این دختر لات بامزه!

February 19, 2008 09:46 PM

«می‌دونم معمولش اینه که آدم‌ها قبل از این‌که برن تو کار زاد و ولد و این جور چیزها، اول عاشق هم می‌شن. اما من فکر کنم معمولیت واقعاً سبک ما نیست!» این آخرین جمله‌ی جونو در فیلم «جونو» است. دختر شانزده ساله‌ی لات بسیار بامزه‌ای که دچار یک حاملگی ناخواسته شده است.

واقعیتش این بود که فکر نمی‌کردم «جونو» فیلم چندان خوبی باشد. به‌خصوص که توی همین بلاگستان چندتایی نقد منفی و در به‌ترین شرایط خنثی درباره‌اش خوانده بودم، اما تماشای «جونو» سر ذوقم آورد؛ فیلم شسته‌رفته‌ی خوش‌ساختی که چاشنی ظریفی از طنز نیز به هم‌راه دارد. ادبیات تین‌ایجری جونو و حاضرجوابی‌های او و پدرش در این فیلم فوق‌العاده است.






فکر می‌کنم بیش‌تر فیلم‌های مهم امسال را دیده باشم. «تاوان»، «جایی برای پیرمردها نیست»، «بادبادک‌باز»، «وعده‌های شرقی»، «مایکل کلایتون»، «پرسپولیس»، «چهار ماه و سه هفته و دو روز» و همین «جونو». در این میان برخلاف خیلی‌ها از «تاوان» و «جایی برای پیرمردها» چندان خوشم نیامد و به‌نظرم بیش تر از ارزش‌شان در مورد آن‌ها تبلیغات شده است. ( احتمالاً به‌ِ زودی یک یادداشت همین‌جا منتشر می‌کنم با عنوان"چرا «جایی برای پیرمردها» فیلم خوبی نیست.") «بادبادک‌باز»، «وعده‌های شرقی» و «مایکل کلایتون» فیلم‌های بدی نبودند، «پرسپولیس» و «جونو» را زیاد دوست داشتم و «چهار ماه و سه هفته و دو روز» به‌نظرم عالی بود. خود خود سینما.

راستی کسی خبر دارد این خانم الن پیج برای فیلم «جونو» واقعاً حامله شده یا نه؟ به‌نظر من که خیلی خوب از پس نقشش درآمده (مثلاً نگاه کنید به صحنه‌ی گریه‌اش در ماشین) و اگر احیاناً اسکار بگیرد یک‌جورهایی حقش است. آهان یک چیز دیگر! اگر کسی فیلم‌های «اتاقک غواصی و پروانه» و «خون به پا خواهد شد» را دارد، بدهد من هم ببینم. یک در دنیا صد در آخرت دعایش می‌کنم.

پی‌نوشت:
1) یادداشت راجر ایبرت؛ منتقد مشهور آمریکایی؛ درباره‌ی «جونو»
2) یک یادداشت کوتاه نوشته‌ام درباره‌ی «ماچیسمو» که امروز در روزنامه‌ی کارگزاران چاپ شد. اگر دوست داشتید، یک نگاه بیندازید.
3) با این دو بیت از مولوی این روزها دارم زندگی می‌کنم:
آمده‌ام که سر نهم٬ عشق ترا به سر برم
ور تو بگوییم که نی٬ نی شکنم٬ شکر برم
اوست نشسته در نظر٬ من به کجا نظر کنم؟
اوست گرفته شهر دل٬ من به کجا سفر برم؟



نظرها

من لبیک گفتم .. و نیمه هایم را نوشتم

خیلی دوست دارم بدونم جایی برای پیرمردا چرا فیلم خوبی نیست. زودتر بنویسش تا بخونیمش. البته من چون فکر کردم فیلم خوبیه زودتر از تو نوشنمش و نمی دونم خوندیش یا نه

راستی اتفاقا من همین الان خون به پا می شود رو دیدم و دارمش

سلام علی
اتفاقا فکر کنم یکی از دلایل سرخورده‌شدنم همون خوندن یادداشت تو و چند نفر دیگه بود قبل از دیدن فیلم!
چون با خوندن اون یادداشت‌ها انتظار دیدن یک شاه‌کار رو داشتم.
مهم‌ترین مشکلم با فیلم این بود که آخر فیلم این سوال برام پیش اومد: «خب که چی؟»

سلام عطا جون. دیشب خواب‌ات رو می‌دیدم اومدم احوال‌پرسی :)

خوبی عزیز من؟

يكي، نمي‌دانم كي، اين شعر مولوي را خوانده و يك جور ساده‌ و خوبي خوانده. يكي از آن روزهاي سرد و برفي گير كرده بودم توي ترافيك و راديو گذاشته بودش و انگار تازه كشف كردم اين شعر مولوي را و چه خوب بود.
اين را كه نوشتيد كلي ذوق كردم باز..

