب می فهمم این پستت رو...و فکر می کنم پست هایی که بعد از این بنویسی در این مورد رو هم خوب بفهمم...و می دونی؟ منتظرشونم..یه جورایی یه وقتایی انگار آدم خودش رو داره مرور می کنه...تو یه قالب دیگه شاید!
مونا | August 19, 2009 12:20 AM
Adam ta chizio az dast nade ghadresho nemidone; omidvaram harja ke hastin khodeton va khanevadaton shad o khosh o salem bashin.
? | August 19, 2009 05:39 PM
به سلامتی عطا جان
تنهایی هم تجربه دوست داشتنی هست . من هم دو سال تجربه اش کردم . البته حاضر نیستم دوباره تجربه اش کنم . همون مدت کافی بود . الان دوست دارم دورم شلوغ باشه
به هر حال امیدوارم تغییر خوبی تو زندگیت محسسوب بشه . مواظب خودت و تنهایی هات باش
maryam haghi | August 19, 2009 07:30 PM
vay ata nemidunam chera in bache dabirestania dast az saret var nemidaran baba velesh konid in ataye maro ehtemalan [...] yeki az unas ke arezu dare bahat ezdevaj kone .............fek kon!!
Anonymous | August 19, 2009 11:32 PM
اسباب کشی برای من دیدن زندگی م در کارتن های بزرگ و کوچکی بود که در گوشه ای از اتاق پرخاطره غریبی می کردند . حسرت همان تکه هم ماند که بماند برای همیشه.
برزگ | August 20, 2009 12:05 AM
تغییر خیلی سخته مخصوصا وقتی دلبسته باشی. ما هم تیرماه اسباب کشی کردیم و من که تا دیروز تنهایی ام را به باغچه می بردم یا با بادهایی که از پشت بام می گذشتند قسمت می کردم حالا خیلی دلتنگم ولی آن روزی که تا صبح پای کامپیوتر نشستم قطره های طلوع را در چشمان پنجره یافتم و خون غروب را هم دیدم
شاید غمناک ترین تغییر کوتاه کردن موهای بلند دخترکی باشد که چندین سال بهشان دست نزده بود
بهناز | August 20, 2009 01:58 AM
آقای صادقی آن کامنت عجیب جریانش چیست؟
چرا حرف های رکیک آن آدم عوضی و پست را چاپ کردید؟
چرا کسی باید بیاید و این اهنت ها را به همه ی خوانندگان انجا بکند و عجیب تر که صاحب بلاگ چرا این ها را چاپ می کند
آرش | August 20, 2009 03:54 AM
یک کنکوری هستم...میدونم که چقدر مسخره است تو این گیر و دار ا.ن و گرفتاری های ذهنی -سیاسی و از همه مهمتر اسباب کشی من بیام بگم آقا عطا،تو که گلی،تو که کلی کتاب داری،تو که کلاس میذاری(منظور این کلاس های آموزشیه ها)خلاصه عجب خوبی و این حرف ها.میشه یه کوچولو منو راهنمایی کنی؟
کتاب خوب؟راه درست که از پس ریاضی کنکور بر بیام هست آیا؟
ال کمک...
--------------------------------------
اینجا نه تو رو خدا!
نسترن | August 20, 2009 04:08 PM
آفرین
معلومه خیلی باهوشیااااااا
تیزهوشان میرفتی؟
[...]
باران | August 20, 2009 04:55 PM
تغییر همیشه خوبه
من از تغییر استقبال میکنم
حسین جعفریان | August 20, 2009 09:58 PM
سلام
منم بهتون تبریک می گم شاید رفتن اول ناراحتتون کنه اما بعد بهتر می شه چون مطمئنم دلیل خوبی برای این کار دارید .همیشه همینه ادم برای به دست اوردن بعضی چیزا مجبوره چیز دیگری رو ازدست بده مهم اینه که ارزش اون چیزی که به دست می اری بیشتر باشه
از مستقل شدنتون خیلی خوشحالم چون این نهایت ارزوی خودمنه رسیدن به همین تنهایی مطلقه( من وخدا)ولی از اونجایی که این شرایط برای یه دختر تو کشور ما چندان نرمال نیست من می خوام برم یه جای دیگه تا تنهاییمو پیدا کنم.
