از کمردرد و دردهای دیگر!
جواب MRI میگوید که دو تا دیسک خوشگل دارم! چهار تا شش هفته باید درمان کانزرواتیو را ادامه بدهم و اگر بهتر نشدم باید جراحی کنم. فعلاً روزگار را با کمردرد میگذرانم که گاهی واقعاً امانم را میبرد.
---------------------------------------------
تازگی یک نمایشنامهی معرکه خواندم از نشر کارنامه با نام «بالاخره این زندگی مال کیه؟» نوشتهی برایان کلارک و ترجمهی احمد کساییپور. دربارهی یک استاد دانشگاه مجسمهساز است که قطع نخاع شده و برای بهدستآوردن و بهرسمیتشناختن حق مرگش! تلاش میکند. نمایشنامه در جاهایی به معنای واقعی کلمه تکاندهنده است. وسوسهشدم کارش کنم!
---------------------------------------------
فیلم آخر وودی آلن، نه اینکه بد باشد، اما انگار مال وودی آلن نیست. یک داستان اخلاقی خیلی ساده و سرراست دارد دربارهی دو برادر و جنایتی که درگیرش میشوند، بدون نقطه عطف یا غافلگیری خاصی. نفهمیدم چه انگیزهای باعث شده وودی آلن این فیلم را بسازد.
---------------------------------------------
به توصیهی دوستان شروع کردهام به Lost دیدن. کشش عجیبی دارد این سریال طوری که تا به پایان یک قسمت میرسی، میخواهی ببینی بقیهی داستان چه اتفاقی میافتد. بهنظرم فیلمنامهی بسیار مستحکمی دارد برای یک سریال، هرچند بهتر است تا تمام نشده بیشتر دربارهی آن اظهارنظر نکنم.
---------------------------------------------
«وقتی یتیم بودیم» کازوئو ایشی گورو را بالاخره تمام کردم. پوووف ... بدک نبود اما توصیهاش نمیکنم به خصوص که صد صفحهی آخرش یک جورهایی هندی شد. به هر حال اگر گمان میکنید لذت خواندن «بازماندهی روز» یا «منظرهی پریده رنگ تپهها» در این کتاب تکرار میشود، در اشتباهید؛ هر چند که در مجموع هم خیلی کتاب فاجعهای نیست.
---------------------------------------------
مثل خر، درست مثل خر دارم دیویدی و کتاب میخرم و نمیدانم کی قرار است این همه فیلم را ببینم و این همه کتاب را بخوانم. به گمانم اگر از همین امروز هم تمام وقت شروع کنم به خواندن و دیدن، تا چهل سالگیام تمام نشود این حجم کتاب و فیلم. مرض خرید کتاب و فیلم پیدا کردهام انگار. یکی بیاید یکی بزند توی سر من.
---------------------------------------------
«دردی است غیر مردن، کان را دوا نباشد ...» روزهایم میگذرد. هنوز در حیرانی ...

نظرها
ey baba khoda bad nade!ishala zood tar khoob shin.in modat delemoon baratoon tang shode bood!
freno | May 15, 2008 05:14 PM
Mishe ye e-mail address be man bezani lotfan? man karet daram, nemidoonam be kodoom e-mailet bayad mail bezanam!!!
Sayeh | May 15, 2008 08:21 PM
این مرض خریدن کتاب و دی وی دی مسری است.تنها تو از آن رنج نمیبری:) روزهایی میشود وقتی به خانه میرسم کیف پولم خالی شده،بعد میبینم کلی دی وی دی خریده ام که شب وقتی میخواهم ببینمشان آنقدر خسته ام که سر تیتراژ اول خواب میبینم.این است دیگر!
