هفت‌تایی

September 18, 2008 03:05 AM

1- این جناب فرهاد خان جعفری؛ نویسنده‌ی محترم کافه پیانو؛ به‌نظر می‌رسد این روزها بدجور متوهم شده باشد که نویسنده‌ی بسیار بزرگی است بنده‌ی خدا! آن از پاسخ‌شان به درخواست مجله‌ی شهروند امروز که طلب سی‌صد هزار تومان کرده بود برای مصاحبه که البته شهروندی‌ها هم پولی ندادند و مصاحبه به کل منتفی شد و این هم از مصاحبه‌ی شاه‌کارش با رادیو زمانه که از کلمه کلمه‌ی حرف‌هایش بدجور بوی خود شیفتگی به مشام می‌رسد.

نکته‌ی جالب صحبت‌های ایشان در این مصاحبه آن‌جا است که در مورد تنها اثرش، کافه پیانو، ادعا می‌کند: «برای اولین بار است که در سال‌های اخیر کسی قصه‏ای را به صورت خیلی سرراست، بدون هیچ‏گونه پیچیدگی، بدون هیچ شیله و پیله‏ای، بدون تظاهرات روشن‌فکرانه برای پیچیده‌نمایی و دشوارنویسی، تعریف می‏کند.»

و بعد در جواب معصومه ناصری که می‌پرسد: «کتاب‌تان پر از اشاره‏های روشنفکرانه به کتاب‏ها، فیلم‏ها، به آثار و فضاهای روشنفکرانه است. شما از آن روشنفکری یا آن نمایش روشنفکری، گریخته‏اید؟ یا در این کتاب آن را نمایش داده‏اید؟» ایشان با اعتماد به نفسی مثال‌زدنی می‌‌فرماید: «برای نسل من که دهه‏ی چهلی هستیم، ارجاع‌دادن به کم‌تر از فیخته، نیچه و این اواخر هگل، مارکس، فروید، معادل «لمپنیسم» بود، نه تظاهر به روشن‌فکری.»

البته در این‌که شما خیلی خوب و خدا و متواضع هستید هیچ شکی نیست جناب جعفری عزیز، اما از قدیم گفته‌اند جنبه هم چیز بدی نیست!

2ـ به‌نظر من بهاره رهنما آدمی دوست‌داشتنی است. بازی‌اش را در بیش‌تر نقش‌هایش دوست دارم و مهم‌تر از آن اگر داستان‌‌ها یا دیگر نوشته‌هایش را خوانده باشید، متوجه می‌شوید که آدم با اطلاعات و کتاب‌خوانی است و قلم بسیار خوبی هم دارد.

دیروز دیدم که در یکی از این سریال‌های مناسبتی ماه رمضان ایشان دوباره دارند نقش یک دختر دم‌بخت را بازی می‌کنند! من نمی‌دانم این خانم رهنمای عزیز باید چند ساله بشود و وزنش بشود چند کیلو که کارگردان‌های محترم و باهوش! چنین مجموعه‌هایی دیگر هوس دادن چنین نقش‌هایی به وی نکنند.

3- این روزها بحث خوبی در وبلاگستان راه افتاده است درباره‌ی پدیده‌ی مهاجرت. پیش‌نهاد می‌کنم اگر حتی اندکی دغدغه‌ی مهاجرت دارید، یادداشت سایه با عنوان «کفش پاشنه بلند قرمز و فلسفه‌ی مهاجرت»، «روزهایی که می‌گذرد» حامد قدوسی، نوشته‌ی «شب آخر» انار و «ما مهاجران افسرده» پانته‌آ را بخوانید.

هم‌چنین اگر بقیه‌ی دوستان اقلاً برای یک مدت «اون ور آبی» مثل صنم، پرستو، مریم‌گلی، آیدا، منصور، لوا، یغورت، پیام، مریم آی و سایر دوستان و آشنایان! همت کنند و از تجربه‌های مهاجرت‌شان بیش‌تر بنویسند، خیلی خوب می‌شود!

