از دنیای تنیس
1ـ خبر جالبی است: «ارغوان رضایی، تنیسور بیست سالهی ایرنی الاصل مقیم فرانسه، موفق شد در دیدار نیمه نهایی مسابقات تنیس استانبول، ماریا شاراپووا، یکی از بهترین تنیسورهای زن فعلی جهان و دارندهی سید دو رنکینگ جهانی (رتبهی دوم ردهبندی جهانی) و بختدار شمارهی یک قهرمانی مسابقات را شکست دهد. او پیش از این در همین مسابقات توانسته بود ونوس ویلیامز، تنیسور شناختهشدهی آمریکایی و بختدار شمارهی سه قهرمانی مسابقات را نیز شکست دهد.»
به عنوان یک ایرانی بسیار خوشحال میشوم و افتخار میکنم، وقتی میبینم یکی از هموطنهای من به چنین موفقیت بزرگی دست یافته است و البته بسیار افسوس میخورم که او بهخاطر شرایط فعلی ایران، مجبور شده یا انتخاب کرده که با ملیت فرانسوی در مسابقات شرکت کند؛ واقعاً که تاسفبرانگیز است.

جالبتر از همه واکنش صدا و سیما در این مورد است که در بخش اخبار بانوان، با احتیاط خبر را پخش میکند و تصاویری از مصاحبهی ارغوان، زمانی که برای شرکت در مسابقات زنان مسلمان به ایران آمده بود و یک روسری نیمبند روی سرش بوده است، را نشان میدهد و لابد انتظار دارد مردم باور کنند او با حجاب کامل اسلامی در مسابقات شرکت میکند! در حالی که یکی نیست به مسئولان عزیز و محترم صدا و سیما بگوید: «برادر جان! این ارغوان خانم که شما هنگام پخش خبرافتخارآفرینیاَش، روی مسلمانبودنش تاکید میکنید که از نظر شما و با توجه با پوشش زنان در مسابقات تنیس، مصداق کامل یک زن بدحجاب! که چه عرض کنم، بیحجاب است و بنا به قوانین شما باید زندانی و تبعید شود؟»
و سوال اینجاست که چرا جمهوری اسلامی وقتی نیاز دارد در دنیا مانور بدهد که ما به ورزش زنان اهمیت میدهیم، پا روی بخشی از بهاصطلاح ارزشهایش میگذارد و همهی اصولش را بهسادگی کنار میگذارد تا از یک زن بیحجابِ مستحق تبعید و زندانیشدن، برای شرکت در مسابقات زنان مسلمان، دعوت کند برای تیم ایران بازی کند؟ آیا این مصداق کامل عوامفریبی نیست؟
2ـ اما خبر جالب و بهنظر من شگفتیبرانگیز دیگر این است که: «کیم کلایستر، از دیگر تنیسورهای مطرح دنیا و فاتح سال گذشتهی مسابقات "یو. اِس. اُپِن"، یکی از سه گِرَنداِسلَم معتبر جهان تنیس، و برندهی بسیاری از تورنُمِنتهای قابلاعتنای دیگر، در اوج جوانی و در سن بیست و سه سالهگی، اعلام کرد برای همیشه از رقابتهای تنیس خداحافظی میکند تا بنا به آنچه خودش عنوان کرده: ازدواج کند و قبل از بیست و پنج سالهگی صاحب فرزند شود.»
این تصمیم خانم کلایستر اگرچه کاملاً قابلاحترام است، اما تا حدی عجیب به نظر میرسد. اینکه یک نفر در اوج قهرمانی و محبوبیت، بخواهد به یکباره از حرفهاَش دست بکشد تا ازدواج کند و بچهدار شود، کار متعارفی نیست. ممکن است خانم کلایستر بهخاطر خستگیهای ناشی از مسابقات، مصدومیتها و فشارهای زیادی که تنیس حرفهای به او وارد کرده از یک طرف، و جذابیتهای مقطعی ازدواجکردن، بچهدارشدن، آشپزی و بازی با سگش! از طرف دیگر، به چنین نظری رسیده باشد، اما تجربه نشان داده است که چنین تصمیماتی معمولاً پایدار نیستند و بعد از مدتی عوض میشوند. به عنوان مثال، مارتینیا هینگس، ستارهی جوان و سویسی دنیای تنیس نیز پس از مدتی کنارهگیری از مسابقات، بار دیگر به عرصهی مسابقات تنیس حرفهای بازگشت.
اما از نگاهی دیگر، بحث تعادل بین کار و زندگی شخصی آدمها، همواره مسئلهی چالشبرانگیزی بوده است و نمونههای بسیاری از ستارهها و افراد مشهور میتوان مثال زد که زندگی شخصی نابهسامان و حتی ناموفقی داشتهاند. از این دریچه شاید بتوان تصمیم خانم کلایستر را درک کرد.