بن بست | May 15, 2008 09:00 PM
سلام... ناراحت شدم باز کمردردو دیدم اینجا:( آقا این کتاب ها و فیلمها را به شراکت بگذارید که حداقل ما یکی هی نخریم:)) مواظب خودت باش!
zamyad | May 15, 2008 11:12 PM
سلام. بالاخره برگشتین. می دونم الان شرایط روحی خوبی ندارین ولی فقط می خواستم بگم : پرسپولیس زلزله همینه همینه
مهدی | May 16, 2008 12:28 PM
رفتی به کشور آرزوهای من.
حسودیم شده :(
PAT | May 16, 2008 01:07 PM
کلاس جبرانیتونو پیچوندم...
دلم خیلی تنگ شده....
ایشالا زود خوب شین....
الانم داشتم عین خر میخوندم داغ کردم اومدم پا کامپیوتر..
c u
علی | May 16, 2008 02:06 PM
age dalile nayoomadanet be eftetahie kamar darde.. ghabool ... vali age dalilesh chize dige E ye gheyre ghabele ghaboole... :D
Amin | May 17, 2008 01:56 AM
مریم خانم و خانم شهرزاد عزیز
متاسفانه دستم خورد و پیامهای شما به اشتباه پاک شد. شرمندهام و ممنون از لطف شما.
عطا | May 17, 2008 08:12 PM
آدم با احمدی نژاد عکس یادگاری بگیره، تیمش از صنعت نفت 2 تا نخوره.(بذارین پای کل کل قرمز و آبی.)
مهدی | May 17, 2008 08:22 PM
salam ata jan
khoshhalam ke zendeiee:)koli vaght bood ke miamad sar mizadam o mididam ke hanooz update nashode, mobilet ro ham nemitoonestam begiram.in darde kamar ham bad dardie ensafan.keshideam o midanam che mikeshi.omidvaram ke zood khoob beshi o kar be amal nakeshe.zemnan mige PERSPOLESE ZELZELE MAHBOOBE HAR CHI DELE
hossein behdouj | May 18, 2008 12:11 AM
شما به مرض خریدتون تابلو و ماگ رو یادتون رفته اضافه کنید. با تو سری هم که درست نمیشه ماجرا.خدا خودش کمکت کنه!!!
مهتا | May 18, 2008 08:40 AM
motasefam.omidvaram zoodtar khoob shin.
bita | May 18, 2008 01:35 PM
ای آقا!
خدا بد نده!
مانا | May 18, 2008 03:11 PM
آخی ! باز کمر در ؟ تو این سن جوونی ؟؟؟
ایشالاه که زودتر خوب شی و بعدم بیایی از سفرت برامون بنویسی :)
nc | May 19, 2008 12:12 AM
روزی خواهد آمد که می گویی کاش بیشتذ دی وی دی و کتاب خریده بودم ... باور کن کتاب و فیلم که می خری انگار زمان خواندنش را هم می خری ... خودش میاید ... درست به موقع
sama | May 19, 2008 12:28 AM
روزی خواهد آمد که می گویی کاش بیشتذ دی وی دی و کتاب خریده بودم ... باور کن کتاب و فیلم که می خری انگار زمان خواندنش را هم می خری ... خودش میاید ... درست به موقع
sama | May 19, 2008 12:28 AM
سلام
لاست می بینی؟ خوب می کنی
به امید قهرمانی سپاهان در جام حذفی و حفظ آبروی ایران در جام باشگاه های آسیا ;) آره
قرمزته
علیزخان | May 19, 2008 11:33 AM
من هم با خریدن و خواندن وقتی یتیم بودیم، شدیدا مغبون شدم. باقیمانده روز بی نظیره. واقعا آدم شک می کنه که نویسنده شون یک نفر باشه. من هم دلم میخواد لاست رو ببینم. فقط می ترسم با این وضعیت بچه داری و سرکار رفتن و اینها پاک از زندگی بیفتم. ضمنا بالاخره برای اون پاراگراف آخر هم یک دوایی پیدا میشه ایشالا. هی هی جوونی کجایی؟...
