هنوز همان بچه‌های كوچك …

October 21, 2007 02:22 AM

«سال‌ها بود كه سارا روزهایی به این خوبی نداشت؛ اما همیشه آن میل به لمس‌كردن، و لمس‌شدن به‌وسیله‌ی براد وجود داشت. به همان اندازه كه این حس و این میل شدید وجود داشت، به همان اندازه هم سارا می‌خواست كه روال معمول و مبتنی بر اخلاقی كه در زندگی داشت و تا به حال نزد دیگران به نمایش گذاشته بود را حفظ كند. بنابراین به معامله رضایت داد: دست‌دادن اندوهگینانه با براد و خداحافظی‌كردن با او در ساعت چهار بعدازظهر، در عوض ِ تكه چمنی كه هر روز كنار هم روی آن دراز می‌كشیدند، كرم ضدآفتابی كه براد به پشتش می‌مالید و یك روز هم‌نشینی لذت‌بخش دیگر كنار او در استخر.»

آن‌چه ما دوست داریم، آن‌چه كه واقعاً می‌خواهیم، چه زمانی مقابل عرف و قوانین اخلاقی – اجتماعی قرارمی‌گیرد و این جور مواقع باید چه كنیم؟ تن به خواسته‌های‌مان دهیم، یا از كنارشان بگذریم؟ وظیفه‌ی ما در قبال برخی خواسته‌های غیرمعمول‌مان و خارج از دایره‌ی عرف و اخلاق‌مان چیست؟ به آن‌ها بها دهیم یا سركوب‌شان كنیم؟ «بچه‌های كوچك» فیلمی درباره‌ی همین سوال‌هاست.






سارا (كیت وینسلت) زن خانه‌داری است كه با وجود داشتن دكترای ادبیات انگلیسی، صبح‌ها دختر كوچكش، لوسی، را به پارك می‌برد و روی نیمكت كناری سه همسایه‌ی خاله‌زنكش می‌نشیند و گه‌گاهی با آن‌ها هم‌صحبت می‌شود. هم‌سر سارا، ریچارد، كه به عنوان مشاور یك شركت بزرگ، وضع مالی‌اش خوب است، عادت جنسی متفاوتی دارد:

«اما اگر زندگی یك چیز را به ریچارد آموخته بود، این بود كه جنگیدن با خواسته‌های درون، مسخره و احمقانه است. می‌توانست خیلی راحت تجسم كند كه مردم اگر الان (هنگام تماشای یك سایت پورنوی اینترنتی و خودارضایی هم‌زمان، آن هم در حالی كه یك شورت زنانه دور دهانش انداخته است.) او را می‌دیدند، چه می‌گفتند. دقیقاً همان چیزی را می‌گفتند كه اگر كسی به آن‌ها می‌گفت ری همسایه‌ی بغلی دوست دارد لباس‌های زیر زنانه بپوشد یا تد هم‌كار اداری در دست‌شویی‌های بزرگ‌راه‌ها، سكس با هم‌جنس ناشناس دارد، می‌گفتند. اما ریچارد فكر كرد: ما آن كاری كه دوست داریم، انجام می‌دهیم و هیچ كاریش هم نمی‌توانیم بكنیم.»

از طرف دیگر، براد (پاتریك ویلسن)، یك مرد خانه‌دار است! كه روزها به كارهای خانه می‌رسد تا هم‌سر زیبا و مستندسازش (جنیفر كانلی) بتواند به انبوه كارهای پایان‌ناپذیرش برسد. براد آش‌پزی می‌كند، از فرزندشان، آرون، مراقبت می‌كند و هر سال در آزمون وكالت شركت می‌كند و رد می‌شود. براد قرار است شب‌ها به كتاب‌خانه برود تا درس بخواند، اما در عوض به تماشای اسكیت‌بازی‌كردن بچه‌ها می‌نشیند. براد نمی‌تواند/نمی‌خواهد در آزمون وكالت پذیرفته شود.

