شرح مصیبت و باقی قضایا!

October 15, 2007 11:29 PM

خُب! من الان دارم این‌ها را در حالی كه دمرو (!) روی تختم دراز كشیده‌ام، تایپ می‌كنم. الان بیش‌تر از دو روز می‌شود كه چسبیده‌ام به این تخت و البته خوش‌بختانه امروز به یك موفقیت بزرگ نائل شدم، آن هم این‌كه خدا را شكر با این‌كه هنوز درد شدید دارم، ولی به هر حال، با هر بدبختی‌ای كه شده، دست‌كم می‌توانم برای دست‌شویی‌رفتن از جایم بلند شوم!!

دیروز كه رسماً فكر می‌كردم دیگر فلج شدم و تمام‌ شد و رفت! باور نمی‌كنید، آن‌چنان كمردرد وحشتناكی داشتم كه نمی‌توانستم حتی تكان بخورم. نه این كه نخواهم، نمی‌توانستم. وحشتناك بود. با خودم فكر می‌كردم اگر برای همیشه همان‌جور بمانم چه. سه تا آمپول متوكاربامول و كورتون و مسكن، و هشت تا قرص‌ مسكن از انواع مختلف، از دیازپام بگیر تا دیكلوفناك و ناپروكسن و كوفت و زهرمار، نه تنها حالم را به‌تر نكرد، كه فقط درد معده هم با خود به هم‌راه آورد كه دیگر قوز بالا قوز بود.

بعدازظهر كه دیگر بدجوری احتیاج پیدا كرده بودم بروم دست‌شویی، تصمیم گرفتم همه‌ی انرژی‌ام را یك‌جا جمع كنم و از تختم بلند شوم و تا دست‌شویی بروم. باور نمی‌كنید كه بلندشدن و رسیدن به توالت و برگشتن دوباره تا تخت، آن‌قدر، آن‌قدر برایم دردناك بود كه بر تمام تنم عرق سرد نشست و چندبار ناخودآگاه از شدت درد بلند داد زدم و اشك توی چشم‌هایم جمع شد. بدون اغراق این سخت‌ترین دست‌شویی‌رفتن تمام عمرم بود!

فعلاً كه آن‌قدر درد شدید است كه حتی نمی‌توانم تا بیمارستانی، جایی، بروم و ام.آر.آی بگیرم و بنا به نظر دكتر باید اقلاً چند روز در خانه و به حالت استراحت مطلق بمانم و بعد بروم برای پی‌گیری‌های بعدی. بدی این كمردرد و آن چیزی كه نگرانم كرده، این است كه این بار بدون هیچ دلیلی كمردرد گرفتم. اگر دفعه‌ی قبلی سر بازی فوتبال كمرم گرفت، این بار واقعاً نمی‌دانم چرا این‌جور شدم. دكتر می‌گوید شاید عصبی باشد …

كلاس‌هایم را فعلاً همه‌شان را تا آخر هفته كنسل كرده‌ام و خدا كند هفته‌ی دیگر بتوانم سر كلاس بروم كه بچه‌ها خیلی عقب نمانند. خودم هم كه با این شرایط توی خانه كاری نمی‌توانم بكنم به جز كتاب‌خواندن و فیلم‌دیدن و نوشتن. اما برای منی كه نمی‌توانم پنج دقیقه یك‌جا آرام بگیرم، واقعاً شرایط بدی است و حوصله سربر. اگر تماس‌ها و عیادت دوستانم نبود كه دیگر خیلی غیرقابل‌تحمل می‌شد.

اما از كمردرد كه بگذریم، این مدت سه تا فیلم دیدم: اولی «آرامش با دیازپام 10» كه مستند بسیار خوبی است از سامان سالور درباره‌ی محسن نام‌جو كه بین سال‌های82 تا 84 ساخته شده و البته فیلم هم مثل شخصیت خود نام‌جو، فیلم متفاوت، جالب و عجیب و غریبی از كار درآمده است و مزه‌پرانی‌های نام‌جو بامزه‌ترش هم كرده است!

دومی « OCEAN’S 13» كه فیلم بدی نبود، اما به‌نظر من هنوز «OCEAN’S 11» به‌ترین این سه‌گانه است و با این كه قسمت سوم این تريلوژی هم همانند دوتای قبلی خوش‌ساخت از كار درآمده و حضور این همه بازیگر نام‌دار و خوش‌تیپ (اضافه كنید آل‌پاچینو را به مجموعه بازیگران قبلی)، جذاب‌ترش هم كرده است، اما ایده‌های « OCEAN’S 13» كمی تكراری و باورناپذیر به‌نظر می‌رسند. به هر حال امیدوارم سودربرگ عزیز به همین سیزده رضایت دهد و سراغ شماره‌های بعدی نرود دیگر!

اما سومین فیلم كه همین چند ساعت قبل دیدمش، «فریاد مورچگان» آخرین ساخته‌ی مخمل‌باف بود كه متاسفانه به‌نطر من اصلاً فیلم خوبی نبود و به جز بعضی صحنه‌های خاص! مربوط به لونا شاد، مجری صدای آمریكا، احتمالاً هیچ جذابیت دیگری برای مخاطب ایرانی ندارد و به‌وضوح مشخص است كه دل به حضور در جشنواره‌های خارجی خوش كرده است. بازی‌های بد و مهم‌تر از آن ضد روایت بودن ساختار فیلم و طرح كاملاً شعارگونه‌ی برخی مفاهیم فلسفی با چاشنی مدیتیشن، عرفان و عرفان‌بازی تركیبی ناهم‌گون و خسته‌كننده را پیش روی تماشاگر قرار می‌دهد. مخمل‌باف را زمانی بسیار دوست داشتم، اما با راهی كه این چند سال اخیر رفته، و با اين مدل فيلم‌هايش هیچ گونه ارتباطی نمی‌توانم برقرار كنم.



