راه یا مقصد؟
بیست و هشت ساله است، کارشناسی ارشد دارد از یکی از بهترین دانشگاههای تهران و میگوید به احتمال زیاد در انتخابات به احمدینژاد رای میدهد. میگویم: «میدونی از نظر احمدینژاد چرا آمریکا به عراق حمله کرده؟» میپرسد: «بهخاطر نفت؟» میگویم: «نه، گفته دلیل اصلی این که آمریکا به عراق حمله کرده، این بوده که میدونسته امام زمان از اونجا ظهور میکنه.» ثانیهای مردد میداند و بعد پاسخ میدهد: «آره، سازمان سیا که داره تو تمام دنیا درباره ی امام زمان اطلاعات کسب میکنه. بعید نیست.»
شصت ساله است، مغازهدار و هر روز برای نماز به مسجد میرود. تصمیم دارد در انتخابات حتمن به احمدینژاد رای دهد چون: «خوب جلوی آمریکا وایساده و کشور خیلی پیشرفت علمی و اقتصادی داشته تو دورهی احمدینژاد.» لپتاپم را بیرون می آورم و میگویم: «اگه چند دقیقه وقت دارین، این آمارها رو یه نگاهی بکنین. شاید براتون جالب باشه.» جواب میدهد: «همهشون دروغه.» میگویم: «حالا شما ببینید. اطلاعاتش از سایت بانک مرکزی و مرکز آمار خود دولت احمدینژاد گرفته شده.» در حالی که دور میشود، میگوید: «هر چی تو کامپیوتر و اینترنت باشه، دروغه. برو ببین خود دکتر چی میگه.»
×××
متاسفانه اینها بخشی از واقعیت فعلی کشور ماست، آن هم تازه در تهران و در یکی از مناطق شمالیاش. درست است که در اینترنت همهی نظرسنجیها به نفع کاندیداهای اصلاحطلب و به خصوص موسوی است، درست است که بیشتر کسانی که کتاب و روزنامه میخوانند، به احمدینژاد رای نمیدهند، اما بخواهیم یا نخواهیم تبلیغات حکومتی روی بخش قابلتوجهی از مردم اثرگذار بوده است.
به نظر من فارغ از اینکه در انتخابات آینده چه کسی رییسجمهور شود، کار اصلی همهی ماهایی که دغدغهی آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و توسعهی سیاسی داریم و باورمان بر آن است که درستترین روش برای رسیدن به این هدف، حرکت اصلاحی به جای انقلاب و شورش است، منسجمشدن، سازمانیافتن و سپس کار فرهنگی و آگاهساختن جامعه است، برای آنکه بفهمند چه اتفاقی دارد برای کشورشان میافتد و برای آنکه دیگر آدمی که این همه دروغ به ملت میگوید، رییسجمهور نشود.
کار اصلی ما تازه از فردای انتخابات شروع خواهد شد. واضح است هیچکدام از کاندیداهای چهارگانه ما را بهطور کامل به اهدافمان نخواهند رساند. باید خودمان تلاش کنیم و تلاش کنیم و تلاش کنیم. همانطور که الان داریم تلاش میکنیم کاندیدایی رای بیاورد که که شرایط را کمی بهتر کند و با توجه به حال و هوای جامعه حس میکنم در نهایت موفق خواهیم شد و به احتمال فراوان موسوی رای خواهد آورد.
اما موسوی یا کروبی رای بیاورند یا نیاورند آنقدرها هم مهم نیست. من فکر میکنم مهمتر آن است که امروز به جایی رسیدهایم که درصد قابلتوجهی از مردم، دارند آگاهانه رای میدهند، میدانند برای چه رای میدهند و از این رایدادنشان نه انتظار معجزه دارند، نه آن را به حساب مشروعیت نظام میگذارند و نه اگر کاندیدای موردنظرشان انتخاب نشد، احساس شکست میکنند. واقعیت را خاتمی در مراسم دوم خرداد درستتر از همه گفت: «دوم خرداد يك راه است، نه يك مقصد.»

