گزارههای انتخاباتی
حدود پنجاه روز بیشتر به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نمانده است. هر یک از ما در نهایت تصمیم خواهد گرفت در این انتخابات چه رفتاری در پیش بگیرد. شرکت کند یا نکند و اگر شرکت میکند، به چه کسی رأی دهد.
تا پیش از کنارکشیدن خاتمی از صحنهی انتخابات، مسئله برای من و خیلیهای دیگر روشن بود که اگر درستترین راه را اصلاحات میدانیم، باید همهی توانمان را بگذاریم تا خاتمی رأی بیاورد. اما بعد از انصراف او، قضیه دیگر لااقل برای من به این سادگیها نبود و درواقع، هنوز هم به صورت صددرصد مطمئن نیستم در انتخابات آینده چه خواهم کرد. اما با این حال دربارهی درستی گزارههای زیر اطمینان دارم:
به هیچ وجه دوست ندارم برای چهار سال دیگر احمدینژاد رئیسجمهور ایران باشد.
با احترام به همهی دوستداران احمدینژاد، فکر میکنم این چهارسال برای او کافی و حتی زیاد هم بوده است! جدای از هرگونه نگاه مبتنی بر سلیقهی سیاسی و جناحی، من واقعن نگرانم اگر چهار سال دیگر احمدینژاد رئیسجمهور بماند، چه بر سر ایران میآید. از نظر من عملکرد احمدینژاد در این چهار سال آنقدر فاجعهبار بوده که نخواهم حتی برای یک روز بیشتر رئیسجمهور باقی بماند. دلایلش هم فکر میکنم اظهر من الشمس باشد.
به تحریم انتخابات فکر نمیکنم، مگر در شرایط خیلی خاص
از نظر من تحریم انتخابات و انتخابشدن مجدد احمدینژاد یک معنا دارد. اصلن هم نگران نیستم با شرکتکردن در انتخابات به جمهوری اسلامی مشروعیت میبخشم! و این باور هم ندارم که: «رأی ما هیچ تأثیری ندارد و هر که را خودشان بخواهند رئیسجمهور میکنند.» من فکر میکنم بخشی از جناح راست بدش نیاید تا تعداد کمتری از مردم در انتخابات شرکت کنند. شک نداشته باشید هر چه شرکتکنندگان بیشتر باشند، رأی بیشتری در سبد اصلاحطلبان ریخته خواهد شد که در آن صورت حتی اگر فرض کنیم تقلبی صورت بگیرد، باز کاندیدای مقابل احمدینژاد برنده خواهد بود. به نظر من تحریم انتخابات تنها زمانی قابل قبول خواهد بود که شورای نگهبان دست به رد صلاحیت نادرست کاندیداها بزند.
میرحسین اصلاحطلب نیست؛ لااقل مثل خاتمی اصلاح طلب نیست.
خاتمی قبل از اینکه کاندیداتوری خود را اعلام کند، گفت: «یا من یا موسوی» و وقتی موسوی نیز کاندیدا شد، او به نفع میرحسین کنار کشید. بیانیهی ورود به انتخابات موسوی پاک ناامیدکننده بود، ولی بعد از آن، موضعگیریهای میرحسین در سخنرانیهای بعدیاش به اصلاحطلبان نزدیک و نزدیکتر شد. هرچند که در نهایت آن چیزی نشد که خاتمی میگفت و روی آن تاکید میکرد.
راستش را بخواهید، تا سه روز پیش و قبل از آنکه به نشست موسوی با اهالی فرهنگ و هنر دعوت شوم و حرفهایش را بشنوم، فکر نمیکردم موسوی گزینهی مناسبی برای ریاست جمهوری باشد، اما حالا با اینکه هنوز معتقدم میرحسین اصلاحطلبی از جنس خاتمی نیست، تا حدودی به او امیدوار شدم اما منتظر شفافشدن بیشتر سیاستهای وی میمانم. فکر میکنم موسوی هرچه بیشتر فرصت حرفزدن پیدا کند، رأی بیشتری به دست خواهد آورد.
به کروبی، محسن رضایی و دیگران به احتمال فراوان رأی نخواهم داد.
