دل‌تنگی ...

February 22, 2009 01:14 AM

عصر مامان آمد توی اتاقم. گفت: «می‌دونی امروز چه روزیه؟»
گفتم: «چه روزی؟»
گفت: «شنبه. شنبه‌ها روز من بود که برم پیش مادر و شب بمونم.»
و چشمانش پر از اشک شد ...