و لا یبقی مع الظّلم

July 25, 2007 11:35 AM

از اول صبح حالم بد است. نامه‌ی خانواده‌های سه تن از دانش‌جویان هنوز در بند پلی‌تکنیکی به هاشمی شاه‌رودی را خوانده‌اید؟ حرف‌های آن پنج دانش‌جوی تازه آزاد‌شده را شنیده‌اید؟ می‌دانید در هشتاد روزی که در زندان بوده‌اند، تحت چه فشارها و شکنجه‌هایی قرار گرفته‌اند؟

ماده‌ی پنج اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر می‌گوید: «هیچ‌کس نباید شکنجه شود یا تحت مجازات یا رفتاری ظالمانه، ضد انسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.» البته این‌جا ایران است و به قول عده‌ای حقوق بشر کیلویی چند؟ اقدام بازجویان به شکنجه و اعتراف‌گیری به زور، واقعاً شرم‌آور و تاسف‌بار است. اگر مطالب این نامه حقیقت داشته باشد، باید به حال خودمان، نظام قضایی کشور و مجموعه‌ی حاکمیت گریست:

بسمه تعالی
لايحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم

رياست محترم قوه‌ی قضاييه‌ی جمهوری اسلامی ايران
جناب آقای هاشمی شاهرودی
با سلام و تحيت

اين چهارمين نامه‌ای است که پس از گذشت حدود ۸۰ روز از بازداشت فرزندا‌ن‌مان خطاب به حضرت‌عالی می‌نگاريم. همان‌طور که می‌دانيد طی نامه‌های گذشته نگرانی خود را نسبت به آزار و اذيت جسمی و روحی فرزندان‌مان در جهت‌ گرفتن اعتراف از آنان به گناه ناکرده اعلام نموديم و از حضرت‌عالی درخواست نموديم به‌عنوان عالی‌ترين مقام قضايی کشور مانع از تحقق چينن روندی شويد.هم اينک از جمع هشت دانش‌جوی زندانی ۵ تن از آنان آزاد شده‌اند و سه عزيز ما هم‌چنان در زندان می‌باشند.

جناب آقای شاه‌رودی

طی اين مدت طولانی هر آن‌چه از وضعيت فرزندان‌مان در زندان شنيديم، هيچ نگفتيم و به اميد عدالت دستگاه قضايی و آزادی دل‌بندان‌مان لب بر هر سخن شکوه‌آميز فرو بستيم، اما امروز پس از دو جلسه ملاقات و آزادی ۵ دانش‌جوی ديگر با شنيدن آن‌چه که بر فرزندان‌مان در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ رفته‌است از امروز مهر سکوت را شکسته و آن‌چه که بر آن‌ها رفته است را به شرح زير به استحضار می‌رسانيم:

آزارهای روانی :

۱- بازجويی طولانی‌مدت (۲۴ ساعت مداوم) توسط يک تيم ۷ نفره و نيز بازجويی‌های گاه و بی‌گاه شامل نيمه‌های شب
۲- ارائه‌ی اخبار کذب بر دست‌گيری، ضرب و شتم و آزار اعضای خانواده و هم‌چنين اخباری مبتنی بر بيماری (سکته‌ی قلبی) و انتقال اعضای خانواده به بيمارستان
۳- پخش صداهای آزاردهنده در سلول در زمان استراحت به طوری که مانع خوابيدن دانش‌جويان می‌شده است.
۴- توهين‌های شديد و سخيف به فرد و اعضای خانواده
۵- اهانت به دانش‌جويان و رفتار نا مناسب توسط نگه‌بانان بند ۲۰۹
۶- تهديدهای مختلف اعم از تهديد به قتل و ضرب و جرح شديد و تهديد به آزاررساندن به اعضای خانواده
۷- ارائه‌ی احکام مجعول مانند حکم اخراج والدين از محل کار، حکم قطعی شلاق ( ۸۰ ضربه ) برای فرد
۸- فرستادن دانش‌جويان به سلول افراد خطرناک
۹- دادن وعده‌ی آزادی و تحويل کليه‌ی وسايل دانش‌جويان دربند و سپس بازگرداندن آن‌ها به سلول انفرادی

آزار های جسمی :