آشنایی ابتدا تصادفی و سپس آگاهانه‌ی سارا و براد، تحولی در زندگی هر دوی آن‌هاست. سارا خود را ناخودآگاه با مادام بواری، كه در یك جلسه‌ی كتاب‌خوانی با دوستانش در مورد آن حرف می‌زنند، مقایسه می‌كند و او را نه زنی سبك‌سر و خیانت‌كار، بلكه زنی كه با زندگی‌اش به مبارزه برخاسته و به ابتذال آن تن نداده می‌داند، براد نیز كه انگار شوری دوباره از زندگی در وجودش یافته و زندگی‌اش از یك‌نواختی خارج شده، حالا روزها را با سارا می‌گذراند و شب‌ها راگبی بازی می‌كند.






یكی از هم‌بازی‌های براد در راگبی، لری است، یك پلیس سابق كه به علت قتل سهوی فردی بی‌گناه، از كارش اخراج‌شده است. لری یك آدم شكست‌خورده‌ی تمام‌عیار است. هم‌سرش او را ترك كرده، از كارش اخراج شده و حتی در بازی راگبی نیز مورد توجه نیست. لری نیازمند جلب‌توجه است و سعی می‌كند این جلب توجه را از طریق اعتراض سرسختانه به رونی، یك منحرف جنسی سابق كه به تازگی به محله‌ی آن‌ها نقل مكان كرده است، به دست آورد (تشكیل یك گروه بر علیه رونی، پخش پوستر و اعلامیه و دیوارنویسی و حتی سخن‌پراكنی با بلندگوی دستی). لری معیارهای اخلاقی سفت و سختی دارد.

اما ترحم‌برانگیزترین شخصیت «فرزندان كوچك» همین رونی است. او یك اگزهبیشنیست بوده است و مدتی را به جرم نشان‌دادن آلت جنسی‌اش به چند كودك، در زندان گذرانده است. رونی كه از سوی جامعه به‌شدت طرد شده است و با مادر پیرش در تنهایی زندگی را سر می‌كند، از این انحراف جنسی‌اش به وضوح رنج می‌برد و خود را گناه‌كار می‌داند، در حالی كه او فقط یك بیمار است. نتیجه‌ی تلاش‌های مادر رونی كه از او می‌خواهد یك دوست‌دختر برای خودش پیدا كند، فاجعه‌بار است. دردناك‌ترین صحنه‌های فیلم، بی‌شك، مربوط به رونی است. یكی صحنه‌ی ملاقات رونی با زنی كه قرار است با هم آشنا شوند و اتفاقات بعد از آن در ماشین و دیگری صحنه‌ی انتهایی، آن‌جا كه رونی پس از مرگ مادرش، یادداشت او را می‌خواند كه: "پسر خوبی باش." و آن بلای وحشتناك و بسیار تاثربرانگیزی كه بعد از آن بر سر خودش درمی‌آورد.

«فرزندان كوچك» درباره‌ی عادت‌های بعضاً عجیب و غریب ما آدم‌ها است.درباره‌‌ی پیچیدگی‌هایی كه هركدام‌مان ممكن است داشته باشیم و شیوه‌هایی كه با این پیچیدگی‌ها كنار می‌آییم. درباره‌ی ما كه هنوز كودكانی هستیم كه حالا فقط مجبوریم نقش آدم بزرگ‌ها را بازی كنیم و درباره‌ی نیازهای‌مان، كمبودهای‌مان و ناتوانی‌های‌مان. شاید بتوان ادعا كرد «فرزندان كوچك» به‌ترین فیلم متفاوتی است كه در این سال‌ها، بعد از «زیبایی آمریكایی» ساخته شده است. فیلمی كه اگرچه ممكن است دل‌پذیر نباشد و تماشایش اذیت‌تان كند، اما در عوض تا دل‌تان بخواهد تامل‌برانگیز است.



نظرها

من بی‌سلیقه‌ام یا شما هم فکر می‌کنید که اگر داستان رونی در فیلم نبود فیلم بهتری می‌شد؟

بهتر بگم، منظورم اینه که داستان رونی خودش به تنهایی خوراک یه فیلم دیگه‌س و اومدنش در کنار داستان این‌ها یه کم دو پاره کرده قضیه رو.

اين كار يعني اضافه كردن روني باعث شد فيلم از يكنواختي و تك موضوعي دربياد. والا موضوع اصلي خيلي در فيلمهاي ديگه مثل -فكر كنم LOvers با بازي دنيرو تكرار شده بود.