4- آقا یعنی این روزنامه‌چی‌های مملکت ما آن‌قدر چشم‌شان ترسیده که بی‌چاره‌ها حتی جرات نمی‌کنند عکس مراسم رژه‌ی زنان را در کره‌ی شمالی بدون واهمه چاپ کنند و مجبور می‌شوند برای اسلامی‌شدن آن، شلوار زیر دامن رژه‌روندگان محترم کنند. این دو عکس را ببینید تا مطلب دست‌تان بیاید. بالایی عکس اصلی است و دومی ورسیون اسلامی‌‌ و چاپ‌شده‌ی همان عکس در روزنامه!









5ـ اگر دل‌تان برای تماشای یک فیلم آرام، بی‌ادعا و خوب تنگ شده، به نظر من The BAnd's Visit انتخاب بسیار خوبی است. ماجرای فیلم درباره‌ی یک گروه موسیقی ارتشی مصری است که برای اجرای یک برنامه به اسرائیل سفر می‌کنند، اما در فرودگاه کسی منتظر آن‌ها نیست. فیلم فضاسازی بسیار خوبی دارد و موضوع آن درباره‌ی دغدغه‌های مشترک همه‌ی آدم‌های دنیا فارغ از ملیت آن‌ها است. اطلاعات بیش‌تر را در سایت رسمی این فیلم می‌توانید پیدا کنید.

6- چند وقت پیش با تعدادی از دوستان تجربه‌ی یک کتاب‌خوانی مشترک داشتیم که در طی آن تاریخ مشروطه‌ی کسروی را تمام کردیم که البته کار رسید به کتاب‌های بعدی در همین موضوع و من متاسفانه به‌دلیل کمردرد و مشکلات دیگر دیگر نتوانستم در جلسات شرکت کنم و چه حیف.

شیوه‌ی برگزاری جلسات این‌گونه بود که برای هر جلسه برای جلسه‌ی بعدی بخشی از کتاب را مشخص می‌کردیم، در طول هفته آن را می‌خواندیم و در روز جلسه درباره‌ی قسمت خوانده‌شده بحث می‌کردیم. خوبی این‌ کار در این است که هم آدم از نگاه بقیه نسبت به کتاب مطلع می‌شود و هم توی رودربایستی هم که شده کتاب را به هر زحمتی هم که شده می‌خواند.

اخیراً نشر آگاه و انتشارات اختران یک کتاب سه جلدی خوب درباره‌ی مارکسیسم چاپ کرده‌اند با عنوان «جریان‌های اصلی در مارکسیسم: برآمدن، گسترش و فروپاشی» که من که اطلاعاتم درباره‌ی مارکسیسم پراکنده و ناقص است و کرم این را هم دارم که بالاخره ببینم این چپ‌ها چه می‌گویند را به هوس انداخته است که این کتاب را بخوانم.

گفتم شاید شما ها هم بدتان نیاید این کار را بکنید و اگر که علاقه‌مند هستید چه به‌تر که یک گروه شویم و دسته‌جمعی کتاب را بخوانیم. به همین‌ خاطر از همه‌ی کسانی که این کاره! هستند، دعوت می‌کنم که حداکثر تا 5 مهر ماه به من ای‌میل بزنند تا خبر دقیق‌تر را درباره‌ی روز و ساعت و مکان برگزاری جلسات به آن‌ها بدهم.

7- کسی این دور و برها هست که سریال Grey's Anatomy را داشته باشد (ترجیحاً نسخه‌ی زیرنویس انگلیسی‌دار آن را)؟ ظاهراً تا به حال پنج فصل از این سریال پخش شده است. ممنون می‌شوم اگر خودتان این سریال را دارید یا جایی را می‌شناسید که بشود از آن‌جا این سریال را خرید، به من خبر بدهید.