گلمریم | May 19, 2008 12:17 PM
سلام مهندس صادقي عزيز
اميدوارم كه حالتون بهتر شده باشد. راستي شما ديفرانسيل هم تدريس مي كرديد؟؟
و اگرنه معلم خوب براي ديفرانسيل پيش دانشگاهي چه كسي را معرفي مي كنيد؟
با سپاس
مريم انوري
Maryam | May 19, 2008 01:41 PM
سلام آفای مهندس!
انقدر از کمردرد ننالید. با این گروهی که شما رفتید سفر، کمردرد کمترین عارضه احتمالی بوده... خداییش فکر کنم به این کمردرد می ارزیده.
inmanam | May 19, 2008 05:21 PM
!سلام آفای مهندس
انقدر از کمردرد ننالید. با این گروهی که شما رفتید سفر، کمردرد کمترین عارضه احتمالی بوده... خداییش فکر کنم به این کمردردش می ارزیده.
inmanam | May 19, 2008 05:22 PM
خانم انوری عزیز من جند سالی اس دیفرانسیل تدریس نمیکنم. معلم دیفرانسیل خوب هم زیاد است. دکتر اسلامی، مهندس منوری و خیلیهای دیگر
عطا | May 20, 2008 02:03 AM
مرسي مهندس جان
فقط چه حيف كه ديفرانسيل تدريس نمي كنين!!!!
اوضاع و احوال كمرتون هم هم اميدوارم بر وفق مرادتون باشه
Maryam | May 20, 2008 08:36 AM
سلام آقای صادقی عزیز.
شب شعر سایبان که نمی دونم چقدر در جریانش هستین قراره دوباره در دانشگاه برگزار بشه.گفتم شاید دوست داشته باشید تشریف بیارید.این آدرس وبلاگشه که البته هنوز وقت نکردم چیز خاصی توش بذارم.
http://aut-sayeban.blogfa.com/
بیتا | May 20, 2008 06:10 PM
سلام خوب هستین؟ حالتون چه طوره؟ به گنجینه کتاب ها و دی وی دی هاتون می تونید موارد دیگری رو هم اضافه کنید ... شب نشینی در جهنم . دوئل. هر 2 تا کار برای ابراهیم رها هست که اولی برای نشر روزنه و دومی برای نشر حوض نقره هست. کتاب های طنز بسیار جالبی هستند. کتاب نغمه غمگین رو هم که مال سلینجر هست رو بهتون توصیه می کنم... موفق باشید
MiNOo | May 20, 2008 11:55 PM
سلامممممممم
ما یک پنجره بیشتر نداریم که برامون موزیک میذاره/تیکه های نمایشنامه میذاره و عکس های سفرش رو باهامون شیر میکنه
تازه هنوز این همه جاها مونده که نرفتی و باید عکس هاش رو بگیری برامون بذاری
پس لطفا به کمرت بگو آروم باشه و زود خوب بشه که اصلا وقت این حرفها نیست.
مریم | May 23, 2008 06:15 PM
سلام عطا جان
خيلي از دردي كه ميكشي غمگين شدم
با وجود آن همه دكتري كه دوروبرت داري من نبايد اين پيشنهاد را بدهم اما رشتهاي به نام كايروپراكتيك هست كه با نوعي دستورزي اين دردها را ساكت ميكند، البته درمان اساسي نميكند و ارتوپدها و فيزوتراپها هم زياد با آن موافق نيستند، يك دكتر خوب هم در اين زمينه دكتر اطمينانراد است و تلفن او 88005061 است، اميدوارم زود زود سرحال و سلامت شوي
شهرزاد | May 23, 2008 09:38 PM
سلام نمیدونم چرا امشب حال کردم کامنت بزارم
امیدوارم هرچه سریعتر خوب بشید
از ته دل! | May 24, 2008 01:24 AM
اقا عطا
ما عادت کردیم همیشه شما رو سرحال و قبراق ببینیم. امیدوارم هرچی زودتر خوب شید
بارهم سفربرید بازهم برامون سفرنامه بنویسید
شادباشی
ghazal | May 24, 2008 10:50 AM
سلام مهندس صادقي عزيز.اي واي كه شما همچنان از در د مي ناليد.يك دكتري در ميرداماد است كه نامش دكتر گلبابايي است و يكي از آشنايان ما را طبابت كرد و خوب شد. مشكل او هم ديسك كمر بود اما با طبابت ايشان كارش به عمل جراحي نكشيد. شماره اش را ندارم اما اگر خواستيد پيدا مي كنم. شما امر بفرماييد.
