چرا حتی یک رای بیشتر مهم است؟
داشتم آمار نتایج نهایی انتخابات مجلس در دورهی هفتم را نگاه میکردم. دیدم طبق آمار رسمی وزارت کشور، از حدود شش میلیون واجدین شرایط، حدود دو میلیون نفر در انتخابات شرکت کرده بودند (37 درصد مشارکت) که رای نفر اول تهران یعنی آقای حداد عادل چیزی حدود نهصد هزار نفر بوده است.
این تعداد رای به معنای آن است که به احتمال فراوان در حال حاضر نیز اصولگرایان با همهی سازماندهی و برنامهریزیشان، بیش از یک میلیون رای در تهران نخواهند داشت. (بدیهی است در دورهی هفتم، اصولگرایان با تمام توانشان در انتخابات شرکت کرده بودند و بعید میدانم تعداد هوادارانشان در این مدت بیش از ده درصد رشد کرده باشد.)
اگر این تعداد رای را با رای رضا خاتمی، منتخب اول تهران در دورهی ششم که چیزی بیش از یک میلیون و هفتصد هزار رای بوده است، مقایسه کنیم، به سادگی میتوانیم نتیجه بگیریم بیشتر آرای بالای دومیلیون نفر، به نفع اصلاحطلبان در صندوق ریخته خواهد شد. در واقع اینطور بهنظر میرسد درصد بالایی از کسانی که انتخابات مجلس هفتم را تحریم کرده بودند، اگر در انتخابات مجلس هشتم شرکت کنند، به نفع اصلاحطلبان رای خواهند داد.
با توجه به این موضوع اینطور میتوان پیشبینی کرد که با توجه به وجودنداشتن لیست واحد در اردوگاه اصولگرایان، اگر میزان مشارکت تهرانیها حتی به حدود 50 درصد برسد (که طبق برخی نظرسنجیها اینگونه است.) دستکم بیش از دو سوم راهیافتگان به مجلس از حوزهی انتخابیهی تهران اصلاحطلب خواهند بود.
تحریمیها استدلالهای خاص خودشان را دارند که با وجود احترامی که برای همهی آنها قائلم، متاسفانه منطق دلایلشان برای من قابل درک نیست. یعنی واقعاً من نمیفهمم که رایندادن چه فایدهای به حال ما دارد، جز اینکه فقط شاید کمی دلمان خنک شود! آیا بعداً دود این تحریم به چشم خودمان نمیرود؟ به قول بهنود: «اصلاً فرض کنیم سه چهارم مجلس از قبل انتخاب شده است، چرا برای یک چهارم باقی مانده تلاش نکنیم؟»
اگر بخش عمدهای از افراد دور و برمان (حالا به هر دلیلی) نمیخواهند رای بدهند، ناچار باید پذیرفت که به هر حال جامعهی امروز ما همین است و یک شبه عوض نمیشود. باید تا میتوانیم کار کنیم و بیشتر کار کنیم تا سطح آگاهی سیاسی جامعه بهتدریج بالاتر رود و فرهنگ اصلاحطلبی نهادینه شود.
نتیجهی انتخابات هرچه که باشد از یک چیز بسیار خوشحالم: اینکه عدهای که تعدادشان هم کم نیست، را این روزها میتوانیم ببینیم که دقیقاً میدانند برای چه رای میدهند و چه مسیری را میخواهند پیش روند. این مسئله، با یک نگاه واقعبینانه به آینده، خیلی دلگرم کننده است.
من در حدی که در توانم بود سعی کردم دلایلم را برای شرکت در انتخابات توضیح دهم. فردا صبح پای صندوق می روم و به این لیست رای میدهم. زمان مشخص خواهد کرد که تصمیم منی که در انتخابات شرکت میکنم درست بوده است یا دوستانی که میخواهند انتخابات را تحریم کنند. امیدوارم اگر سالها بعد مثلاً فرزندشان از آنها پرسد که: «چرا در انتخابات مجلس هشتم شرکت نکردی؟» جواب قابلقبولی برای او داشته باشند.

نظرها
عطا جان امیدوارم در هدفی که داری موفق باشی کما اینکه ما به آن دید سیاسی که تو می گویی نرسیدهایم. امیدوارم جواب سوال: چرا در انتخابات مجلس هشتم شرکت کردی؟ هم جواب قانعکنندهای باشد.