تو اسباب کشی مواظب سلامتیتون باشید
لامیا | August 20, 2009 10:42 PM
سلام عطا جان
من فرهاد ریاضی هستم ، شاگرد شما در سال 83 در دبیرستان اندیشه سازان.
بی نهایت خوشحالم که میتونم که سایتتون رو ببینم ، هیچ وقت اون لحظات عالی کلاس ریاضیات گسسته و مخصوصا " نظریه اعداد " یادم نمیره...
ممنونم عطا جان
فرهاد | August 21, 2009 04:53 PM
chi shod?asas keshi kardin?chera dige neminevisin?ye soal bara man pish oomade:too khooneye khodetoon, khodetoon karatoono mikonid?khoone moratab mikonid,ghaza doros mikonin(baladin?!)(albate bebakhshida,ye kam foozoolie!)
iimn | August 21, 2009 09:12 PM
سلام. خوب مبارکه. به سلامتی. عجیب نیست که کل زندگی آدم میره تو چند تا کارتن؟ من هم به زودی اسبابکشی دارم ولی در مورد من برعکسه از تنهایی درمیام.
معلومه خانوادهی خوبی داری که این همه سال اونجا موندی. من در بیست و چهار سالگی از دست فک و فامیلم فرار کردم!
میگم این خانم [...] خیلی مشکوک میزنهها! متوجهی که [...] خوب برو ببین کیه، چیه، جریان چیه. ولی واسه ما هم تعریف کن. داره هیجانانگیز میشه.
خانومچه | August 21, 2009 09:40 PM
salam aghaye sadeghi khooobid?asas keshitoon tamoom shod be salamati?
aghaye sadeghi dar hal search kardan boodam ke motevajeh shodam ye nafar yeki az posthaye shomaro eynan copy karde goftam behetoon etela bedam linkesho mizaram vasatoon:
http://images.google.com/imgres?imgurl=http://efun.ir/wp-content/uploads/2009/07/tmp-models-15.jpg&imgrefurl=http://khodmoni.mihanblog.com/&usg=__bj09pHlsEMcJ6QpYX3nbbOAUgCM=&h=300&w=450&sz=24&hl=fa&start=29&um=1&tbnid=f3eIcAop9GIITM:&tbnh=85&tbnw=127&prev=/images%3Fq%3D%25D8%25B4%25D8%25A8%25D9%2586%25D9%2585%2B%25D8%25B7%25D9%2584%25D9%2588%25D8%25B9%25DB%258C%26ndsp%3D18%26hl%3Dfa%26lr%3D%26sa%3DN%26start%3D18%26um%3D1
sara | August 22, 2009 06:06 AM
linkesh ine http://khodmoni.mihanblog.com/
matlabi ke rajebe shabnam toloi neveshte boodin ro kamel dozdide
man faghat khastam behetoon etela dade basham
movafagh bashin
sara | August 22, 2009 06:11 AM
سلام . خوشحالم به اینجا اومدم ...
بی تعارف لدت بردم
دخترخلیج | August 22, 2009 11:03 AM
ميدوني چي تو جالبه، اينكه تو هم مثل من همه وسايل شخصي ات كتاب و فيلمه. 7 كارتن بزرگ كتاب و دو ساك دي وي دي و سي دي . باز خوش به حال تو كه مجردي. زور هم داري. من كه زنم ومتاهل ببين چقدر حرف خوردم. كتابهاي ناكس خيلي سنگينن
پگاه | August 22, 2009 12:25 PM
are etefaghan tizhooshan dars khundam [...]
mehdi | August 22, 2009 03:00 PM
bebin khanum khanumche inja kheilia asheghe atan yekish khode man vali kafie behesh begim akhmasho mikone tu hamo mige pif pif shoma bu midin hichki dar sath man nist joz chan nafar man hamun eshghe avalamo mikham o az in harfa .........vali man ke darbast asheghesham ..nemidunam che juri behesh begam ...kasi pishnahadi dare??
