رقص همیشهگی پرچمهای آبی
امروز رفتم استادیوم آزادی، بازی استقلال – پاس. البته نه بهخاطر آنکه فکر میکردم استقلال قهرمان میشود، بهخاطر آنکه من و همهی آن سی و پنج هزار نفر دیگری که امروز به استادیوم آمدند و بعد از پایان بازی، تیم استقلال و مرفاوی را ده دقیقه ایستاده تشویق کردند، میخواستند نشان دهند ما استقلالیها تیممان را همیشه و هر لحظه و با تمام وجودمان دوست داریم و آدم عاشق مگر میتواند عشقش را تنها بگذارد، هر اتفاقی هم که بیفتد.

این لیگ هم به پایان رسید و سایپا قهرمان شد. مبارکشان باشد، علی دایی نشان داد جدیت و پشتکار و اراده یعنی چه و به عنوان یک استقلالی کلاهم را برای او که به فوتبال ایران بسیار خدمت کرد، به احترام برمیدارم. اما استقلال که تا سه هفته قبل شانس اول قهرمانی بود، با دست خودش همهی شانسها را از دست داد و البته اگر نخواهیم از حق بگذریم، داوریهای پنج هفتهی آخر لیگ بهشدت به ضرر استقلال بود و عمیقاً بر این باورم که اگر در این بازیها، قضاوتهایی عادلانه صورت گرفته بود، امروز کاپیتان استقلال بر جام بوسه میزد.
از مرفاوی و همهی بازیکنان استقلال نیز باید تشکر کرد. آنها همهی تلاش خودشان را انجام دادند و حد تلاششان همین بود. مرفاوی آدم پاک و سادهای است که به نظر من سرمربیگری تیم پُرحاشیهای مثل استقلال برای او زود بود و چه حیف که سرانجامِ این فصل چنین شد. بازیکنان هم از طالبلو، صادقی، کاظمی، منصوریان، قربانی، انصاریان، بائو، یوسفی و بقیهای که برای تیم، خوب بازی کردند تا علیزادهای که این چند هفتهی آخر تیغ تیز همهی انتقادات به سوی او بود، برای استقلال زحمت کشیدند و کمکاری نکردند. بزرگترین مشکل استقلال، جناب آقای امیرخان قلعهنوعی بود با آن تیمبستن ابتدای فصلش و جاهطلبیهای پایانناپذیر او... بگذریم! که امیر هم برای استقلال زحمت کشیده است و بر گردن این تیم حق دارد.
اما با همهی اینها، استقلال این فصل بد کار نکرد و با وجود همهی مشکلات شگفتانگیزی که داشت باز تا هفتهی آخر در کورس قهرمانی بود، مثل همهی این هفت سال گذشته که استقلال همواره در کورس قهرمانی بوده است، نه مثل پرسپولیسیهای امروز ذوقزده، که بندگان خدا خیلی خوشحالاَند که حالا در جمع بالانشینان هستند و سومی هم برایشان افتخاری باشکوه است و باید هم چنین باشد! به هر حال برای تیمی که سالهاست به ردههای هفتم و هشتم و بعضاً سیزدهم و چهاردم عادت داشته، حالا افتخاری است که در جوار استقلال بزرگ ایستاده است.
جالب بود خبر رادیو و تلویزیون بعد از بازی پرسپولیس و ذوبآهن که: «پرسپولیس بعد از 1535 روز، برای یک روز موقتاً صدرنشین شد.» و چه دولت مستعجلی که صدرنشینی برایشان 24 ساعت هم طول نکشید و به امید خدا، دوستان پرسپولیسی باید 1535 روز دیگر صبر کنند، شاید توانستند 24 ساعت دیگر هم صدرنشین موقت شوند! عیب ندارد، ما که بخیل نیستیم!
امسال قهرمان نشدیم اما استقلال بدون هیچ شکی پُرافتخارترین تیم ایران است. باشگاهی با 62 سال سابقه، 2 دوره قهرمانی باشگاههای آسیا، 6 دوره قهرمانی باشگاههای ایران، 4 دوره قهرمانی جام حذفی ایران، 11 دوره قهرمانی باشگاههای تهران، 2 دوره قهرمانی جام حذفی تهران و 14 قهرمانی در تورنمنتهای مختلف داخلی و بینالمللی. با اسطورههایی مثل: علی دانایی فر (موسس باشگاه) ، زدراوکو رایکوف، بیوک جدیکار، حسن روشن، غلامحسین مظلومی، اکبر کارگر جم، پرویز ابوطالب، حسین فرزامی، منصور پورحیدری، ناصر حجازی، علی جباری، اصغر حاجیلو، کارو حقوردیان، شاهین بیانی، نصرالله عبدالهی، عزت جانملکی، آندرانیک اسکندریان، پرویز مظلومی، سعید مراغهچیان، عبدالعلی چنگیز، رضا احدی، بهتاش فریبا، جعفر مختاریفر، جواد زرینچه، امیر قلعهنوعی، صادق ورمزیار، رضا حسنزاده، عبدالصمد مرفاوی، مهدی پاشازاده، علیرضا منصوریان و بسیاری دیگر.
ما استقلالی هستیم. عشق ما استقلال است. دوستش داشتهایم، دوستش داریم و دوستش خواهیم داشت. استقلال بارها قهرمان شده و بارها قهرمان خواهد شد. قهرمانیها میآیند و میروند. آنچه میماند رقص همیشهگی پرچمهای آبی است ...