فؤاد | March 14, 2008 02:15 AM
تا حدودی با حرفهایت موافقم، ولی به طور اساسی مخالفم
علیکس | March 14, 2008 07:17 AM
به نظر من نکته مهمی که مردم باید کمکم به آن برسند این است که از انتخابات انتظار بالایی نداشته باشند. انتخاب فرد یا گروه خاص معمولا تاثیر بزرگی بر سرنوشت جامعه یا کشور نمیگذارد (دستکم تاثیر مثبت بزرگی نمیگذارد) و تغییرات تدریجی و در گذر تاریخ محسوس هستند، کمااینکه تغییرات جامعه ایران امروز و 100 سال پیش کاملا محسوس است.
به همین ترتیب مشارکت در انتخابات در واقع گام کوچکی در راستای افزایش سعه صدر و بینش سیاسی-اجتماعی مردم است. متاسفانه بیشتر کسانی که از انتخابات دلسرد هستند و طرفدار تئوری تحریم، به خاطر توقعات بیش از حد و «آنیای» که از «رایهای» خود داشتهاند اینطور سرخورده شدهاند. مثلا طرف انتظار داشته با رای دادن به خاتمی جامعه ایران ظرف 4 یا 8 یا اصلا 20 سال تبدیل به یک جامعه دموکراتیک کامل شودکه در آن انتخابات کاملا آزاد برقرار شود. انتظاری که از لحاظ منطق تاریخی بیمورد است.
بامداد | March 14, 2008 09:14 AM
سلام عطا خان حال شما خوبه؟خواستم از نوشته هایتان تشکر کنم و بگم من و خانواده ام هم با شما موافقیم و به یاران خاتمی رای خواهیم داد
تنها | March 14, 2008 10:04 AM
حالا شما مطمئنی سطح شعور شما بالاتر از تحریمیاست
رامین | March 14, 2008 10:50 AM
کاشکی خودتم کاندید بودی ;) اینجوری واسه علیکس هم خوب بود آخه از اون 30تا به محجوب نمیخواد رای بده حتی اگه ریشاشو هم بزنه. منم اگه رای میدادم بهش نمیدادم. آخه اون هزار سال پیش یه بار که اومد پلی تکنیک و داشتم به رسم جوونی باهاش مباحثه می کردم دیدم سر و لباس و موهاش پره شوره س. یه جورایی بوی عرق هم می داد. مجلس پنجمو می گم
علیرخان | March 14, 2008 12:14 PM
معمولا این گونه است که کسانی که کاری را انجام می دهند برای کار خود دلیل می آورند که کارشان درست بوده است یا خیر ولی دوستانی که علم شرکت را بلند کرده اند به دلیل نداشتن استدلال در یک فرار رو به جلو از عدم شرکتی ها می خواهند که بگویند عدم شرکتشان چه فایده ای داشته است!!!
آقایان اصلاح طلب می خواهند نشان دهند که تمام مشکلات اقتصادی مردم به خاطر احمدی نژاد است در صورتی که ایت آقا بر روی دوش سیاستهای تعدیل و خصوصی سازی ایستاده است. ضمن این که حضور یکپارچه ی اصولگرایان موجب حاد شدن شکافهای درونی جناح راست میشود. اگر کل حاکمیت یکدست نمیشد کسی فکرش را هم می کرد که لاریجانی(نماینده ی رسمی موتلفه) لیستی جداگانه از این حزب ارائه دهد؟
اگر اپوزیسیون جمهوری اسلامی توانایی معرفی یک حکومت جدید را ندارند اطلاح طلب ها نیز توانایی اصلاح این حکومت را ندارند.
روزبه | March 14, 2008 01:09 PM
رهثص.
حمید | March 14, 2008 04:09 PM
آقای صادقی ! خود شما در جواب فرزند یا شاگردان یا هر کسی دیگه ای اگه ازتون بپرسن چرا انتخابات ریاست جمهوری سال 84 شرکت نکردی ، چه جوابی میدی ؟؟؟
شما جزء اون دسته آدم هایی بودین که قاطعانه تبلیغ کردین که چرا و به چه دلایلی نباید انتخابات شرکت کرد.
شما و همه اوناهایی که امسال دارن تبلیغ میکنن که چرا باید انتخابات شرکت کرد و . . .