به نظر من فیلم ایده جدیدی نداشت.. و من حتی فکر می کنم تکرار حرف های گذشته بود در کلیات..این جزئیات بود که مثلن با آن فیث فول(:دی) متفاوت کرده بود..یا لاورز و ..
با فربود موافقم..رونی خودش موضوع جذاب و کاملن جدایی بود که می شد تو یه فیلم دیگه مفصل تر بهش پرداخت

به نظر من نکته خوب فیلم بازی وینسلت بود..و پاره ای مسائل هیجان انگیز..مثل جعبه ابزار ي کار دستی:دی

bayad jaleb bashe , hatman mibinam

bayad jaleb bashe , hatman mibinam

سلام عطا جان. چطوری؟
خدا این مخترع وبلاگ رو بیامرزه که آدم می تونه خبری از دوستان قدیم داشته باشه.

در ضمن یه بنده خدایی به مطلبت توی بالاترین لینک داده. فقط براد رو برادر خونده و فکر کرده این فیلم درباره عشق جنسی خواهر و برادره! :))

از این به بعد یک کم خوش خط تر بنویس.

سلام هموطن ایرانی. سایت یاهو که آدرس ایمیل من و شما در آن قرار دارد و روزانه با مسنجرش چت می‌کنیم، نام کشور من و تو را از لیست کشورهایش در صفحه‌ی ثبت نام حذف کرده. اگر غیرت و عرق ملی‌ات اجازه نمی‌دهداین ننگ را بپذیری، با لینک دادن به صفحه‌ی http://helloyahoo.net از طریق کلیدواژه‌ی Yahoo mail به بمب درحال پیشرفت علیه یاهو کمک کنید تا کوچکترین وظیفه‌ی ما به کشورمان ادا شده باشد... متشکرم

ماجرای آسیب رساندن رونی به خودش در آخر فیلم خیلی احساس بدی بهم داد. منظورم احساس ناراحتی به حال اون نیست، بلکه دقیقا این حس که انگار این فیلم با این صحنه به من خشونت کرده است.

Emrooz sobh tamame rah ta mahale karam bishtar az 10 bar be Elle est d'ailleurs ke Pierre Bachelet khoondeh goosh dadam. bad kheili etefaghi umadam tu in safhe o didam inja mitunam be in ahange Hélène Ségara ke hamishe koli dusesh dashtam goosh konam. hala headphone tu goshame o elle tu l'aime non stop dare pakhsh mishe o mano borde be salhaye dooooor. in ahangaye faransavi binaziran. mishe ba har kodumeshun zendegi kard. Kholase ke khastam begam "You made my day!!!"

عطا جان خوب شدی آیا؟

به Farbud:

اصلاً. اتفاقاً به نظر من رونی روی دیگر سکه‌ی سارا، براد، ریچارد و حتی لری است، با این تفاوت که جامعه او را مجازات و سپس طرد کرده. من فکر می‌کنم وجودش برای درام ضروری است و بدون رونی معنای فیلم کامل نمی‌شود.

به نسیم و sepei-ir:

فکر می‌کنم شما در فهم فیلم دچار مشکل شده‌اید و موضوع فیلم را درست نگرفته باشید. خیانت موضوع اصلی این فیلم نیست. به هیچ وجه. پیش‌نهاد می‌کنم یک‌بار دیگر فیلم را با دید دیگری ببینید.

به ماکان عزیز:

کجایی آقا؟ دل‌مان تنگ شد به حضرت! یک قراری چیزی بگذاریم اگر پایه‌ای!

به یک ره‌گذر:

متاسفانه غیرت و عرق ملی من اجازه می‌دهد این ننگ را بپذیرم! سایت یاهو مگر مال بابای ماست یا دولت ماست؟ صاحبانش دل‌شان خواسته اسم کشور ما را حذف کنند. شما هم اگر خیلی به‌ت برخورده، یک سایت خفن بزن، نام کشور آمریکای جنایت‌کار و جهان‌خوار را حذف کن که دلت خنک شود.

بعدش من نمی‌دانم این عرق ملی ما چرا سر چیزهای لازم یک‌دفعه " آوت آو اوردر" می‌شود و سر چیزهای الکی به ناگاه جوش می‌آید!

