گوشمالیدادن راه درستی نیست!
حاجی راوی عزیز (که چند سالی است میشناسمش و پسر بسیار خوبی است، اما در بعضی موارد مثل هم فکر نمیکنیم.) برای یادداشت «چرا مردم را تحقیر میکنید؟» من، کامنتی گذاشته است که به نظرم رسید بد نیست حالا که این روزها بحثهای مربوط به مسئلهی حجاب در جامعه درجریان است، به بهانهی پاسخ به او چند نکته را به اختصار یادآوری کنم. اما ابتدا کامنت حاجی را که احتمالاً موقع نوشتنش کمی عصبانی بوده است را بخوانید:
بسم الله
اگر تابع قوانین ایران هستید، بدحجابی جرمه. اگر مسلمون هستید، گناهه. اگر هیچکدوم که اصلاً بحثی نداریم، برید جایی که خدا نباشه. اما اینکه برخورد چکشی نباید کرد رو که مسلمون و غیرمسلمون نداره، همه موافقن که نباید چکشی برخورد کرد.
بعضیها از اینجور راهرفتن میخوان عناد بورزن، پس یه گوشمالی تروتمیز حق تمامی متدینینی است که بهشون عناد ورزیده میشه. اما اگر عناد ندارن، خُب آسه برو، آسه بیا که گرگه شاخت نزنه.
من دیگه اعصابم بدجوری مگسی شده، خُب بابا، عمو، دائی، تو که به هر دلیلی ادعا میکنی که داری با رژیم غاصب ایران مبارزه میکنی، فکر کردی لیلی به لالات میذارن؟ نه داداش! مبارزه، عرقریختن داره، کتکخوردن داره، زندانرفتن داره، خوندادن داره، اگر ...اش رو نداری، آروغ مبارزبازی نزن.
یا علی
حاجی راوی
و اما پاسخ من:
1ـ حاجی جان چرا اینقدر عصبانی؟ درست! فرض بگیریم که در قوانین فعلی ایران بدحجابی جرم باشد. (که البته قانونگذار بهصورت دقیق چنین چیزی را تصریح نکرده و حدود و ثغور مربوط به این جرم ـ البته جرم از نظر تو و برخی دیگر ـ مشخص نیست.) بهفرض از نظر برخی مراجع شیعی و مسلمان چنین امری گناه نیز باشد. حرفی در این نیست. اما میخواهم منصفانه قضاوت کنی، آیا بهنظر تو انتخاب حق پوشش، طوری که آزار و آسیبی به دیگران نرساند، حق طبیعی، انسانی و بدیهی هر آدمی نیست؟ فکر کن خودت خوشحال میشوی که برایت قانونی بگذارند که با فلان لباس که برخلاف نظر و اعتقادات تو است، در خیابان راه بروی یا مثلاً بهاجبار گوشواره بیاندازی!؟
میگویند در زمان پیامبر اسلام نیز کسی را مجبور به پوشیدن لباس خاصی نمیکردند. جدای از این، آیا فقط ما ایرانیها مسلمانیم؟ در سایر کشورهای اسلامی که مردم آنجور که خودشان دوست دارند، لباس میپوشند، دائم دارد گناه کبیره رخ میدهد؟ آیا خدا فقط در ایران اسلامیشده وجود دارد که توصیه میکنی برویم جایی که خدا وجود نداشته باشد! و آیا بهشتی که شما تعریفش میکنید، آنقدر کوچک است که فقط شیعههای دوازدهامامی معتقد به ولایتفقیه، که التزام عملی به همهی احکام فقهی دارند، در آن، جا میشوند؟ اگر اینطور باشد، فکر نمیکنی فلسفهی خلقت آدم زیر سوال برود که این خدا با همهی آگاهیاَش، چهجور بندگانی خلق کرده که بیشتر از 99 درصدشان به جهنم میروند؟
دیگر اینکه مگر داد جمهوری اسلامی بارها و اتفاقاً بهحق در نیامده است که چرا در ترکیه و فرانسه قانون گذاشتهاید که زنها برای ورود به دانشگاهها و مدارس باید حجاب از سر برکَنند؟ آیا فکر میکنی در منطق حجاب را اجباراً از سر برگرفتن و مردم را بهاجبار باحجابکردن تفاوتی وجود دارد؟
2ـ حاجی جان! ممنوعیت و محدودیت شاید در کوتاه مدت جواب بدهد، اما خودت هم میدانی که هیچگاه راه درازمدت و اثرگذاری نبوده است. قشر سنتی هر جامعهای همیشه در برابر تغییرات مقاومت از خود نشان داده و میدهد و همیشه نیز همینجور بوده است. در همین ایران، میدانی با چه پدیدههایی در ابتدا مخالفت شده؟ میخواهی چندتایش را برایت بگویم؟ با «دوش» و حمامکردن به روش مدرن، با «رادیو»، با «آموزش علم»، با «مدارس جدید»، با «ویدیو» و ...