بعداً اضافه شد:
درستتر دیدم امکان کامنتگذاشتن برای این نوشته را از بین ببرم. اصلاً حوصله و انگیزهی دعوا و جنگ لفظی را ندارم. جدای از آن فکر میکنم کلاً جدال عبث و بیفایدهای است این مدل جدالها، بهخصوص روی فضای نت. بهتر است این نوع کلکل کردنها را بگذاریم برای همان استادیوم و جمعهای فوتبالی.
در ضمن من دوست پرسپولیسی زیاد دارم. بهجایش کری هم برای یکدیگر میخوانیم، حسابی هم میخوانیم، ولی از طرف دیگر هوای همدیگر را هم داریم، حسابی هم داریم و حواسمان هم هست که خیلی جدی نگیریم این بحثها را. اما متاسفانه از همین دو کامنت رسیده، حس کردم ممکن است کار کلکل کردن و کریخواندن در این فضای مجازی بیخ پیدا کند و به جاهای باریک بکشد که اصلاً دوست ندارم چنین امری اتفاق افتد.
دست آخر اینکه توهینکردن و تحقیرکردن را امری ناپسند میدانم و مطلقاً در این نوشته بهدنبال این کار نبودهام. برای همهی دوستان پرسپولیسی نیز احترام قائلم و خواهش میکنم بخشهایی از این نوشته را بگذارند به حساب کریخواندنهای رایج فوتبال.

نظرها
به قول یکی از دوستان خوبه آدم لگد در ... گربه زده باشه بد بیاد رجز بخونه .شما برو به قول همون بازیکن بزرگتون امیر خان شطرنجت رو بازی کن. رجز خونی فوتبال رو بذار برا اهلش.
----------------------------------------------------------------------
دوست عزیز که اهلش هستی! خوب بود اقلاً خودت را معرفی میکردی. اگر این چیزها که من گفتم به شما فشار آورده! که آورده، متاسفانه تقصیر من نیست، عین حقیقت است. یکبار دیگر بخوان عزیز جان! یک لیوان آب سرد هم رویش بخور، بلکه عصبانیتت فروکش کند:
این هفت سال گذشته استقلال همواره در کورس قهرمانی بوده است، نه مثل پرسپولیسیهای امروز ذوقزده، که بندگان خدا خیلی خوشحالاَند که حالا در جمع بالانشینان هستند و سومی هم برایشان افتخاری باشکوه است و باید هم چنین باشد! به هر حال برای تیمی که سالهاست به ردههای هفتم و هشتم و بعضاً سیزدهم و چهاردم عادت داشته، حالا افتخاری است که در جوار استقلال بزرگ ایستاده است!
جالب بود خبر رادیو و تلویزیون بعد از بازی پرسپولیس و ذوبآهن که: «پرسپولیس بعد از 1535 روز، برای یک روز موقتاً صدرنشین شد.» و چه دولت مستعجلی که صدرنشینی برایشان 24 ساعت هم طول نکشید و به امید خدا، دوستان پرسپولیسی باید 1535 روز دیگر صبر کنند، شاید توانستند 24 ساعت دیگر هم صدرنشین موقت شوند! عیب ندارد، ما که بخیل نیستیم!
Anonymous | May 29, 2007 12:16 AM
قربون اون هیکل ورزشکاریت برم... اینارو نگی چی بگی؟ بعد اون وقت دو سه بازی قبلی هم داشتین تشویق میکردین؟ این صدا و سیما صدا گذاشته بود روی قربون صدقه رفتناتون. برادر من به جای این که از دایی و پرسپولیس و این حرفا خرج کنین و متنهای حماسی بنویسین به همون افتخاراتتون بنازید. مثلا به سیاوش اکبرپور، به حاج محمود فکری، به پیروز قربانی و بقیهی بچههای با فرهنگ باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال. شما تو همه چی سر هستین از پرسپولیس مخصوصا تو داشتن بازیکنهای با فرهنگ. مخلصیم
------------------------------------------------------------------
ذات فوتبال متاسفانه این چیزها را هم دارد امید جان. تو فکر میکنی مثلاً توی الدترافورد یا نیوکمپ یا جوزپه مهآتسا تماشاگران خیلی مبادی آدابند و خدای نکرده حرف بد از دهانشان خارج نمیشود؟ نه برادر من! همه جای دنیا همین شکل است. حالا یک کشور کمی پیشرفت کرده و مدل تشویقکردنشان متمدنانهتر شده و یکی هم مثل ما این طوری.
اتفاقاً آن چند بازی را هم که میگویی من خودم استادیوم بودم و دیدم آنجا که خیلیها فحش میدهند هم، باز عدهای توهین نمیکنند.
البته خودت میدانی که بازیکنان پرسپولیس هم در این زمینه به هیچ وجه کم از استقلالیها نمیآورند که هیچ، درس هم میدهند استقلالیها را و راستی این اسطورهی فوتبالتان جناب سلطانتان پروین، به چه معروف است؟ و منصف اگر باشی اقرار نمیکنی نافش را با فحش بریدهاند؟
فوتبال این چیزها را هم دارد پسر خوب خوشتیپ ورزشکار، نمیشود که این هیجان دوستداشتنی را به این خاطر کنار بگذاریم که! خوب است یاد بگیریم در عین حتی کُری خواندن، که از جذابیتهای این ورزش لعنتی است، به هم توهین نکنیم.
شما هم خیلی بهخاطر این لمپنیسم حاکم بر سر تا ته فوتبالمان و این توهین کردنها زیاد غصهنخور! فدای سرت!!
امید | May 29, 2007 01:47 AM