نظرها

والله این بنده خدایی که من DVD‌هایم را ازش می‌گیرم فصل یک و دو‌اش را دارد. حالا اگر به دردت می خورد بگو که ای-میلش را برایت بفرستم.

in RSS etoon shadidan moshkel dare ye fekri konid(hesse farsi nabood:D)

من چهار فصلشو دارم آقای صادقی.کیفتش خوبه و دو فصلش هم زیر نویس داره.

درباره بند1:به دل نگیرید این اولین نویسنده ای نیست که با 1اثر پر طرفدار این حرف ها را میزند.
بند4:باز خدا رو شکر کنیم پیشرفت کرده اند و از زوم های صد برابر استفاده نمیکنند !

دست شما بابت شماره 1 درد نکنه ! بالاخره یکی گفت .

در مورد قسمت1:
گاهي بايد نويسنده يك كتاب هم شخصيت قابل قبولي داشته باشه تا بشه كتابش رو هم (با وجود اينكه از كتاب خوشمون اومده باشه) دوست داشت.
راستش كافه پيانو براي من تا زماني يه كتاب خوب بود كه نويسنده اش رو نمي شناختم ...
هم عقيده ام با تك تك كلمه هاي قسمت اول

خیلی مرسی از پست خیلی خوبتون و اون پست خیلی خوب مربوط به ماضی ها.

خیلی مرسی از پست خیلی خوبتون و اون پست خیلی خوب مربوط به ماضی ها.

سلام. تو وبگذر دیدم از وبلاگ شما زیاد به وبلاگم لینک میشن اومدم دیدم منو پیوند کردید. ممنونم.

در مورد این جریانهای اصلی مارکسیسم. تا آنجا که اطلاع دارم جلد اول و دوم پیدا نمیشود. یعنی قول تجدید چاپ داده بوند که تا چند هفته پیش بنده حقیر پیدا نکردم. ولی چپ های وطنی شدیدا با عباس میلانی چپ افتاده اند سر همین کتاب، میگویند یک طرفه به قاضی رفته طرف. راست و دروغش با خودشان...

در مورد این جریانهای اصلی مارکسیسم. تا آنجا که اطلاع دارم جلد اول و دوم پیدا نمیشود. یعنی قول تجدید چاپ داده بوند که تا چند هفته پیش بنده حقیر پیدا نکردم. ولی چپ های وطنی شدیدا با عباس میلانی چپ افتاده اند سر همین کتاب، میگویند یک طرفه به قاضی رفته طرف. راست و دروغش با خودشان...

Salam

didam rajeh be entekhabat darid be shekle systematic menivisid, goftam een weblog ro behetoon mo'arefi konam, keh dooste besyar nazdikam minevisad va shayad negahash ra jaleb va motefavet bebinid. bekhosoos keh een doost ham mesle shoma az riyaziyat (mahs albatteh) va eentor zamineh ha miyayd. webloge shoma ro ham be oo moarefi kardam.

FS

Ata jaan Labeik!
man ye matlab raje be mohajerate khodam neveshtam. omidvaram baghie ham benevisan. Montazere commente nazet hastam :))

khoosh bashi.

طبق معمول این یکی رو هم همه ی سیزن هاش رو دارم.
اگر تحویل گرفتید تقدیم می کنیم!

به پدرام:

ظاهراً یکی دو نفر دیگر از دوستان هم دارند. ممنون که گفتی. اگر لازم شد خبر می‌دهم.

به علی‌رضا مترصد:

من را پیوند کردید چه جور جمله‌ای است پسر جان؟

به مه‌گل:
منظور شما را از پست مربوط به ماضی‌ها را نفهمیدم.
اما ممنون از لطف‌تان

به سیاوش:

من کتاب را تازگی گرفتم. بعد میلانی که مترجم است. چرا به وی پریده‌اند؟

به فرشته شکیب:

ممنون از معرفی‌تان

در نگاه اول که وبلاگ جالبی است.

به مریم:

دستتس درد نکنه، روی من رو زمین ننداختی!

