دنیا همان یک لحظه بود ...
June 22, 2007 03:34 PM
چهقدر زیباست شعر این آهنگی که آخر سریال «مدار صفر درجه» پخش میشود:
وقتی گريبان عدم، با دست خلقت میدريد
وقتی ابد چشم تو را، پيش از ازل میآفريد
وقتی زمين ناز تو را، در آسمانها میکشيد
وقتی عطش طعم تو را، با اشکهايم میچشيد
من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلی
چيزی نمیدانم از اين، ديوانگی و عاقلی ...
يک آن شد اين عاشقشدن، دنيا همان يک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا، از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم، شيطان به نامم سجده کرد
آدم زمينیتر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو، نه آتشی و نه گِلی
چيزی نمیدانم از اين، ديوانگی و عاقلی ...
