من ریشه‌های تو را دریافته‌ام ...

July 7, 2007 09:20 PM

سفر به تاجیکستان برای من بسیار دل‌نشین بود. سفر به سرزمینی که مردمانش فارسی را با گویشی بسیار دوست‌داشتنی حرف می‌زنند و خود را با افتخار آریایی می‌دانند. سفر به کشوری فقیر که حتی جاده‌ی اصلی بین بزرگ‌ترین شهرهایش ـ دوشنبه و خجند ـ هنوز خاکی است! اما مردمانی مهربان، باسواد و با فرهنگ دارد. مردمانی که ریشه‌های مشترک فراوانی با ما دارند.

قصد نوشتن سفرنامه‌ ندارم! خوش‌بختانه فرهاد این کار را کرده، خیلی خوب هم کرده! ولی متاسفانه الان برای یک سفر کاری رفته است یزد و قرار شد به محض این‌که برگشت، نوشته‌اش را برایم بفرستد تا همین‌جا منتشرش کنم. فعلاً این مجموعه‌ی بیست و چهارتایی از عکس‌های من را داشته باشید تا سفرنامه برسد! توضیح این‌که برای دیدن تصاویر بزرگ‌تر، می‌توانید روی عکس‌ها کلیک کنید.






مجسمه‌ی عظیم شاه اسماعیل سامانی در قلب شهر دوشنبه. تاج مجسمه ظاهراً از طلاست و پلیس اجازه‌ی نزدیک‌شدن به مجسمه را نمی‌دهد. آن دو نفری که سمت چپ تصویر می‌بینید، فرهاد و کوروش هستند.






بیش‌تر تاجیک‌ها اسماعیلی مذهب هستند و خود را آریایی و از خلف شاه اسماعیل سامانی می‌دانند. مردمان تاجیک ایرانی‌ها را دوست دارند و آرزوی‌شان این است که به ایران سفر کنند. نکته‌ی جالب این‌که تاجیک‌ها حساب مردم ایران را از حکومتش جدا می‌کنند و با این‌که تقریباً همه در تاجیکستان مسلمانند، علناً ابراز خوش‌حالی می‌کنند که حکومت‌شان مثل حکومت ایران ایدئولوژیک نیست.






از سعید، راهنما و راننده‌مان که پرسیدم این ساختمان چیست، پاسخ داد این‌جا، جای میرِ شهر است! که به زبان خودمان می‌شود شهرداری!






تاجیک‌ها بعد از جداشدن‌شان از روسیه برای چند سال گرفتار جنگ داخلی بین حکومت فعلی و اسلامگراهای تندرو به ره‌بری سید عبدالله نوری ( با عبدالله نوری خودمان فرق دارد!) شدند، که در این جنگ عده‌ی زیادی نیز کشته شدند و نهایتاً صلح برقرار شد. زمانی که ما به تاجیکستان رسیدیم، دهمین سالگرد برقراری صلح در تاجیکستان بود و در گوشه گوشه‌ی شهر تابلوها و پارچه‌نویسی‌های فراوانی در این زمینه دیده می‌شد. این نوشته، یکی از همان پارچه‌نویسی‌ها است که شعری فارسی را با خط سیریلیک نوشته است: «برگ و ساز کائنات از وحدت است، اندر این عالم حیات از وحدت است.»






«اُقو پیستَه‌ای بخر!» این پسر دست‌فروش بامزه‌ی تاجیکی به این روش می‌خواست پسته‌هایش را به ما بفروشد. جالب است که آن‌جا همان‌طور که می‌بینید، پسته‌ها را از یک نخ بلند رد می‌کنند!






قابل‌توجه دخترخانم‌های ایرانی: ما که هر چه در سفرمان این طرف و آن طرف را نگاه کردیم، محض نمونه حتی یک پسر خوش‌تیپ ندیدیم! اما در میان دخترهای‌شان به‌راحتی می‌توانستی خوش‌پوش و خوش‌لباس پیدا کنی، اگرچه در مقام مقایسه، اصلاً به خوشگلی دخترهای ایرانی نبودند.






این‌جا مثلاً بازار است! آن‌ها که دیده‌اند، می‌گویند به بازارهای پنجاه سال قبل ایران می‌ماند. در دوشنبه و دیگر شهرهای تاجیکستان گشتن به دنبال فروشگاه‌های بزرگ و شیک کاری بیهوده است. تاجیکستان تنها کشوری بود که هیچ سوغاتی از آن نیاوردم.






