ما دیوانهها
من برگشتم. از سفر طولانی. خستهام و کمردردم دوباره برگشته، اما سفری بینهایت دلپذیر بود و یک عالمه دوست جدید پیدا کردم. از آرژانتین، برزیل، مکزیک، روسیه، انگلستان، ترکیه، اوکراین، یونان، اسراییل، شیلی، اسپانیا، اکوادر، سوئد، فرانسه، کوبا و خیلی جاهای دیگر. یک مشت دیوانه بیش از دو هفته خورده بودیم به پست هم و دنیایی داشتیم. باید بودید و میدیدید. بینظیر بود. تجربهای متفاوت و عالی.

من و چند نفر دیگر از جماعت دیوانگان!

ما این مدت یک چنین جاهایی بودیم!
پینوشت:
متاسفانه این بیست روز به اینترنت دسترسی نداشتم. ممنونم از همهی دوستانی که پیگیر حالم شده بودند و شرمندهام که قبل از سفر به علت کار و درگیری زیاد و یکدفعهای پیشآمدن همه چیز، فرصت نکردم اینجا بنویسم که برای مدتی نیستم و به همین خاطر باعث نگرانی عدهای شدم. خیالتان راحت، حکایت من، حکایت بادمجان بم است!
