نیمه‌کاره‌ها!

February 9, 2008 11:39 PM

مریم مومنی عزیز از من خواسته کتاب‌هایی که نیمه‌کاره رهای‌شان کرده‌ام، نام ببرم. البته حتماً تعدادشان بیش‌تر است، اما این‌هایی که یادم می‌آید:

در جست‌‌جوی زمان ازدست‌رفته که خواندنش عذاب است به معنای واقعی کلمه. فکر نکنم هیچ‌وقت بتوانم این کتاب را و در کل پروست را بخوانم.

جنگ و صلح و آنا کارنینا، بس که ریلکس است این آقای تولستوی و کش می‌دهد همه چیز را. البته آنا کارنینا را در برنامه‌هایم گذاشته‌ام که حتماً تمامش کنم.

برادران کارامازوف که با وجودت ارادت فراوانم به داستایوفسکی عزیز، متاسفانه تا به حال نیمه‌کاره مانده است.

بیش‌تر کارهای ویرجینیا ولف از جمله، به سوی فانوس دریایی، سال‌ها، اتاقی از آن خود. (خانم دالووی را بالاخره خواندم!)

غرور و تعصب جین آستین که خودم هم می‌دانم زشت است این را تمام نکرده‌ام!

خانه‌ی ادریسی‌های غزاله علی‌زاده که هر چه زور زدم من را نگرفت که تمامش کنم و متاسف هم نیستم. همین‌طور است درباره‌ی دل دلداگی مندنی‌پور که ان را هم فقط جلد اولش را خواندم و الان یادم امد که وضعیتم درباره‌ی آتش بدون دود ابراهیمی هم همین‌طور است.

و البته این‌ها کتاب‌های شناخته‌شده‌تر بودند وگرنه کتاب نخوانده‌ی که زیاد دارم متاسفانه!

اما می‌خواهم درباره‌ی چند کتاب که ابتدا نیمه‌کاره گذاشتم‌شان و بعد که تمام‌شان کردم دیدم عجب اشتباهی کرده بودم و بعد از خواندن‌شان حظ فوق العاده‌ای بردم و لذتی بی‌حساب:

اول از همه خداحافظ گری کوپر نوشته‌ی رومن گاری که عالی بود.
شبی از شب‌های زمستان مسافری نوشته ی کالوینو
خشم و هیاهوی فاکنر
آینه‌های دردار گل‌شیری که نثر بی‌نظیری دارد.
و بالاخره بازمانده‌ی روز کازوئو ایشی‌گورو که سخت شیفته‌اش شدم.


اما من دوست دارم جواب این آدم‌ها را در پاسخ به این سوال بدانم:
پرستو، کتی، حمیدرضا، لیلی، مریم، آیدا و علی‌رضا