با این‌که تاجیک‌ها در مجموع مردمان فقیری هستند، ولی گدا و معتاد به‌ندرت در سطح شهر دیده می‌شود.






اما دست‌فروش تا دلت بخواهد زیاد می‌بینی! مثل این پسری که ماهی‌ سرخ‌شده می‌فروشد یا دختر خیارشورفروش کناری‌اش!






بفرمایید آبجو لیوانی دویست و هفتاد تومان! این دو نفر برای ما افسوس می‌خوردند که این چیزها در کشور شما ممنوع است، اما ما تاجیک‌ها می‌خوریم و حالش را می‌بریم! بعد هم برای این‌که دل مار را بیش‌تر بسوزانند، با خنده اضافه کردند که در عوض شما بعداً به بهشت می‌روید و می‌توانید آن‌جا تا دل‌تان می‌خواهد آبجو و ... بخورید با حوری اضافی!






این آقای تاجیکی که بیرون سالن محل برگزاری کنسرت اندی به انتظار ایستاده، من را یک‌جورهایی یاد ای کیو سان انداخت! به همین خاطر هوس کردم از او عکس بگیرم!






این خانم‌ها از تماشچیان کنسرت اندی اند. توضیح این‌که تاجیک‌ها آن‌قدر در کنسرت اندی آرام و بی‌تحرک بودند که آدم یک لحظه با خودش فکر می‌کرد، نکند گمان می‌کنند آمده‌اند برای شنیدن دریاچه‌ی قوی چایکوفسکی یا چیزی شبیه به آن! بابا دست بزن اقلاً، حالا که نمی‌رقصی!! بی‌چاره اندی خودش را کشت تا این تاجیکی‌ها را کمی به تحرک وا دارد!






الهی! این دختر کوچولوی تاجیکی بلیط کنسرت اندی را به دهان دارد! یک چیز جالب دیگر هم درباره‌ی کنسرت اندی، تغییریافتن این‌ بیت از آهنگ‌ اندی به منظور خوش‌آیند دخترهای تاجیک بود: «دختر تاجیکی تو چه‌قدر نازی، اهل آبادان یا که اهوازی!»






داشتم فکر می‌کردم اگر چهار- پنج سال پیش یکی به من می‌گفت یک روز کنسرت اندی می‌روی، به عقلش شک می‌کردم! اما ... یادت هست تا توی ماشین من می‌نشستی یا اندی می‌گذاشتی یا منصور؟ کجا رفتند آن‌ روزها؟






از دوشنبه که به سمت خجند راه بیفتی، دو کیلومتر از شهر خارج نشده، جاده خاکی می‌شود! و به قول خود تاجیک‌ها راه ویران می‌شود. زمستان‌ها که اصلاً این مهم‌ترین جاده‌ی مملکت‌شان به کل بسته می‌شود! ما که هفتاد کیلومتر بیش‌تر نتوانستیم برویم. آن‌قدر راه خراب بود که عطای سفر به خجند و اسکندرکول را به لقایش بخشیدیم. این‌جا کُتل انزاب است. جایی در بلندی‌ها!






یک‌ جایی هست نزدیک دوشنبه به اسم خواجه آب گرم که در حقیقت، یک چشمه‌ی آب گرم طبیعی است و استراحتگاهی در آن‌جا بنا شده که بیش‌تر، سال‌خوردگان به جهت شفایافتن به آن‌جا می‌روند! این دو پیرمرد هم از ساکنین همان استراحتگاه هستند. اندازه‌ی بزرگ مهره‌ها و نوع لباس‌های آن دو، فضا را کمی سورئالیستی کرده است!






تاجیک‌ها آدم‌های با فرهنگی هستند! چندین سالن تئاتر در دوشنبه وجود دارد که در هر کدام هم‌زمان نمایش‌های مختلفی روی صحنه است. سالن‌هایی مثل تئاتر ابوالقاسم لاهوتی، تئاتر جوانان، تئاتر اهارون و سالن یزرگ اُپرا باله!






میدان روبه‌روی سالن اُپرا باله! از پاتوق‌های اصلی توریست‌ها در دوشنبه است.






قلعه‌ی حصار، قلعه‌ای تاریخی در بیست کیلومتری دوشنبه و از جاذبه‌های توریستی تاجیکستان است. این پیرمرد از اهالی دهستان حصار است. همین‌طور دختر خانم پشتی‌اش!