ممنونم هاله جان. شما چه خبر؟ همه چیز خوبه؟

من این بیت را بیشتر دوست می دارم اما: در هوس خیال او همچو خیال گشته ام
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم

والا چه عرض کنم! البته این سوال برای من پیش نیومد. یعنی احساس کردم می فهمم چی می خواد بگه. شایدم غلط کردم. به هرحال خیلی باهاش حال کردم گرچه سارا هم حال نکرد

ضمنا نیمه کاره ها اعلام شد

“….قطاری که نزدیک و نزدیکتر می آید.
هارمونی يکنواخت چرخها,
چرخهایی که سالهای سال
نقطه تلاقی اين دو خط موازی را
در دور دستها جسته اند…..”

“تلاقی” آخرين دستنوشته “دلتنگ دلتنگی های آسمان” در انتظار نگاه گرمتان است!

حالا مثلاً داریم و بخوایم هم در راستای فرهنگی بازی و تباادل فیلم و pay back که شاید منم پس فردایی فیلمی کتابی و.. از یکی دیگه بخوام بهبم بده و... و.. بخوایم بهت فیلم برسونیم چطور باید اینکار را بکنیم؟؟؟

ممنون از آیدا، علی‌رضا، لیلی و کتی برای نیمه‌کاره‌های‌شان

:)))
این تو بودی در الیزه؟!!
کف کردیم برادر. گرچه می دونی که بدمون نمیاد آدم گاهی وقتا اینطوری بشه یهو. البته چه عرض کنم. خلاصه خوش باشی

:)))
این تو بودی در الیزه؟!!
کف کردیم برادر. گرچه می دونی که بدمون نمیاد آدم گاهی وقتا اینطوری بشه یهو. البته چه عرض کنم. خلاصه خوش باشی

عطا!
عطا صادقي ...
يار مهربان روزهاي به يادماندني!
از شادي يافتنش بعد از اين همه سال، زبونم بند اومده
...

قبول نیست ! این فیلم هارو از کجا گیر میارید؟:(

توی این فیلمه (( نه جای مردان پیر)) که بنظرم ترجمه قشنگتری برای اسم فیلم هست ظاهرا اصرار زیادی بوده بر غیر کلیشه ای بودن و خلاف انتظار بیننده ای که به فیلمهای هالیوودی عادت داره حرکت کردن، که شاید همین مسئله باعث شده بیش از اون چیزی که هست به چشم آکادمی بیاد. چون خیلی جا داستان منطقی و واضح و روشن نیست. البته من غیر از جونو که اونهم با وجود خوب بودنش در حد فیلم اول اسکار نبود هنوز بقیه رو ندیدم.

توی این فیلمه (( نه جای مردان پیر)) که بنظرم ترجمه قشنگتری برای اسم فیلم هست ظاهرا اصرار زیادی بوده بر غیر کلیشه ای بودن و خلاف انتظار بیننده ای که به فیلمهای هالیوودی عادت داره حرکت کردن، که شاید همین مسئله باعث شده بیش از اون چیزی که هست به چشم آکادمی بیاد. چون خیلی جا داستان منطقی و واضح و روشن نیست. البته من غیر از جونو که اونهم با وجود خوب بودنش در حد فیلم اول اسکار نبود هنوز بقیه رو ندیدم.

توی این فیلمه (( نه جای مردان پیر)) که بنظرم ترجمه قشنگتری برای اسم فیلم هست ظاهرا اصرار زیادی بوده بر غیر کلیشه ای بودن و خلاف انتظار بیننده ای که به فیلمهای هالیوودی عادت داره حرکت کردن، که شاید همین مسئله باعث شده بیش از اون چیزی که هست به چشم آکادمی بیاد. چون خیلی جا داستان منطقی و واضح و روشن نیست. البته من غیر از جونو که اونهم با وجود خوب بودنش در حد فیلم اول اسکار نبود هنوز بقیه رو ندیدم.

توی این فیلمه (( نه جای مردان پیر)) که بنظرم ترجمه قشنگتری برای اسم فیلم هست ظاهرا اصرار زیادی بوده بر غیر کلیشه ای بودن و خلاف انتظار بیننده ای که به فیلمهای هالیوودی عادت داره حرکت کردن، که شاید همین مسئله باعث شده بیش از اون چیزی که هست به چشم آکادمی بیاد. چون خیلی جا داستان منطقی و واضح و روشن نیست. البته من غیر از جونو که اونهم با وجود خوب بودنش در حد فیلم اول اسکار نبود هنوز بقیه رو ندیدم.