اگر عبدالله نوری کاندیدای انتخابات میشد، قضیه به کل برای من متفاوت بود، نامزدشدن قالیباف هم شاید تا حدی من را قلقلک میداد، اما کروبی، رضایی یا دیگرانی که این طرف و آن طرف از احتمال کاندیداتوریشان سخن به میان میرود، برای من اصلن گزینههای جذابی نیستند.
کروبی که رسمن به سیم آخر زده و به هر قیمتی میخواهد رئیسجمهور شود! مشارکتیها و سازمان مجاهدینیها را تندرو میداند، اما خواستههای رادیکال آنها را در شعارهای انتخاباتیاش تکرار میکند. از تغییر قانون اساسی و آزادی مطبوعات حرف میزند، در حالی که هنوز فراموش نکردهایم، در مجلس ششم او بود که قانون مطبوعات را با حکم حکومتی از دستور کار مجلس خارج کرد و با ساسی مانکن جلسه میگذارد (این یکی دیگر آخرش بود.) تا بلکه ساسی با او هپی شود! و طرفدارانش به او رای دهند!
این وسط من ماندهام که چرا افرادی چون کرباسچی، مهاجرانی، نجفی و ابطحی آبروی خود را وسط گذاشته و به سمت کروبی چرخیدهاند. شاید سبیلشان خوب چرب شده! شاید هم واقعن کروبی را کاندیدای بهتری میدانند، خدا میداند. به هر حال به کروبی، رضایی، ولایتی و ... به احتمال زیاد تنها زمانی رأی خواهم داد که دوقطبی کممحتمل احمدینژاد و یکی از آنها را شاهد باشیم.
نتیجه
عرصهی سیاست در ایران، عرصهی پیشبینی ناپذیری است. فضای جامعه در حال حاضر اصلن انتخاباتی نیست و مردم نیز شور و شوق چندانی از خود نشان نمیدهند اما ممکن است یک دفعه همه چیز تغییر کند. تا 22 خرداد زمان زیادی باقی نمانده است. آن روز و به احتمال بیشتر، هفتهی بعدش مشخص خواهد شد رئیسجمهور جدید ایران کیست.
اما در مورد من، همانطور که از محتوای این یادداشت نیز برمیآید، تا این لحظه احتمال اینکه نام میرحسین را روی برگه بنویسم، از بقیه بیشتر است، هرچند که قصد دارم سیر تحولات انتخاباتی و بهخصوص مواضع میرحسین را با دقت پیگیری کنم. به هر حال، هر اتفاقی که بیفتد، شدیدن امیدوارم نامی که در آخر از صندوقها بیرون میآید، احمدینژاد نباشد.

نظرها
salam, man az khanade haye hamishegi inja hastam. khoshhalam ke dar morede entekhabat minevisid. man ham bezudi khaham nevesht. omidvaram ba in kar te'dade tahrimi haa kam shavad.
roozmare negar | April 24, 2009 02:28 PM
ATA SADEGHY HICH VAGHT HARFE SYASY NAZAN BENAZARE MAN AGE DOOST DARY RAHAT ZENDEGYTO BOKONY MYAN MYBARANETA!! AZ MAN NASYHAT:d
R.killer | April 24, 2009 11:29 PM
سلام مهندس صادقي عزيز
راستي خوبيد؟؟؟
من هم تقريبا با نظر شما موافقم يعني فقط در صورتي ميرم پاي صندوق كه دوقطبي احمدي نژاد-؟ ()باشه و البته قطب ديگر خيلي مهم است ولي به نظر من آنچه مهم است اين است كه اينها همه مهره هستند اگر تحت فرمان .... باشند كه خوب كارگزار هستند و اگر تحت فرمان .... نباشند برايشان كارشكني مي كنند و در خوشبينانه ترين حالت دوران رياست جمهوري خاتمي را خواهيم داشت .
شاد باشيد و سبز
مريم | April 25, 2009 09:12 AM
به شدت با جنابعالي همعقيدهام. بهخصوص در مورد رأي ندادن به امثال كروبي (محسن رضايي نميآيد. اگر هم بيايد انصراف ميدهد).
قاليباف هم به نظرم دورخيز كرده براي دورهي بعد. تصميم او به نظرم درست است ولي اگر بود من به او رأي ميدادم.
فعلن انتخاب من هم موسوي است.
در ضمن مطلب شما را لينك كردم.