۱- ضرب و شتم شديد توسط هفت بازجو به صورت هم‌زمان که به بی‌هوشی و انتقال فرزندان‌مان به
به‌داری بند ۲۰۹ منجر شده است.
۲- ضربه با پا به بازوها ، سينه ، پشت و … ضرب و شتم با مشت و لگد به سر و صورت و پاها به‌صورتی که در اثر ضربه دانش‌جويان از روی صندلی سقوط کرده يا به شدت به ديوار برخورد می‌کردند.
۳- ضربه‌زدن روی دست‌بند به صورتی که آثار کبودی و تورم تا هفته‌ها روی دست آن‌ها بوده است.
۴- نگه‌داری در سلول‌هايی با اندازه‌های کوچک به‌طوری‌که امکان راه‌رفتن و درازکردن پا در آن نبوده است.
۵- نگه‌داری در سلول‌هايی بدون زيرانداز و هيچ‌گونه وسيله‌ی ديگری
۶- اجبار به ايستادن متوالی طولانی‌مدت (۴۸ ساعت )
۷- استفاده از کابل و شلاق برای ضرب و شتم
۸- خواباندن دانش‌جويان روي زمين و اذيت و آزار توسط تيم هفت نفره‌ی بازجويی از جمله فشار بر سر و صورت با پا، ايستادن روی پاها و کمر و نشستن روی پشت و کمر.
۹- اجبار به ايستادن روی يک پا به‌صورت متوالی به‌مدت طولانی ( ۱۸ ساعت )
۱۰- پرتاب‌کردن و هل‌دادن به‌صورتی که به ديوار برخورد کنند.
۱۱- ندادن غذا به مدت ۴۸ ساعت
۱۲- ضرب و شتم شديد حين انتقال به زندان به صورتی که مسئولين بند ۲۰۹ از تحويل‌گرفتن فرد اجتناب می‌کردند.
۱۳- اجبار دانش‌جويان به خواندن مقالات موهن با صدای بلند به‌طور مداوم و پس از آن اجبار به نوشتن آن مطالب و مقالات از حفظ
۱۴- ممانعت از ويزيت دانشجويان توسط پزشک بند و استفاده از داروهای مورد نياز
۱۵- اجبار به انجام حرکات طاقت‌فرسا به مدت طولانی از قبيل نشستن و بلندشدن‌های متوالی، خم‌شدن و گرفتن مچ پا و …

جناب آقای شاه‌رودی

كلمه كلمه‌ی آن‌چه كه در بالا آمده است هم‌چون تيری بر قلب ما نشسته است و باز هم اين سوال را تكرار می‌كنيم كه مگر يك جوان ۲۲ ساله توان تحمل چه ميزان شكنجه و فشار را دارد، گرچه چنين فشارهايي آن هم طي ۸۰ روز براي هيچ كس قابل تحمل نيست. و باز اين سوال را مطرح می‌كنيم كه آيا اعترافاتی كه از طريق به‌دست آيد قابل قبول است؟ به چه علت دستگاه امنيتی تلاش دارد در حالی كه چند جوان مسلمان خود توهين به ائمه (ع) و حجاب را محكوم می‌كنند با زور به آن‌ها القا نمايد كه نشريات موهن را منتشر نموده‌اند و به زور از آن‌ها اعتراف بگيرد. هدف از بررسی اين پرونده، يافتن حقيقت و ممانعت از تكرار مجدد چنين اتفاقاتی بوده است و يا متهم‌كردن چند دانشجوی بی‌گناه به هر قيمت.

آن چه روی داده است آن‌چنان با قوانين اساسی، حقوقی، شهروندی و نيز دين و اخلاق فاصله دارد، كه ديگر نه جايی برای شكوه‌كردن از نقض قانون و دين و اخلاق است و نه نايی برای ما برای تكرار مكررات پيشين. تنها اين را می‌دانيم كه هر آن‌چه كه در زندان تحت عنوان اعتراف از فرزندان‌مان اخذ شده است، تحت شديدترين فشارهای روحی و جسمی كه به بخشی از آن‌ها در بالا اشاره شد، بوده است و هيچ يك از اين اعترافات را قبول نداريم و سخنانی از آ‌ن‌ها قابل قبول است كه در فضای آزاد و بيرون از زندان گفته شود.

جناب آقای شاهرودی

ما و فرزندان‌مان در انتظار اقدام عدالت‌جويانه جناب‌عالی هستيم تا بار ديگر بارقه‌ی اميد به اجرای عدالت در دل‌های سوخته‌مان روشن شود و باور کنيم که دانش‌جويان نخبه‌ی اين کشور که آينده‌سازان فردای کشورند نه به چشم دشمن و نامحرم و مزاحم که به‌عنوان ميراث‌داران فردای ايران نگريسته می‌شوند و هرگز به کسی اجازه داده نمی‌شود که آنان را به گناه ناکرده متهم کند و تحت فشار وادار به اعتراف‌شان نمايد.

بی‌شک همه‌ی ما در پيش‌گاه خداوند قادر متعال، وجدان خود و نگاه ناظر مردم، پاسخ‌گوی همه‌ی اعمال خود خواهيم بود. درخواست ما از جناب‌عالی آن است که با پی‌گيری‌های ويژه، ضمن پايان اين روند در بررسی پرونده‌ی نشريات دانشجويی جعلی در يکی از زيرمجموعه‌های دستگاه قضايی، اجازه‌ی تضييع حق عزيزان دربندمان را ندهيد و دستور آزادی آنان را صادر فرماييد.

با تشكر و تجديد احترام
خانواده‌های سه دانشجوی زندانی: مجيد توكلی، احمد قصابان، احسان منصوری