نظرها

متاسفم امیدوارم زودتر خوب بشی و چیز مهمی نباشه :(

راستش بعد از جنسیت و فلسفه تصمیم ندارم فیلم دیگه ای از مخملباف ببینم!

رفیق مراقب خودت باش خیلی زیاد!

این بار دوم هست که تو وبلاگت از کمر دردت مینویسی، نه ؟؟؟
نذار بهت بمونه ها !
جوونی، دو روز دیگه همین تا دستشویی رو هم نمیتونی بری !
_-_-_
الان که از بدترین دستشویی رفتنت نوشتی، یاد یکی از اقواممون افتادم که بنده خدا خورده بود زمین و هر دوتا دستش شکسته بود و تو گچ بود، هر کی این بنده خدا رو میدید، اولین سئوالی که ازش میپرسید این بود که چطوری دستشویی میره !!
از تو بدتر هم هست !
بیشتر مواظب خودت باش عطا جان.

salam aghaye sadeghi,halletoon khoobe?khoda bad nade ishala har che zodtar khob beshin va be barname adie zendegitoon bargardid


bishtar movazebe khodetoon bashin...
.


ایشالا هر چه سریعتر خوب بشید استاد
و البته راحت تر برید ... ;)

راستش عکس های فریاد مورچگان رو که دیدم به شدت دوست داشتم ببینمش..این احساس سر عکس های جنسیت و فلسفه هم بهم دست داد..که به طرز وحشتناکی نا امید کننده بود!..شات های عالی ولی فیلم نامه ی خیلی بد!

امیدوارم زودتر خوب شین و فکر جدی تری بکنین برای این کمر ِ بد قلق:)

عطا جان ...
آرزوی سلامتی دارم، امیدوارم هر چه زودتر بهبودی کامل پیدا کنی.

عطا جان. واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم و تصمیم گرفتم از امروز تا زمانی که بتوانی راحت بری توالت برایت سر هر نماز دعا کنم!

سلام.خوب كه شدي به من ايميل بزن.ميخوام ببرمت كلاس يوگا.شهريه ترم اولت هم مهمان من هستي.(قضيه جديه)ه

salam.omidvaram har che zoodtar khoob beshin aghaye sadeghi.man emruz daneshgah boodam,ye tazahorati shod.4shanbe hafte ghabl doost dashtam bebinametoon,oomade boodin.be harhal omid varam zoodtar khoob shin.

kamar dard...soale tokhmi...badazohre jome vase piyade ravi...lona shad...makhmal baf...(ye kam cheshmat ro beband)...baz kon baba khabari nist...man age jaye maman bozorget boodam in dafe ham ke hata foot ball ham bazi nakardi migoftam :ATA jan chesh khordi...hala chesh mat ro beband...!

ای بابا ببین این بلاگ رولینگ چه کرده ما از حال همسایه اینجوری بیخبریم. خدا بد نده. اون دوستت که میخواد ببرتت یوگا دوست خوبیه. حرفش رو گوش کن. حتما برو خیلی کمکت میکنه. مواظب خودت باش.

omidvaram harche zodtar khob shid .albate to khone mondan va az dast shagerdha rahat bodan va be jash film didan ham safayi dare

باز هم كمردرد عطا؟:( اميدوارم زودي حالت بهتر بشه.

فکر نکنم بقيهء رفقا بتونند به اندازهء من درکت کنند! تا کسی خودش نکشيده باشه و نديده باشه که يه دستشويی رفتن ميتونه چه مصيبتی باشه، نميفهمه.
خيلی متأسفم که اين بلا سرت اومده و اميدوارم هر چه زودتر بهتر بشی. من يه عمر قرص ديکلوفناک خوردم و تأثيرش به اندازهء آب‌نبات ليمويی بود. آمپول ضددرد هم به من تأثير زيادی نداره. طبق تجربهء خودم دو تا توصيه ميتونم بهت بکنم: يکی آمپول ويتامين ب ۱۲ و يکی به جای خوردن قرص ديکلوفناک، استعمال شيافه (ميبخشيا!). هر دو اگر کمک نکنند هم اقلاً کم‌ضرر هستند. فقط همزمان با شياف ديکلوفناک از قرص ضددرد ديگه‌ای استفاده نکن، چون يه عملکردی که داره تحليل لايهء دفاعی معده در برابر اسيده. خودش لزوماً دل‌درد نمياره اما حساسيت معده رو بيشتر ميکنه. اينه که از استفادهء قرص ضددرد که معمولاً روی معده اثر منفی ميگذاره بايد پرهيز کرد.

آخر و عاقبت پياده روي تنهايي:))
اميدوارم كه زود خوب شي و ديگه
اين دردها سراغت نياد....

آخی.ایشالله زود خوب میشید
لازم شد بگید به سه زبان اینجا باز دعا کنم که زودتر بگیره:))

omidvaran zood tar khoob beshi . ajibe in kamar dard e to !! ye kam jedi tar be fekr bash

omidvaran zood tar khoob beshi . ajibe in kamar dard e to !! ye kam jedi tar be fekr bash

akhey delam baraton sokht ostad ishala zood tar biaid hannan

online hydrocodone without

online hydrocodone without

lona jan aslan khodeto narahat nakon . bazigarit mesli mojrigarit yeke . kheyli doset daram . movazebe khodet bash . rasti age ye shab shabahango ejra nakoni nemibinamesh .

ارسال نظر