موفق باشيد.
علي اشرفي | April 25, 2009 05:25 PM
بعد از استعفاي خاتمي حسابي سردرگم انتخابمان شديم و حسابي نا اميد تر از قبل نسبت به تغيير دولت .
به نظر من با رفتن خاتمي اين انتخابات هم رنگ و بوي انتخابات مجلس پارسال را به خود گرفت.
مردمي كه نه براي تحريم انتخابات كه به خاطر عدم انگيزه در انتخابات شركت نمي كنند و اگر همين وضع را تا 3 هفته آينده داشته باشيم احساس ميكنم تجربه تلخ اصلاحات دوباره تكرار شود.
موسوي هم كه همين سخنراني هاي اوليه اش نشان از سازشكاري بيش از حدش دارد.
ولي گزينه بهتري هم نداريم!
رنگ اين شب هاي وحشت را تواند شست آنگاه از دل ياران؟
عليرضا مترصد | April 25, 2009 09:12 PM
shomaha esmetuno gozashtin roshanfekr?!?!? ... vaghean khande dare
gholi | April 26, 2009 10:38 PM
سلام؛
ضمن این که مطلبت عالی بود و برای من که مفید، اما منتظر باش تا همه ی کاندیداهای احتمالی انتخابات، کاندیداهای اصلی بشوند، آن وقت راحت تر می توان حکم صادر کرد.
اما سر بسته از من یک کاندیدای متفاوت را بخواه!!!
باشد تا پس از اعلام نظر قطعی شورای نگهبان.
یاعلی
حاجی | April 29, 2009 09:22 AM
salam.az didane sahnehaye fajihe mobareze ba bad hejabi ke alave bar bala nabordane amniyat amniyat ra be khatar endakht dar mashhad khaste shodam.lanat bar zalem va mardome koooor.motshakeram dooste man.in sade tarin moshkel bood va harf haye ajibe ahmadinejad raje be melli shodane internet va ... va sokhananash ba in mazmoo ke ma dar iran hamjens gara nadarim va edame chand hamjens garaye javan dar mashhad va tavarom vahshatnak dar in dore hame bayangare in hastand ke ahmadinejad yek ensane bi savad ast
aryo | May 6, 2009 10:50 AM
دکتراحمدی نژاد ، به حقیقت احمدی نژاد است.
و مطمئن باشید با رای ندادن شما و امثال شما به اندازه جویی از ارزشها و محبوبیت ایشان کسر نمیشود.و ایشان برای همیشه دوران در قلب ایرانیان جاودانه اند.
رای ما: دکتر احمدی نژاد
Anonymous | June 3, 2009 10:50 AM
واقعا احمدی نژاد یک حقیقت است ؟بی حیایی و بی ادبی و ایمان دروغین او در کشور ما فراموش نشدنی است
dana | June 6, 2009 04:56 PM
جناب میرحسین موسوی سلام و خدا قوت بعد از سالها مردی با قدرت فراوان بعد از علی ظاهر شد درد ورنج مسلمین ایران وجهان راالتیام بخشد که شما بزرگوار هستید وما اهل کوفه نیستیم که سید تنها بماند ای سید بزرگوار بگذار تا خون در وجودم هست برای آزادی نسلهای دیگر خونم را بریزند ودر آخر با تمام وجودم شما را می پرستم می گویم بعد از علی در جهان تا به امروز دو مرد به عرصه روزگار آمدند که آن مردان صدام حسین و میر حسین موسوی می باشد ای ریس جمهور محبوب ما را تنها نگذار جانم فدای تو کرمعلی
کرمعلی | June 20, 2009 08:27 PM
سلام
اقای میر حسین موسوی شما باید بدانید جوانان امروز همواره از شما حمایت می کنند پس خواهش میکنم همچنان پابر جا بمانید و از حق خودتان دفاع کنید ما هم به شما علاقه مندیم هم به اقای خاتمی.ما انتظار نداریم دقیقامانند اقاب خاتمی باشید همانطر که ایشان نمیتوانند دقیقا مانند شما باشند تنها چیزی که مهم است اتحادشماست که امیدوارم همیشه پایدار بماند
اصلاح طلب | June 26, 2009 02:44 PM
اي كاش نمي شد
احمدي | July 13, 2009 10:34 AM