اگر دل‌تان برای خواندن شعر خوب تنگ شده ...

August 14, 2009 11:26 AM

بالاخره بعد از مدت‌ها یک مجموعه شعر خوب پیدا کردم که خواندن بیش‌تر اشعارش به من چسبید: «پایین‌آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی»، مجموعه شعرهای رسول یونان، نشر افکار، چاپ اول: 1388

چندتایی از شعرهای این مجموعه را بخوانید:

ظهر

نه نسیم می‌وزد
نه صدای آوازی می‌آید
و نه
در داستانی که می‌خوانم
قهرمان کاری می‌کند
زمان
کند می‌گذرد بی‌تو
روغن‌کاری می‌خواهد
این چرخ قدیمی

کنار دریا ...

کنار دریا
عاشق باشی
عاشق‌تر می‌شوی
و اگر دیوانه
دیوانه‌تر.
این خاصیت دریاست
به همه چیز
وسعتی از جنون می‌بخشد
شاعران
از شهرهای ساحلی
جان سالم به در نمی‌برند.


بازگشت

عشق ما به پایان رسید
اشیا و جهان
به واقعیت خود برگشتند
پرده‌های رویا کنار رفت
و شهر
با تمام زشتی‌هایش
در قاب پنجره نشست
عشق ما به پایان رسید
و شعر تبدیل شد به نثر
بعد از این روزها عادی و آوازها معمولی‌ست. ماه دیگر فقط ماه است. دریای رویا نیست. بعد از این همه چیز معنای خاص خودش را دارد و زندگی را فقط آتشی می‌تواند گرم کند که به‌معنای واقعی آتش است.


مرگ

اگر مرا دوست نداشته باشی
دراز می‌کشم و می‌میرم
مرگ
نه سفری بی‌بازگشت است
و نه ناگهان محوشدن
مرگ
دوست‌نداشتن توست
درست
آن موقع که باید دوست بداری


وضعیت

پایم را روی مین گذاشته‌ام
اگر تکان بخورم مرده‌ام
باید
همین‌جا که هستم
بمانم تا آخر دنیا.
درست
وضعیت سرباز جنگی را دارم
کنار تو و زیبایی‌ات.


شانس

وقتی می‌خواهی بروی
آسمان، صاف است
راه‌ها، هموار
ترن‌ها مدام سوت می‌کشند
همین‌طور کشتی‌ها
اما وقتی می‌خواهی بیایی
دریاها، طوفانی می‌شوند
آسمان‌ها، ابری
و راه‌های زمینی را نیز
برف می‌بندد
دوست دارم بیایی
اما نیا! دنیا به هم می‌ریزد!


داشتم از این شهر ...

داشتم از این شهر می‌رفتم
صدایم کردی
جا ماندم
از کشتی سفید آرزوها
که رفت و غرق شد
سپاس‌گزارم از تو
اما
این فقط می‌تواند یک قصه باشد
در این شهر دود و آهن
دریا کجا بود
که من بخواهم سوار کشتی شوم و
تو صدایم کنی
می‌خواهم بگویم
نجاتم دادی
تا اسیرم کنی
من با کنایه حرف می‌زنم!



نظرها

Thanks for your great recommend! :)

يه هفته اي ميشه دارمش.
خيلي قشنگه

خیلی قشنگ بودن
من از "شانس"و"داشتم از این شهر " خیلی خوشم اومد محشر بودن
مرسی بخاطر معرفیشون

چه به روحیات من میخورد
کیف کردم بعد از مدت ها

چه ساده دور از هیاهو دچارت می کند.مرسی ازین شبانه ی خوب

بله
شعرهای خوبی است اما شعر؟
شعر قرار نبود این باشد قرار نبود اینقدر ساده و صاف حرف بزند. شعر این نبود اما این شد و فکر نکنم تقصیر رسول یونان باشد. چون به نظرم از تمام هنرها آن که جدا" به پایان رسید ، شعر بود.
می دانم خیلی حرف گنده ای است اما
شعرهای انگلیسی هم به نظرم چیزی جز یک سری متن تبدیل شده اند.
بنده متخصص نیستم اما انگار شعر سال های سال بر وزن و قافیه و آهنگ و ریتم استوار بود و بعد از آن که در این همه ، یکی یکی از شعر حذف شدند سرانجام شعر رنگ باخت گیرم در طول کمتر از 100 یا 150 سال.
فکر می کنم دیگر نمی شود از کاری که براهنی و شاملو در شعر فارسی کردند دیگر جلوتر رفت.
آره شعر های خوبی است اما این هم شعر است که شاعری 1000 سال قبل گفته و هنوز هنوز می شود نگاهش کرد ، زمزمه اش کرد ، به آواز خواندش که

توسنی کردم ندانستم همی ------------ کز کشيدن تنگ تر گردد کمند

به دل ما نیز چسبید!تشکر

chera nazare mano nazashtin aghaye sadeghi?:(
manam nazar dade boodam chera movafeghat nakardin

نوشته هایی رو که بهت دادم خوندی؟

ممنون از معرفي خوبتان...

خیالم راحت شد! هنوز همون آقای صادقی ِمهربونِ دل نازک ِقدیم هستید
پ.ن:میل های یک پنجره رو چک میکنید ؟ لطفا؟

به هادی:
نه، متاسفانه وقت نکردم درست و حسابی بخونم، اما یه نگاه انداختم.

به باران:
با چه چیزی موافقت نکردم؟

به جلال:
ای‌میلی از شما نداشتم من.

همیشه کتابایی ک شما معرفی می کنید عالی ن.مرسی زیاد

thanks alot.very beautiful poems.realy...

marboot be sado sale pish dar chenin roozi
bichare mardomi ke aghab mande khande mishavando ma tehraniha migooeim raye nokhbeha be musavi boode
dar hali ke ma na asari az nokhbegi dar tehran didimo
na aghab mandegi fekri dar kharej az tehran

salam.kheily sherhaye ghashangi boodan.vaghean ziba boodan o por az hes

movafagh bashin

ارسال نظر

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)