بگذار یک نقلقول از شیخ فضلالله نوری برایت بیاورم، ببینی چهقدر نگران بوده است که نکند مدارس جدید و خواندن فیزیک و شیمی باعث از بینرفتن اسلام شود! ببین شیخ نوری خطاب به ناظمالاسلام چه گفته است:
«ترا به حقیقت اسلام قسم میدهم آیا مدارس جدیده خلاف شرع نیست؟ و آیا ورود به این مدارس، مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس زبان خارجه و تحصیل شیمی و فیزیک، عقاید شاگردان را سخیف و ضعیف نمیکند؟» [مشروطهی ایرانی / ماشالله آجودانی / نشر اختران/ چاپ هفتم / صفحهی 143]
میبینی حاجی جان؟ شیخ نوری از سر دلسوزی و دینداری نگران چیزی بوده است که الان بهنظر ما حتی خندهدار میآید! شک نکن هر چیزی اگر مطابق با خواست و نیاز آدمها باشد، جای خود را بالاخره باز میکند و تاریخ گواه این امر است.
درمورد همین حجاب، فکر میکنی چرا باوجود حجم عظیم تبلیغات حکومتی و رسانهای (دقت کردی در سریالهای تلویزیونی، همهی حجابها چهقدر سفت و سخت است و بیشتر شخصیتهای زن مثبت، چادری هستند؟) در این 28 سالی که حجاب اجباری شده، اگر مردم را به حال خود بگذاریم، درصد قابل توجهی از آنها حجاب شرعی را رعایت نمیکنند؟
فکر میکنی مثلاً اینکه پلیس یک مدتی زوری روسری مردم را جلو بکشد و پاچههای شلوار را درازتر کند، مردم از نظر عقیدتی متحول میشوند و بعد یکباره باحجاب میشوند؟ آیا فکر نمیکنی اگر این اجبار برداشته شود، همه برگردند سر جای اولشان؟ فکر نمیکنی پلیس به مراتب کارهای جدیتر دارد تا گیردادن به سر و وضع مردم؟
حاجی تا به حال به این فکر کردهای که چرا تا در ایران خانمی مثلاً گوشهی لباسش کنار میرود و مثلاً ساق پایش دیده میشود، همهی نگاهها حریصانه به سمتش برمیگردد، اما در لبنان یا ترکیه که هر دو کشورهایی با اکثریت مسلمان هستند، حتی اگر یک نفر با بیکینی هم در خیابان راه برود، به جز مشتی لُمپَن که زیاد هم نیستند، بقیهی نگاهها، رویشان سنگینی نمیکند؟
حاجی جان! فکر میکنی چرا تابلوترین! مدل لباسپوشیدن بین توریستهای شهری مثل دوبی، لباسپوشیدن زنان ایرانی است؟ فکر نمیکنی بهخاطر این باشد که چون آنقدر اینجا دچار محدودیت بودهاند که تا به جایی با حداقل آزادی میرسند، میخواهند به شدیدترین شکلی از آن استفاده کنند؟
حاجی، باورت میشود که همین مردان حریصشدهی ایرانی وقتی به خارج از کشور میروند بعد از گذشت یک ساعت، مدل نگاهکردنشان فرق میکند و بعد از دو روز، لب دریا هم که بروند، دیگر خیره خیره به زنها نگاه نمیکنند؟
حاجی عزیز! با کتکزدن و گوشمالی تروتمیز بهقول تو، چیزی درست نمیشود و فقط تخم کینه و نفرت در دل عدهای کاشته میشود. عمیقاً معتقدم ما باید یاد بگیریم که باوجود اختلاف سلیقه در کنار هم زندگی کنیم، به عقاید همدیگر احترام بگذاریم و همدیگر را تحقیر یا تکفیر نکنیم.
