چه خبر؟
توی اين مسافرت بيشتر دوبارهخوانی كردم تا اينكه كتاب تازه بخوانم. تا امروز چشماندازی از پل آرتور ميلر، اگر شبی از شبهای زمستان مسافری كالوينو (سلام هرمس)، گاو خونی جعفر مدرس صادقی و ژاك قضا و قدری و اربابش دنی ديدرو را برای بار دوم خواندهام كه واقعاً هم چهقدر چسبيد خواندن دوبارهشان. بهخصوص كه اين بار ديگر نگران ادامهی روايت و خط قصه نبودم و شايد بشود گفت به درك تازهای از آنها رسيدم.
اصولاً دارم به اين نتيجه میرسم بعضی از كتابها را بايد دستكم دوبار خواند و بعضی از فيلمها را هم اقلاً دوبار ديد. دفعهی اول بهخاطر قصهشان و دفعات بعدی برای آنكه بفهميم خالق اثر میخواسته چه بگويد. از ميان تازهها داستان يك پلكان آنتونيو بائرو بايخو را خواندم كه با اينكه كار بدی نبود، اما چندان جذبم نكرد.
فيلم هم يك چندتايی ديدم. اثبات، قبل از اينكه شيظان بفهمد تو مردهای و شب كه در اين ميان شب آنتونيونی را با وجود ريتم كندش بسيار دوست داشتم و آن دو تا هم البته فيلمهای بدی نبودند. از آنتونيونی تا به حال ماجرا، آگرانديسمان، حرفه: خبرنگار (سلام خانم خضرحيدری)، از ورای ابرها و اروس را ديده بودم و ميان اينها شب و ماجرا را بيشتر دوست داشتم. كسوف، صحرای سرخ و قلهی زابريسكی را هم با خودم آوزدهام، كه اميدوارم وقت كنم اين چند روز باقیمانده آنها را هم ببينم.
كلاً تا اينجا كه مسافرت خيلی خوبی بوده. سعی كرديم مثل شيرازیها (سلام نازلی) روزها را حسابی استراحت كنيم تا بتوانيم شبها را خوب بخوابيم! خستگی اين مدت از تنم در رفت و كمرم هم خوشبختانه اذيت نكرد. كلی هم خواندم و ديدم كه در تهران عمراً میتوانستم! فقط از الان گريهام درآمده كه وقتی برگشتم، با حجم وحشتناك كارهايی كه تا عيد دارم، چهكنم.
پینوشت:
برويد توی حمام و دوش را باز كنيد. شدت آب چهقدر است؟ من شك ندارم شدت بارانی كه الان دارد اينجا میبارد از شدت آبی كه از دوش میآيد بيشتر است!!! بعد نمیدانيد شناكردن زير چنين بارانی چه حالی میدهد!

نظرها
salam
khosh be haletoon
ta mitoonin zire baroon bashino khodaro shokr konin
movazebe khodetoon bashin
parastoo | January 7, 2009 08:46 PM