کفش‌های پاشنه بلندت کجاست؟

May 6, 2007 04:04 PM






آندره‌آ دختر روزنامه‌نگاری است که برای پیش‌رفت بیش‌تر کاری به نیویورک آمده است. او علاقه‌مند به نوشتن و کار در نشریات معتبری مثل نیویورکر است، اما در نهایت به عنوان دست‌یار دوم سردبیر دیکتاتورمنش مشهورترین نشریه‌ی تخصصی مُد، استخدام می‌شود. او که به‌ نظر می‌رسد، متعلق به طبقه‌ی روشن‌فکر جامعه است، به کارکردن در یک نشریه‌ی زرد به‌عنوان یک تجربه‌ی موقت نگاه می‌کند تا بعداً بتواند کار مورد علاقه‌اش را پیدا کند.

روزهای اول، او و دوستانش، سایر دخترانی که در نشریه کار می‌کنند، آرایش می‌کنند و تمام تلاش خود را انجام می‌دهند تا مطابق مُد روز لباس بپوشند را مسخره می‌کنند و آدم‌های سطحی‌ای می‌دانند اما به مرور زمان آندره‌آ متوجه می‌شود که به‌خاطر پیش‌رفت شغلی ناگزیر است به چنین امری تن دهد.

آرام آرام این شغل جدید آن‌چنان روی آندره‌آ تاثیر می‌گذارد که به‌تدریج خود یکی از آن‌دست دخترهای با تعلق‌خاطر آن‌چنانی می‌شود و حتی در برابر دوستانش که موقعیت قبلی او و آرزوها و علاقه‌مندی‌هایش را به او یادآوری می‌کنند، از شرایط فعلی‌اَش دفاع می‌کند. دنیای جذاب و فریبنده‌ی مُد او را با آدم‌های تازه‌ای آشنا می‌کند و او آن‌چنان غرق کار می‌شود که در زندگی شخصی‌اَش و رابطه با دوستانش، به‌ویژه دوست‌پسرش به مشکل بر می‌خورد ...


﷼﷼﷼

« The Devil Wears Prada » فیلمی است درباره‌ی این‌که چه‌گونه محیط زندگی و شرایط کاری می‌تواند روی شیوه‌ی زندگی و حتی بالاتر از آن اعتقادات و علاقه‌مندی‌های یک انسان تاثیرگذار باشد و آرام آرام آن‌ها را طوری تغییر دهد که حتی خود شخص نیز متوجه‌اَش نشود. از این نظر فیلم را دارای مضمونی قابل‌احترام و ستایش می‌دانم.

اما «شیطان پرادا می‌پوشد.» فیلمی به تمام معنا هالیوودی است. خوش‌ساخت، پُراز زرق و برق، با پایانی خوش ولی نه‌چندان عمیق. از آن دسته فیلم‌هایی که همه‌ی الگوها و کلیشه‌های رایج ژانر ملودرام‌ سانتی‌مانتال! را رعایت می‌کند. این‌که فیلم می‌خواهد به زور هم که شده پیام اخلاقی‌اَش را به تماشاچی بدهد و او را شیرفهم کند، آزاردهنده است و اگر کمی حواس‌مان جمع باشد، می‌توانیم با اشاره‌های واضحی که فیلم به ما می‌دهد، پایانش را حدس بزنیم.






اما با همه‌ی این‌ها این فیلم را به یک دلیل دیگر حتماً باید تماشا کرد: بازی مریل استریپ در نقش میراندا پریستلی، سردبیر مغرور، مقتدر، از دماغ فیل افتاده و دیکتاتور مجله‌ی RUNWAY ـ که آندره‌آ در آن کار می‌کند. ـ بی‌نظیر است. به عنوان مثال نگاه کنید به کل سکانسی که در آن میراندا خبر جدایی از هم‌سر دومش را به آندره‌آ می‌دهد و یا صحنه‌ای که با آندره‌آ در ماشین نشسته است و به او می‌گوید: «من خودم را در تو می‌بینم.» و بعد، آن ژست شاه‌کار عینک‌زدن و پیاده‌شدنش از ماشین. استریپ استاد بازیگری در نقش‌های متفاوت است. بازیگری که نمی‌توان عاشقش نبود.

مرتبط:
نگاهی به فیلم شیطان پرادا می‌پوشد./ رادیو زمانه
مروری بر فیلم شیطان پرادا می‌پوشد./ حامد عطایی