توی این فیلمه (( نه جای مردان پیر)) که بنظرم ترجمه قشنگتری برای اسم فیلم هست ظاهرا اصرار زیادی بوده بر غیر کلیشه ای بودن و خلاف انتظار بیننده ای که به فیلمهای هالیوودی عادت داره حرکت کردن، که شاید همین مسئله باعث شده بیش از اون چیزی که هست به چشم آکادمی بیاد. چون خیلی جا داستان منطقی و واضح و روشن نیست. البته من غیر از جونو که اونهم با وجود خوب بودنش در حد فیلم اول اسکار نبود هنوز بقیه رو ندیدم.

توی این فیلمه (( نه جای مردان پیر)) که بنظرم ترجمه قشنگتری برای اسم فیلم هست ظاهرا اصرار زیادی بوده بر غیر کلیشه ای بودن و خلاف انتظار بیننده ای که به فیلمهای هالیوودی عادت داره حرکت کردن، که شاید همین مسئله باعث شده بیش از اون چیزی که هست به چشم آکادمی بیاد. چون خیلی جا داستان منطقی و واضح و روشن نیست. البته من غیر از جونو که اونهم با وجود خوب بودنش در حد فیلم اول اسکار نبود هنوز بقیه رو ندیدم.

باور کن فهمیدم هولدن جان!

الن پيج رو ديدي تو مراسم اسكار؟ اصلاً انتظار نداشتم انقدر ساده بياد و انقدر خانوم و مظلوم بشينه اونجا!:)) انگار باورم شده بود جداً همونقدر شيطون و لاته!

دقیقاً زامیاد جان

داشتم مستقیم می دیدم و چه‌قدر یه لحظه دلم خواست که اون اسکار رو بگیره اما حیف ...

آخ چقدر دوس دارم ببينمش!‌افسوس كه كنكور دارم.(البته يه چيز مي‌گم. امكان نداره برسه دستم و نبينمش:)

راستش اين كامنت مربوط به اين پست نيست ... مربوط به پست كتابهاي توالتي است ... من هم از بچگي به درد شما گرفتارم ... آنوقتها من تن تن و ميلو ميبردم توالت با خودم ... الانا هم هنوز كتاب مي برم ...ميخواستم يك كتاب بسيار خوب و آموزنده توالتي را پيشنهاد كنم كه حتما امتحان كني ... كتاب معضم (( نيكلا كوچولو )) عاليست براي توالت . هم لينت مزاج است هم انبساط روح. پاينده باد انجمن حمايت از كتابهاي توالتي.

لي لي

Dar vaghe in bara poste balayee ye:

mikhastam 2 ta nokte ham ezafe konam.
1.bazi darsa ro ham tu wc rahattar mishe khund.(masalan shimi! hatta yadame ye bar 30 ta test zadam!! taze wc sham farangi nabud:)) :D )
2. bi adabiye, room be divar , ama age kari bud ke lazem bud vasatesh sifon keshid ke rahattar fazaye wc ro tahamol kard, sifone vasate fasl ham belamane hast:P

ziyade arzi nist:)

راجع به اتاقك غواصي و پروانه. مي خواستم بگم كتابي كه اين فيلم از روش اقتباس شده رو هم نشر چشمه زده. اسمش پيله و پروانه است. خود ژان دومينيك بوبي با تكون دادن پلك چپش حرف حرف نوشتتش.

ممنون که گفتی پروژکتور جان

چرا پست بالایی کامنت دونی نداره؟ یا من پیداش نکردم؟ میخواستم بگم که برای خوندن اون جمله ای که نقل قول کردید باید مانیتور و بغل کنم برم تو توالت بخونم یا همین جا هم میشه خوندش؟

ما كه دستمون كوتاهه شما نايب الزياره باش!

خدا بود کامنتت گل‌مریم جان :))

ببخشيد ميشه در باره پست امشب امشب دل من بيشتر توضيح بديد:))

در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن

سلام علیکم؛

اگر از کارگزاران پول نگرفته باشی رسما سرت کلاه رفته ، بدجوری هم.
چیزی که می تونم قاطعانه تصریح کنم اینه که روزنامه ی کارگزاران رو عمرا نمی شه تو توالت خوند ، اما می تونم بهت قول بدم که با شنیدن اسمش حتما به توالت احتیاج پیدا می کنی.
این ارادت من بهش سر دراز دارد. بماند تا بعد

یا علی

salam weblogeton kheli ghashange

2 asemuna,roo zamin...!
vaghti yaroo bem goft ye sar be in site bezan too delam goftam:ah! 2bare az in chertoperta! vase inke delesho nashkanam ye sar zadam....aslan fekresh ro ham nemikardam... aghaye sadeghi????(be ghole baro bachs,ATA!)
too asemoona donbalesh migashtam,too PC peyda shod,kheyli hal kardam ba yaroo:D
kholase ke salam,sitesh ham mese kelesash take! kheyli mokhlesim!

وعلیکم
بابا این فیلما چیه نیا میکونید
فیلم میخواین نیا کونید بیاین فیلم زندگیه ما رو بینید
چاکر بروبچ
سیناقدبلند

ارسال نظر

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)