تا بعد
marayam | May 24, 2008 10:58 AM
عطا جان خيلي متاسفم كه بهتر نشدي. تا ميتوني استراحت كن. اميدوارم نيازي به جراحي نباشه :(
ناتالی | May 24, 2008 12:38 PM
سلام. من سال 85 شاگردتون بودم. الان دانشجوی پلی تکنیکم و دبیر کانون موسیقیش. نشسته بودیم کلیپی که چندسال پیش ساخته شده بود از کانون های پلی تکنیک رو می دیدیم شما رو دیدم، دلم هوا کرد بیام اینجا بگم براتون که کانونهای امیرکبیر در آستانه ی تعطیلیه به خاطر مشکلات مدیریت!
احساس دین به شماهایی که با خون دل اینجا رو نگه داشتین داره خفم می کنه. چه کنم؟
زهره خضرایی منش | May 24, 2008 02:07 PM
سلام. من سال 85 شاگردتون بودم. الان دانشجوی پلی تکنیکم و دبیر کانون موسیقیش. نشسته بودیم کلیپی که چندسال پیش ساخته شده بود از کانون های پلی تکنیک رو می دیدیم شما رو دیدم، دلم هوا کرد بیام اینجا بگم براتون که کانونهای امیرکبیر در آستانه ی تعطیلیه به خاطر مشکلات مدیریت!
احساس دین به شماهایی که با خون دل اینجا رو نگه داشتین داره خفم می کنه. چه کنم؟
زهره خضرایی منش | May 24, 2008 02:11 PM
سلام. من سال 85 شاگردتون بودم. الان دانشجوی پلی تکنیکم و دبیر کانون موسیقیش. نشسته بودیم کلیپی که چندسال پیش ساخته شده بود از کانون های پلی تکنیک رو می دیدیم شما رو دیدم، دلم هوا کرد بیام اینجا بگم براتون که کانونهای امیرکبیر در آستانه ی تعطیلیه به خاطر مشکلات مدیریت!
احساس دین به شماهایی که با خون دل اینجا رو نگه داشتین داره خفم می کنه. چه کنم؟
زهره خضرایی منش | May 24, 2008 02:11 PM
آخ چرا انقد زیاد شد؟ ببخشین!
زهره خضرایی منش | May 24, 2008 02:16 PM
salam.
aghaye sadeghi e aziz vaghean kheili ja khordam,omidvaram har che zoodtar khoob shin.
bita | May 24, 2008 08:25 PM
omidvaram karet be jarahi o ina nakeshe ke koli dardesar dare...badesham disko hame daran ooni ke to alan dari jabejayi va sabidegiye diske o mohrast..
elham | May 26, 2008 02:11 AM
salam nabinam dardet ra .
doa mikonam harche zood tar khob shi,rasti shajarian concert dare yekari kon ta concert behtarbeshi.
khayli mokhle30m
hadi | May 26, 2008 11:01 AM
salam! agha har kari az daste man bar miyad begoo...omid varam har che zood tar khoob shi...
kaveh oveisi | May 28, 2008 12:37 AM
Faghat mikham begam ridiiiiiii ba in ITALY! :)) Didi NETHERLANDS chetor malid dare hame...?! :)) ITALY team mishe akhe?! ROMANI dasht hazfesh mikard ey khoda!! =)) :))
be to che! | June 15, 2008 08:34 PM
holand ke khodesh zoodtar hazf shod aghalan italy too penalty bakht
ata | June 24, 2008 07:19 PM