--------------------------------------------------------------
تو زو خدا این بحثهای خالهزنکی رو بیخیال شین. بعد از این کامنتهای این مدلی رو منتشر نمیکنم!
raha | August 22, 2009 03:26 PM
کمر...کمر...کمر...کمر...کمر؟ کمر!
"اِندوسرجری" رو به یاد بیارین...:ازش کار نکشین یه وقت
jalal | August 22, 2009 06:15 PM
نعل وارو می زنیدعطا جان
دوست خوبم
اگر قرار بود بحث خاله زنکی نکنند جماعت , کلا" از اول فتیله را می کشیدید پایین خودتان.
به سلامتی این جا هم با تیکه و کنایه و خانموچه گفتن دوستان سینه چاک فتح شد که تا بوده همین بوده.
باز دم آن خل ملنگی گرم که لا اقل ردی از سواد را می شد در عن پراکنی هایش دید و معلوم بود فقط خواسته شوخی کند.
باقی که به گیس کشی رسیده کارشان
تکتم سنایی | August 23, 2009 12:35 AM
agha chera kamente mano nesfesho hazf kardi mage durugh bud?mibinam ke taghate harfe rasto manteghio nadaria?chete javoon han??
-------------------------------------
حرف شما راست و منطقی نبود مهدی جان. بار توهینآمیز داشت به فرد دیگری که اگر دقت کنی بخشی از نظر ایشان نیز به همین دلیل حذف شده است. بعد دفعهی بعدی که من یا کس دیگری را مخاطب قرار میدهی درست نیست بگویی چته. لطفن رعایت کن وگرنه مجبورم این گونه کلمات تو را دوباره حذف کنم.
mehdi ya shayad mahdi | August 23, 2009 01:33 AM
http://ee86.blogfa.com/post-295.aspx
Anonymous | August 23, 2009 03:01 AM
باشه بابا! سخت نگیر! حالا ما یه چیزی گفتیمها! حالا تو بگو خالهزنکی، من میگم شوخی و سر به سر گذاشتن. آخه من چه میدونستم که این بخش حساسه؟ یا بگم خط قرمزه؟ اصلا من غلط کردم. حالا تو حرص نخور. منتشر هم نکن. دفعه دیگه قول میدم یه کامنت خانومچهای روشنفکرانه برات بذارم. مخلصت هم هستم.
:)
خانومچه | August 23, 2009 04:57 PM
ok ata jan chi shode javane borna che bar sare ehsasatat amade .mara afv kon duste aziz chon besiar be shoma alaghemandam va taghate dele shekasteie shoma ra nadaram.sokhanam bar dusti ya masalan shayad samimiat dasht an cheteie kazaie ra miguyam be del nagir baradar ata.mara afv konid.eradatmande shoma:mehdi
mehdi | August 23, 2009 10:58 PM
این من بی مقدار نویسنده ی آن کامنت موهن "عن" است و بر ضمه ی خود می داند از ندیم صمیم و یار قدیم، عطا صادقی عزیز تشکر کند که در نهایت با حالی و خونسردی آن کامنت موهن را به منصه ی ظهور رساند. قصد این حقیر فقیر مزاحی بود گیرم اندککی رکیک که رجای واثق دارم آن کاتب عزیز قلم مغفرت بر سیاهه ی منزلت فدوی بکشند که همگان امید عفو و رحمت از بارگاه ایزد منان داریم.
و بانو تکتم سنایی که این ناچیز را به چیزی گرفت وبه جمله ای نغز نواخت
حق جلوه تان دهاد که بر سبیل ابرار و اوتاد و احفاد و مشایخ و پیرانید.
باقی بقایتان
ANonimoos | August 24, 2009 02:46 AM
aghaye sadeghi chera dg matlab neminevisin?hoselamoon sar raft:(
jabeja shodin be salamati
sara | August 24, 2009 06:15 AM
سلام عطا جان
من فرهاد ریاضی هستم ، شاگرد شما در سال 83 در دبیرستان اندیشه سازان.