نمیدانم، شاید هم بخشی از این تصمیم زنانه باشد! بیشتر ما مردها حاضر نیستیم از کارمان و بهخصوص علاقههایمان بهخاطر زندگی شخصی و خانوادگی، حداقل بهطور کامل، صرف نظر کنیم اما زنان زیادی را دیدهاَم که همهی عشق و علاقهشان در عشق به خانواده، به ویژه همسر و فرزندان، خلاصه شده است.

نظرها
سلام.. من از طريق ماهواره تركيه مسابقه ديروز و مسابقه امروز رو ديدم و واقعآ لذت بردم..
من هم احساس شما رو دارم.. اميدوارم ارغوان رضايي هميشه پيروز باشه حالا با هر مليتي..
شادباشين..
در ضمن من خيلي تنيس دوست دارم
تنها | May 26, 2007 09:01 PM
کیم عشق من بود!همه زندگیم . حتی اون موقع که با لیتون، لاوگیم راکت میزد.
وقتی تو بروکسل سنتر استیشن دیدمش .اون دوست پسر بسکتبالیست آمریکاییش اونقدر دراز و خوش تیپ هست که منم هوس کردم ازش بچه دار بشم . از کیم فقط بوسه ای بر گونه اش به من رسید .
اقبال مهاجرانی | May 26, 2007 11:43 PM
بي ربط به مطلبت مينويسم. اما دلم نيامد بگويم عاشق اين آهنگ برايان آدامز هستم كه گذاشتي. يك جوري انگار همه چيز را به زيبايي راجع به عشق به زن ميان خطوط شعر و نت باهم به تصوير مي كشد.
Zamyad | May 27, 2007 12:58 AM
ای بابا عطا جان، تصميمها و دغدغدههای اين خانم رو با ماها مردم عادی مقايسه نکن! وقتی آدم اونقدر درآورده باشه که تا آخر عمر مجبور نباشه کار کنه ميتونه از اين تصميمها بگيره و فوقش هم اگه دلش خواست و حوصلهاش بعد از مدتی سر رفت يا شغل اوليهاش رو دنبال کنه، يا سر خودش رو با هزار کار و پروژههای مختلف و تفريح گرم کنه. اگه وضع من هم مثل اين خانم بود تا حالا مادر دست کم چهار تا بچه بودم و هيچ احساس غبنی هم بهم دست نميداد.
پانتهآ | May 27, 2007 12:58 AM
حیف شد جدن..ولی موافقم که یا دلیل اصلی کناره گیریش این نبوده( که فوق العاده مقطعی و احساسیه) یا اگه هم بوده..حل می شه و بر می گرده ..
منهای ایرانی بودنش..کلن هر که شاراپووا را ببرد برای من کلی تا قابل باریکلاس!
نسیم | May 27, 2007 07:50 PM
کامنت دونی پرچم های آبی فعال نبود اومدم اینجا! راستش من استقلال امسال رو دوست نداشتم. قلعه نوعی بد کرد. مرفاوی هم. شاید به گفته تو ادم ساده ای بود اما خیلی کوچیک بود واسه این کار. از مصاحبه های مطبوعاتیش می شد اینو فهمید. امیدوارم سال اینده هم مربی برازنده ای داشته باشیم و هم بازیکنانی بهتر از علیزاده. خیلی بهتر! با همه اینا منم عاشق اون پرچم ابیم!!بعد هم اسم نامجو مطلق عزیز ما را از قلم ننداز پلیز :D
ناتالی | May 29, 2007 08:52 AM
سلام.این کامنت مال آخرین متنیه که من خوندم.قسمت نظرات نداشت و منهم اومدم اینجا که بنویسم: از پیگیری ایرانی های مقیم ایران!!! هم همین قدر خوشحال میشین؟...اگر این طوره من باز هم سر بزنم.راستی وبلاگ جالبی دارید برای آدمهایی مثل من عاشق نمایش ، از اون جاهاییکه که زیاد دنبالش می گردن و سخت پیداش می کنن.ممنون.موفق باشید
کتایون | June 2, 2007 02:50 AM
عجب ... اين ارغوان رونها را ببينيد تو رو خدا جون ميده ... اي خدا يعني ميشه ما يه شب بغل ارغوان يا ماريا شارا پوا بخوابيم اي خداوند حكيم همه جفتند ما تكيم
مرد بي زيد | February 4, 2008 11:25 PM
... ارغوان نشون ميده كه در دنيا ... ايراني تكند وباعث رونق صادرات ... به كشورهاي حوزه خليج عربي اه ببخشيد فارس ميشود البته ايشون كه ...
علي بي غم | February 4, 2008 11:29 PM