به روژین و ماکان:

خب یکی از شما اینو به من برسونه دیگه یه جوری. بعدش ماکان جان ما ارادت داریم آقا

تو اون عکسه دامنهاشون رو هم بلندتر کرده‌اند! ديده‌ای؟

من يکی که پشيمون شدم از نوشتن دربارهء مهاجرت. دربارهء در و ديوار و باقاليها بايد نوشت و عروسی شهين اينا و دستور آش شله قلمکار. هم نوشتنش انرژی کمتری ميخواد هم دردسرش کمتره هم واکنش مثبتتره هم تعداد بازديدکننده بيشتره هم بهتر نتيجه ميگيری. اون نوشته ۲۰ تا کامنت داشت که ۶ تاش فحش و فضاحت بود و مجبور شدم پاک کنم. به اندازهء طول خود نوشته هم مجبور شدم جواب پس بدم که چرا آزادی بيان حامد قدوسی رو له کرده‌ام. دوست دارم مطالب اينهايی که دعوت کرده‌ای رو بخونم اما کاش پوستشون کلفت باشه.

mail bezanid befarmayid cetor ta beresanim be dastetan.

mail bezani befarmayid chetor ta berasanim be dastetan.

يك بار ازتون پرسيدم كه فيلم Matchstick Men رو ديديد گفتيد نه. اگه هنوز نديديد حتما ببينيد. ارزش يك بار ديدينو داره .
راستي....6تارو عشقسسسس.

بسته بهدید طرف مقابل دارهکه چه جمله ای باشه!

چه یادتونه. روزنامه شرق توقیف شد اون روزا و نظرسنجی نصفه كاره موند اما تو ای پری كجایی توی بیشتر لیستا بود و بعدش هم الهه ناز. خیلی حیف شد كه به سرانجامی نرسید

حالا به قول اون مرحوم حکایت ماست. دور و برمون به خصوص فضایی موسوم به فضای فرهنگی پر شده از پری بلنده‌هایی که پرطرفدار بودن رو دلیل باارزش بودن و بر حق بودن‌ش می‌دونن. تو سینما م. د.ن، تو مطبوعات ا. ق، تو ادبیات هم این آقا، آقای ف.ج . به نظرم باید از کنار این افراد بی‌توجه گذشت. حتا نباید اسم کامل‌شون رو ذکر کرد! چون آدم‌هایی هستن که می‌خوان به هر طریقی و از هر راهی مطرح بشن. همین آقا اول رفت تو مطبوعات، تحویل‌ش نگرفتن. رفت شد کاندیدای مجلس، به‌ش رای ندادن. حالا اما تو ادبیات مطرح شده. تبریک به فضای بافرهنگ ادبیات ما که چهره‌هایی از این دست رو جدی می‌گیره و مطرح می‌کنه.

سلام
اینجا رو هم امروز خواندم
http://yenegah.blogfa.com/post-5.aspx

سلام آقای صادقی خوب هستید؟تولدتون مبارک البته پیشاپیش

از طرف یکی از شاگرداتون در سوده سال 84

az tajrobe-haye zendegi dar injaa yeki ham in ast ke gaahi bi-khaanemaan mishavi va nemitavaani raahat weblog benevisi.
barmigardam tehran be zudi va HATMAN minevisam.

من زیاد نوشته ام آقای صادقی. توی وبلاگم در راسته زندگی دوگانه و تورنتو وکوچ.
شاید به دردتان بخورد.

از فیلمی حرف بزنید که توی یزد ما هم بشه گیر آوورد!

Here you can find it:
http://www.hulu.com/videos/search?query=+Grey%27s+Anatomy

Also lots of other movies and series are available in this site:
www.hulu.com

آقا بدترین قسمت اون مصاحبه "نه! من این کتاب را یک ماهه نوشتم." هست. نمیدونم که درسته یا غلط اما گمون نمیکنم هیچ شاهکار ادبی بتونه ظرف یک ماه از غیب به آدم الهام بشه، به این میگن کتاب "گیشه ای" لابد

ارسال نظر

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)