همه شماها اون سال با دلایلی که شاید فقط برای خودتون منطقی بود انتخابات شرکت نکردین.
هندونه خانم | March 14, 2008 04:09 PM
به هندونه خانم عزیز:
من انتخابات ریاست جمهوری 84 شرکت کردم. شناسنامهام گواه است.
حالا فرض بر اینکه آن موقع هم شرکت نکرده باشم و اشتباه کرده باشم، حالا باید این اشتباه را ادامه دهم یا اصلاحش کنم؟
عطا | March 14, 2008 05:37 PM
به رامین:
منظورم را بد متوجه شدی. من به همهی کسانی که عاقلانه انتخاب کردهاند که رای ندهند احترام میگذارم.
مشکل من با کسانی است که منفعلانه در انتخابات شرکت نمیکنند.
عطا | March 14, 2008 05:39 PM
واقعا چرا بعضیا متوجه نمیشن!!!!
ترک میدون نشانه باخته حالا به هر دلیلی........
باید موند و بازیشونو به هم زد
علی | March 15, 2008 04:12 PM
سلام با توجه به اینکه خیلی علاقه وامید به حضور اصلاح طلبان در مجلس دارم ولی شاید که باید نهایتا امید به یک مجلس ترکیبی داشته باشیم تا اینجای کار 14 نفر اصولگرا قطعی شده اند ! دارم به این نتیجه می رسم شهرستانی ها عاقل تر از تهرانی ها هستند چون اصلاح طلبای شهرستان بیشتر رای اوردن تا تهران
از ته دل! | March 16, 2008 02:10 PM
فکر می کنم تو ایران جا انداختن این نکته که بازی سیاسی چیزی جدای از مواضع آرمانی هر کس است؛ سالها طول بکشه.به هر حال تصور می کنم اینقدر در آرا دستکاری بشه که همون مقدار جماعت عاقل در حوزه ی عمومی هم کم کم عطای حضور در این بازی رو به لقاش ببخشند.درست مثل سال های پایانی حکومت شاه.ودوباره یه انقلاب نفرت انگیز(مثل همون نفرت انگیزی که قبل از بایرن مونیخ میاری)شکل بگیره و این وسط منافع ملی ایران تاراج بشه.
میثم | March 16, 2008 03:01 PM
راستی یادم رفت بگم
مسافرت خوش بگذره
سالم برگردی آخه اگه سالم برگردی اینجا علی و ممد سرویس میشن تا یکیو پیدا کنن مجبورم خودم وایسم!!!
دستت به ضریح! رسید مارم دعا کن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
از ته دل! | March 17, 2008 12:01 AM
به نظر من بايد تيتر مطلبتون رو مذاشتيد چرا حتي با يك راي هم مي شود عوام فريبي كرد؟!
به نظر مي رسه كه در دوسال آينده يه نظام جديد به وجود مي آد به اسم نظام اصولگراييه(مثل قاجاريه)
Pourya okhovat | March 17, 2008 12:06 AM
با اين همه غم در خانه دل ، اندكي شادي بايد .
هر روزت نوروز باد ... خوشبخت باشي الهي.
لي لي
لي لي | March 20, 2008 04:41 PM
سال نو مبارك عطا جان :)
Zamyad | March 20, 2008 10:19 PM
می بینم که دوباره با بر و بچ رفتین سفر و این جا ول شده به امان خدا و خبری از update و اینجور چیزا نیست ! در هر حال خوش بگذره - ما که بخیل نیستیم ! به جناب کوروش خان هم سلام برسونین .
پپر | March 22, 2008 12:51 AM
سلام.می خواستم بگم شیراز جاتون خالی مثل اینکه رفتین.عیدتون مبارک.در مورد انتخابات با شما موافقم ولی فکر می کنم دلیل سرد شدن اصلاح طلبها چه در انتخابات ریاست جمهوری در مورد معین چه پارسال و چه الان کم کاری آقای خاتمی بعد از 21 میلیون رایه.به هر حال من هنوز به اصلاحات معتقدم چون فکر می کنم مثل مقایسه وضع الان انگلیس با فرانسه ایه که انقلاب کرده.من روند انگلیس رو ترجیح می دم.
بی تا .ه | March 24, 2008 02:57 AM
هیچ معلوم هست کجایید شما ؟! سال تازه شد و هیچ ننوشتید :( ...
تیغ ماهی | March 29, 2008 03:08 AM