3ـ حاجی جان! در جامعهشناسی سیاسی ما یک مفهومی داریم به نام اپوزوسیون و بحثی مطرح است به اسم حقوق اقلیت. گروهی که در اقلیت قرار دارد، و اپوزوسیونی که با نظام حاکم مخالف است، حق دارد، تاکید میکنم، حق دارد از گروه حاکم انتقاد کند، با آن مخالفت کند و از طریق روشهای مسالمتآمیز به قدرت برسد. من با کلمهی مبارزه به آن معنای نمادینش مشکل دارم و فکر میکنم دورهی مبارزه به سبک چریکی و دورهی انقلابهای خشن گذشته است. من عمیقاً بر این باورم که فرایند اصلاحی درستترین روش برای ایجاد تغییرات است.
رک بگویم، من یکی اهل مبارزه به آن شکلی که تو فکر میکنی نیستم، اعتقادی هم به آن ندارم. اهل قهرکردن و ساکتشدن هم نیستم، مگر اینکه بهزور ساکتم کنند، سعی میکنم در هر وضعیتی و در حد توانم آن چیزی را که گمان میکنم درستتر است، بگویم و در جهتش تلاش کنم و البته علاقهای به کتکخوردن و زندانیشدن هم ندارم!
من نسبت به برخی اتفاقات و مسایل موجود انتقاد جدی دارم و بدون خشونت و با روشهای کاملاً مسالمتآمیز تلاش میکنم که در جهت باورهایم گام بردارم. انتقادکردن و مخالفت قانونی با عناد و براندازی فرق دارد. من کلاً ادعای مبارزبودن و بهقول تو ... داشتن را ندارم و البته از آروغزدن هم بدم میآید! اما از من نخواه که اگر جایی دیدم چیزی برخلاف آنچیزی که من گمان میکنم حق و درست است، بود، صدایم درنیاید! شما هم بهتراست کمی آرامتر و خونسردتر باشی تا اعصابت اینقدر سریع مگسی! نشود!!

نظرها
بزرگ شدی پسرم شما! حرفای خوب خوب می زنی! آفرین، ازت خوشم اومد!
Elize | May 11, 2007 11:34 PM
عطا جان پاسخت خیلی منطقی بود فکر کنم حرفی باقی نمی مونه
ناتالی | May 12, 2007 09:14 AM
salam , manam ba ghesmati az harfaee in haji movafegham , yani inke age jaee zendegi mikonim bayad tabee ghavanine onja bashim va age ba ghanon mokhalefim bayad az kanalhaee ghanoni sae dar eslahe ghanon konim , ama ye chize jaleb ke to harfaee ishon bood in jomlee maroof bood , " ase boro ase biya ke gorge shakhet nazane" ajab tabire hakimanee !!ke dar inja hokomat chon gorg tafsir shoode , ke albate hame midonan jaee gorg to jangale !!!
ana | May 13, 2007 10:49 AM