خواب‌هايم ...

August 22, 2007 12:17 AM

جدايی تاريک است و گس
سهم خود را از آن می‌پذيرم
تو چرا گريه می‌کنی؟

دستم را در دست خود بگير
و بگو که در يادم خواهی بود
قول بده سری به خواب‌هايم بزنی

من و تو چون دو کوه دور از هم
جدا از هم
نه توان حرکتی
نه اميد ديداری

آرزويم اما اين است
که عشق خود را
با ستاره‌های نيمه‌های شب
به سويم بفرستی

آنا آخماتووا



ارسال نظر

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)