دو نقل قول
اولین نقل قول از دهنمکی است در مصاحبهاش با نشریهی مردم و جامعه که در روزنامهی اعتماد آمده بود: «نان منتقدان در همين فحش دادن است ... به من میگويند نباش. چه کسی به آنها حق داده اين را بگويند. اين برخورد فاشيستی نيست؟ به نظرم اينها فاشيست هستند. تنها چماقهایشان را قايم کردهاند ... »
خندهام میگیرد. یاد روزهای قدیم میافتم در پلیتکنیک و دهنمکی و دارو دستهاش که با چماق حمله میکردند به ما و تهدید میکردند که: «این درختها را چوبهی دار میکنیم و منافقین را همینجا، از همین درختها به دار میکشیم.» روزگار را میبینی؟ فاشیستهای قدیم حالا از فاشیسم مینالند. البته خدا کند همهی چماق به دستان بروند فیلمساز شوند!
نقل قول دوم اما از صحبتهای امروز مایلیکهن در مجلس است: «در انتخابات رياستجمهوری گذشته از دفاتر آقايان هاشمی رفسنجانی، قالیباف و لاريجانی من را دعوت كردند، اما نرفتم و خودم به دنبال دفتر احمدینژاد گشتم، تا ببينم چهطور میتوانم به او كمك كنم. اكنون هم افتخار میكنم كه هر روز ديدگاهم نسبت به وی بهتر میشود. احمدینژاد مثل سيل متحرك در جامعه حركت و كار میكند و ديگر تنها رييسجمهور تهران نيست.»
خب! حالا گرفتید قضیه از چه قرار است. فهمیدید چرا مایلیکهن با آن کارنامهی افتضاحش سرمربی تیم ملی شده در حالی که اصلن لیاقتش را ندارد و بسیاری مربیان دیگر، که هم از او کارنامهی بهتری دارند (البته تمامی مربیان لیگ برتری این چند سال گذشته از مایلیکهن کارنامهی بهتری دارند!) و هم شایستگی بیشتری، راه به جایی نبردند؟