دختران تاجیکی در لباس محلی‌شان. به جز دوشنبه که تقریباً نیمی از دخترانش به سبک غربی لباس می‌پوشند، دیگر دختران تاجیک از پوشش سنتی‌شان استفاده می‌کنند.






این پسر تاجیک هم از اهالی دهستان حصار است.






یک مدرسه‌ی دینی در دهستان حصار که توسط خانمی به اسم خانم سبز! بنا شده است. تاجیک‌ها به هویج می‌گویند سبزی و به سبزی می‌گویند کبودی!






از پاپوش‌های قدیمی تاجیکی واقع در آثارخانه‌ی (موزه‌ی) روبه‌روی قلعه‌ی حصار.






من همیشه عاشق درهای قدیمی بوده و هستم. در تاجیکستان از این دست درها زیاد می‌بینید.



نظرها

faghat ino bedoon ke man hamishe tahsinet kardam. be khater sabk zendegi ke dari. lezat bebar az safar haat :)

بسيار زيبا

بسیار زیبا

thanks,they're great

چه کارتان را با رنگها دوست داشتم.
مخصوصا عکس سوم و چهارم از پایین!

salam agha

mano mishnasin ?

ziyad zahmat nakeshid saberam

site bahali darin .

chera sheklak nadare

salam agha

mano mishnasin ?

ziyad zahmat nakeshid saberam

site bahali darin .

chera sheklak nadare

http://chikchik.aminus3.com/

shoma ke akkasie herfeii mikonid be in site sar bezanid,axaye ghashangi dare...

mesl hamishe kheili jaleb bood . hamishe doost dashtam mesl to besafar haye ziadi beram . omidvaram ke beshe ye rooz . karet too akasi ham kheili khoob bood

خوش به حال شما.

ما آرزو به دل موندیم بریم کنسرت اندی..آخیییییییی.مرسی خیلی زیبا و ساده گفتی...

ما آرزو به دل موندیم بریم کنسرت اندی..آخیییییییی.مرسی خیلی زیبا و ساده گفتی...

به نظر شما خدا بالاخره سفر به تاجیکستانو نصیب من میکنه یا نه ؟пируз бошед

سپاسگزار از مطالب و عکس های زیبایی که گرداوری کرده بودید خیلی جامع و کامل بود. من هم خیلی دوست دارم سری به این سرزمین بزنم اما به قدری هزینه ها بالا هست که مجالی به من نمی دهد

درود. آقا می خواستم ببینم هزینه سفر به تاجیکستان چقدر میشه بای دو نفر؟ لطفا هتل های دوشنبه را نیز معرفی کنید.
سپاس

ميتونم كپي مطالب قشنگت رو تو وبلاگم بذارم ؟ با ذكر منبع
---------------------
مشکلی ندارم.

عكس هاي بسيار زيبا بود و از اين كه با فرهنگ تاجيكستان ما را آشنا كردي متشكرم

نفهمیدم منظورتان از اینکه گفنه|ید ؛تاجيک‌ها خود را آريايي مي‌دانند (که البته با توجه به شواهد موجود اين مسئله صحيح است) و به آن افتخار نيز مي‌کنند (مايه شرمساري ما ايراني‌ها!). ؛ چیست. اگر میگوئید که ما شرمساری میکنیم که آنها خود را آریائی منامند! که اینچنین نیست. ضمن اینکه خودتان هم یاد آور شدید که مسئله آریائی بودن آنها درست است. اگر میگوئید که ما از آریائی بودن خود شرمساریم که اینهم درست نیست چه ما همیشه به آریائی بودن خیلی هم افتخار کرده|یم و میکنیم.

گفته|ید ؛ عمده دخترها نيز از نعمت زيبايي بي‌بهره‌اند و فقط آن‌هايي که از نژاد روس هستند از بقيه متمايزند؛
درست زیر این مطلب عکس دو دختر خوش اندام تاجیک را گذاشته|ید که بخصوص آنکه قدش کوتاه تراست با آن گیسوان مشکی و آن لباس بسیار زیبایش که به نظر شما کیسه میآید حکایت از زیبائی و لوندی دختران تاجیک را دارد. جای تعجب است که لش های روسی در عکس زیرین را متمایز و بهتر دانسته|ید.

ارسال نظر

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)