بی نهایت خوشحالم که میتونم که سایتتون رو ببینم ، هیچ وقت اون لحظات عالی کلاس ریاضیات گسسته و مخصوصا " نظریه اعداد " یادم نمیره...
ممنونم عطا جان
------------------------------
سلام فرهاد
خوبی؟
فرهاد ریاضی | August 24, 2009 07:51 PM
تبریک می گم؛ داری کم کم بزرگ می شی!
مونده یکی برات آستین بالا بزنه تا بشی ی پارچه آقا؛ ما که بخیل نیستیم، نخواستی، ما رو هم دعوت نکن.
یا علی
---------
فک کن حاجی تو مجلس مختلط بیاد بعد برقصه! چه شود!
حاجی | August 24, 2009 10:59 PM
سلام عطا جان
ممنونم شما خوبی ؟
سایت بسیار عای دارید..عالی
فرهاد | August 25, 2009 07:54 AM
سلام آقای صادقی
شما که جواب ایمیل من رو ندادید،نفهمیدم بالاخره منو یادتون اومد یانه؟اما من بازم اومدم به وب سایتتون سر زدم.
:شاگرد قدیمی تون
ریحانه-ف
--------------------------------------------------------
یادمه. فر. ن
ریحانه | August 26, 2009 07:10 PM
یادم نرفته است!
گفتی : از هراس ِ باز نگشتن،
پشتِ سرم خاکاب نکن!
گفتی : پیش از غروب ِ بادبادکها برخواهم گشت!
گفتی: طلسم ِ تنهای ِ تو را،
با وِردی از اُراد ِ آسمان خواهم شکست!
ولی باز نگشتی
و ابر ِ بی باران این بغضهای پیاپی با من ماند!
تکرار ِ تلخ ِ ترانه ها با من ماند!
بی مرزی ِ این همه انتظار با من ماند!
بی تو،
من ماندم و الهه ی شعری که می گویند
شعر تمام شعران را انشاء می کند!
هر شب می آید
چشمان ِ منتظرم را خیس ِ گریه می کند
و می رود!
امشب، اما
در ِ اتاق را بسته ام!
تمام پنجره ها را بسته ام!
حتا گوشهایم را به پنبه پوشانده ام،
تا صدای هیچ ساحره ای را نشنوم!
بگذار الهه ی شعر،
به سروقت ِ شاعران ِدیگر ِ این دشت برود!
من می خواهم خودم برایت بنویسم!
می بینی؟ بی بی ِ دریا!
دیگر کارم به جوانب ِ جنون رسیده است!
می ترسم وقتی که - گوش ِ شیطان کر! -
از این هجرت ِ بی حدود برگردی،
دیگر نه شعری مانده باشد،
نه شاعری!
کم کم یاد گرفته ام به جای تو فکر کنم،
به جای تو دلواپس شوم،
حتا به جای تو بترسم!
چون همیشه کنار ِ منی!
کنارمی، اما...
صد داد از این «اما»!●
یغما گلرویی
ریحانه | August 26, 2009 07:11 PM
manam yejoorayi in naghle makano dashtam!!!adam sakhte shode vase adat kardan!
fekr konam man yekam dir daram cm mizaram roo in post!vali khob ye soot mizadin mioomadim komaketoon:)
shahrzad s | August 27, 2009 03:28 AM
agha inja dava ham mishe?:D agha age badkhah madkhah dashtin bazam ye soot bezanin ma biaym,khooob kotak mikhorim:D;)
shahrzad s | August 27, 2009 03:31 AM
mi2nam elate ino ke to enghad fek mikoni halite bedoonam???1 nasihate doostane bet bokonam enghad khodeto khas neshun nade...
----------------------------------------------------------
من کی گفتم حالیمه؟
وبه هر حال از نصیحتتون ممنون
binam | September 21, 2009 06:55 PM