به مریم:

به‌نظرم اتفاقاً این خشونت خیلی هم برای شما لازم بوده! باور کن. وگرنه تاثیری را که قرار بود فیلم داشته باشد نصف هم نمی‌شد.

به میم:
با شما موافقم و خواهش می‌کنم.

http://ping.1irani.com/
به فاصله چند دقیقه دو سه بار پینگ بفرمایید خدا بخواد ستاره دار می شین :)

راستش از لیست کتابهایی که می خونی حدس زدم هنوز خوب نشدی! اما از اونجایی که انقدر بدجنس نیستم که دعا کنم در رختخواب بمونی و فیلم ببینی بیای تعریف کنی، صمیمانه امیدوارم خوب بشی. زود;)

سلام عطا.
راجع به فیلم حرفی نیست. یکی بود مثل همهءدیگه ولی سوالت خیلی جای حرف داره
واقعا باید کدوم رو انتخاب کرد
عرف و اخلاق یا دل؟

سلام با آرزوی بهبود کامل شما

به شدت با نظرت در مورد اين فيلم موافقم. خيلي بيش از حد تامل برانگيز بود...و عجيب و اينكه چه جالب خواسته و ناخواسته مسير زندگي‌ها تغيير مي كنند.ولي آخرش به نظر من شايد بدترين قسمتش بود.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8608080003شما اين حبر رو ميدونستيد كه پست بالا رو نوشتيد واقعا يكه خوردم

salam ataie gol
omidvaram halet behtar shode baashe .to webloge bahalet charkh mizadam ie pishnahad daram ke webloget behtar beshe:cyrano ro age bahash hal kardi raje behesh benevis.axe jeldesham age bezari kheili aali mishe.movazebe khodet baash,mehmoonam miad daro baaz kon!

فصل اختلافی که برای من جالب بود در دیدگاه لری،برد و سارا در یک طرف و رونی در طرف مقابل بود . به آخرین دیالوگ های راوی که که دقت میکنیم: " شما نمیتونین گذشته رو تغییر بدین ، امّا آینده داستان دیگه ای داره، و خب بلاخره باید از جایی شروع بشه "

بعد از شنیدن این خبر یاد اولین کسی که افتادم شما بودین . چون شعر این ماه از قیصر امین پور بود ...

دیروز اینجا رو خوندم و شب که خبرو شنیدم اولین چیزی که به ذهنم رسید اینجا بود و شعرهایی که نقل قول کردی و حالا هم که دیگر هیچ ..

سلام عطا جان
آقا من دنبال یه مقاله می گشتم اسم خودم رو سرچ کردم اولین آیتم وبلاگ شما رو آورد که گویا 5 سال پیش که منو گرفته بودند لطف کرده بودی نوشته بودی البته مرحمت زیادی در شناساندن من به خلق الله کرده بودی که جای بسی تشکر است.اما اقا ما چند وقت پیش شما رو در تالار مولوی دیدیم تحویل نگرفتین گفتم شاید ما رو فراموش کردین یکی از دوستان گفت که عطا جلسات کتاب خوانی گذاشته تو هم بیا گفتم اینجوریه بابا ما رو نمیشناسه کجا بیام؟
ضمنا داستانی که تعریف کردی اینجوری نبود دوست عزیز... به هر حال مرسی.

سلام علی جان!

بنده غلط بکنم شما را تحوبل نگیرم. در ضمن هم محمد نم‌نبات و هم سید سیاسی خبر علاقه‌ات به حضور در جلسات تحلیل تاریخ مشروطه را دیروز به من رساندند. بسیار خوش‌حال می‌شویم اگر فرصت کنی و تو هم بیایی.

در ضمن جلسه را هم من نگذاشته‌ام. یک عده آدمیم که دور هم جمع می‌شویم. شاد باشی.

من كانديدت كردم اينجا:
http://www.thebobs.com/index.php?w=1193996363330041LHZIXISI
كار بدي كردم؟؟

ممنونم ولی به‌نظرم مسابقه تمام شده دیگر!

سلام عطا جان
بهتر كه شدي انشاالله.
اگه دوست داشتي به وبلاگ جديدم يه سر بزن بد نيست.
به همه سلام برسون.
فعلا.

ارسال نظر