کافیشاپ تعطیل!
جریان بستهشدن کافهها (و تازگی کافهکتابها) را در این سالها لابد شنیدهاید. پریروز در جلسهی تاریخ مشروطه خوانیمان! بخشی از کتاب «ایران بین دو انقلاب» نوشتهی یرواند آبراهیمیان را میخواندیم که یکجای آن برایم بسیار جالب بود:
«ناصرالدین شاه پس از بحران تنباکو به اعمال محدودیت سیاسی بیشتر روی آورد و از تغییر و تحولات خطرناک پرهیز کرد. امتیازات کمتری واگذار کرد؛ به دوران رشد و گسترش دارالفنون پایان داد؛ ایجاد مدارس جدید را ممنوع ساخت؛ روزنامههای اختر و قانون را غیرقانونی اعلام کرد؛ نشریات منتشرشده در سایر کشورها را به باد انتقاد گرفت؛ میزان بورسهای دولتی برای تحصیل در خارج از کشور را محدود کرد؛ با غرور و افتخار اعلام کرد وزیرانی میخواهد که ندانند آیا بروکسل نام محلی است و یا نوعی کلم و به دلیل هراس از شایعات ضد دولتی، بیهوده کوشید تا اکثر قهوهخانههای تهران را به تعطیلی بکشاند.»
همانطور که میبینید، انگار حکام مملکت ما از قدیم با کافهنشینی و این قسم قرتیبازیها مشکل داشتهاند. اصلاً چه معنی دارد یکسری آدم بنشینند توی کافه و حرفهای الکی بزنند. بروید خانهتان سریالتان را ببینید! دهه!
پینوشت:
این روزها توی ماشین آلبوم آخر احسان خواجهامیری را گوش میکنم و بیشتر ترانههایش را دوست دارم. چندتا از آنهایی که دوستترشان دارم را میگذارم اینجا اما پیشنهاد میکنم خودتان cdش را بخرید و آهنگها را با کیفیت بشنوید:
و این قطعهی آوازی هم که در قسمت آخر میوهی ممنوعه پخش شد که دیگر بینظیر است:

نظرها
البته كافيشاپ هايي رو كه فقط توش ميخورن و ميخندن و عشوه ميان و سالن مُده نياز به تعطيلي نداره! فقط كافيشاپ هايي خطريه كه يا توش كتاب هم ميخونن يا صرفاً آدمهاش كتابخونن. يا به هر حال حرف حسابي هم توش ميزنن
Zamyad | November 15, 2007 10:19 AM
سلام عطا! من دارم سعي ميكنم وبلاگم رو به روز نگه دارم.اگه سر بزني خوشحال ميشم
مينا | November 15, 2007 12:12 PM
به هر حال این یه عادته تو کشور ما که با همه چیز در اغاز مخالفت بشه!
Anonymous | November 15, 2007 06:18 PM
khob inke bad nist inja iran ina kheili adie
mahdi | November 16, 2007 12:48 PM
سلام! متاسفانه بهانه ست تا ببندند چیزی را که نباید ببندند
آقای کلمه | November 17, 2007 09:41 AM
salam
man weblogetoon kheili doost daram va hamishe mikhoonam
ba arezooye behtarinha baraye shoma
hamishe movafagh bashin
parastoo | November 18, 2007 04:55 PM
سلام آقای صادقی
بابا ایول آدم دچار دو گانگی میشه اینجا آقای صادقی اون کسی که ما سر کلاسا میشناسیم نیست
فوق العاده است
راه در جنگل اوهام گم است
سینه بگشای چو دشت
اگرت پرتو خورشید حقیقت باید
...
ای فراز آمده از جنگل کور
هستی روشن دشت
آشکارا بادت
بر لب چشمه ی خورشید زلال
جرعه ی نور گوارا بادت.
saharM | November 18, 2007 05:11 PM
تازگیها پشت شیشه کافی شاپی دیدم که نوشته اند به دستور اماکن از سرو قهوه معذوریم !!
دیبا | December 2, 2007 11:10 AM