نظرها
من که اینقدر واسه موسوی تبلیغ کردم که تو دانشگاه بهم چسبوندن که از ستاد موسوی پول میگیرم و ... امیدوارم مردم کمی راجع به کارها و افکارشون ! بیشتر تامل کنند
شملک | May 29, 2009 08:36 PM
آره عطا جان، ولي يادمون ميره، اونقدر تو جريان زندگي روزمره غرق ميشيم كه فقط زندگي مي كنيم
من | May 29, 2009 09:30 PM
axe kheili ghashangie.hese khoobi be adam mide.va ye chiziam hast.inke vaseye oun piremard va oun fareghotahsili ke goftin oza' chandan bad nist,yani razian va khob mardome iran aksaran adat kardan be razi boudan yani majbouran...
Fereshteh | May 29, 2009 11:36 PM
آیا با وجود تقلب در انتخابات باز هم رای دهیم؟
--------------------------------------------
اگر رای بالا باشد تقلب اثری نخواهد کرد. در ضمن راه بهتری برایمان وجود ندارد.
mazdak | May 30, 2009 03:43 AM
شما برای اینکه بتوانید کسی را ثابت کنید؛ اول باید مثبتهایش را بیاوردید و سپس منفیهایش را بردارید؛ نمیدانم کاندیدای شما کسیت اما این روش غیر اخلاقی است که برای اثبات کسی دیگر؛ کاندیدای دیگران را منفی کنید! اگر برای کاندیدای شما غیراخلاقی عمل کردن یک مثبت است برای مردم ایران یک ضد اخلاق و منفی است ... من خودم شخصا معتقد به هیچکدام از این حضرات نیستم؛ اما میدانم تغییر بر خلاف آنچه این روزها عنوان میشود نمیتواند موجب رشد باشد. تغییر در جهت مخالف همیشه موجب سقوط و هدررفتن نیروهاست؛ در ضمن این را به همه یادآوری میکنم که از حافظهی خود استفاده کنند و گذشته را از خاطر نبرند! کسی که شال یک تدارکاتچی را میگیرد چه کاری غیر از تدارکاتچی بودن میتواند بکند؟
----------------------------------------------------------------------
دوست عزیز متوجه ربط این نظر شما به نوشتهی خودم نشدم!
homayon | May 30, 2009 10:57 AM
علتش اينه كه قبل از تحويل دولت خاتمی به احمدینژاد همه شروع كردن به زدن همين حرفهايی كه امروز میزنن به همين دليل خيلی از مردم احساس میكنن شايد حرفهای امروز هم مثل حرفهای ديروز دروغ باشه
احسان | May 30, 2009 12:40 PM
با اين فكر كه تقلب میشه و رایدادن فايدهای نداره، تنها چيزی كه نصيبمون میشه آقای دكتر مردمی نژاده !
مينا | May 30, 2009 08:54 PM
vaghan hamintore ke migid, 2,3 rooze pish ba ye bande khodai dar morede ahmadi nezhad bahs mikardam, goft chon ahmadi nezhad be kasi baj nadade azash badetoon miyad. goftam are rast migi be kasi baj nadade ama kole daramde hasel az naft ro ke to inn 4 sal koli az lahaze gheymato baha ravande suoodi dashtaro koja gozashye ke sandoghe zakhayere arzimoon natanha por na tanha por nist ke hata hesabesh milyardha zire sefreo koli bedehi dare ..... goftam to ke inhame azash defa mikoni akhe che goli be sare in melet in abo khak zad? tavaromo nemibini in gerooni bihado hasr in bikari in fesado vard shodane zooraki be behesht ro? .... goft hameye doreha gerooniro dashtan o in eghtezaye gozare zamane!!!! ...... khodaish man dige kam ovordamo pa shodam ......... motasefane motasefane haminjoor ke shoma eshare kardid vaghan kam nistan mardoomi ke moteasebane az ahmadi nezhad hemayat mikonan ..... adam afsoos mikhore ke akhe chetor ghader be darke partgahi ke jolo roomoon ghad alam keshide nistan !!!!
ye ham arman! | May 31, 2009 01:27 PM