عشق و دموکراسی

June 7, 2009 08:47 PM

احمدی‌نژاد
مثل آب‌خوردن
دروغ می‌گوید
نمودارهای رنگی نشان می‌دهد
تا ملت را رنگ کند
کروبی را دوست دارد
و به میرحسین علاقه‌مند است
ولی در عوض
عکس زنش را
نشان می‌دهد
و می‌پرسد:
«بگم؟»

او هاشمی و ناطق را
دراز می‌کند
محدوده‌ی ممنوعه درست می‌کند
و بیهوده می‌کوشد
تاریخ انقضایش را
به تاخیر بیندازد

موسوی چیز
و به اصطلاح
آدم خوبی است
در جست‌وجوی زمان از دست‌رفته می‌خواند
نقاشی می‌کشد
بوی خاک باران خورده را
هیچ وقت فراموش نمی‌کند
و قرار است با شال سبزش رییس‌جمهور شود

کروبی
از بیابان نیامده است
گاریچی هم نیست
و ننه جانش هم می‌فهمد تورم چیست
با هاله‌ی نور
حال احمدی‌نژاد را می‌گیرد
او این دفعه
قیمت را بالا برده
هفتاد هزار تومن می‌دهد
و اگر باز هم شب انتخابات خواب بماند
چهار سال دیگر بیش‌تر هم می‌دهد!

رضایی هم هست
همین دور و برها
و مانده است این وسط
خودی است
غیر خودی
یا نخودی

این روزها
توی خیابان‌ها
پوستر و عکس است که می‌بینی و
ماشین‌هایی که تا صبح
خیابان‌های تهران را
بالا و پایین می‌کنند
اما همان بالای تهران می‌مانند
و پایین نمی‌روند

این‌جا
من
و خیلی‌های دیگر
سبزیم
سبز خواهیم شد
و انگشتانمان
روز جمعه
جوهری می‌شود
این‌جا انتخابات است
و ما داریم
تمرین دموکراسی می‌کنیم
به سبک خودمان

با همه‌ی این‌ها
یادم نمی‌رود
باد که می‌آید
انگار همین حالا
از گیسوان تو گذشته است
و خیابان‌ها
هنوز بوی تو را دارند