وسایل اتاقاَم را تمیز میکنم!
یک مجسمهی کوچک سفید در اتاق من است: سه میمون که کنار هم نشستهاند. یکی دهانش را گرفته است، دیگری گوشهایاَش را و سومی چشماناَش: نبین، نشنو، حرف نزن! این مجسمه سالها است که در اتاق من است. اصلاً یادم نمیآید از کجا آمده یا چه کسی آوردهاَش، اما بسیار دوستاَش دارم.
یک مجسمهی کوچک دیگر هم در اتاق من هست. این یکی قهوهای است و خودم خریدهاماَش. باز همان سه میمون ...
مجسمهی قهوهای برای تو بود. یعنی برای تو خریدهبودماَش. هیچوقت نشد که آن را به تو بدهم. آخرهای رابطهمان بود، هنوز دوستت داشتم، اما در آن شرایط، دلیل و بهانهای برای دادناَش به تو وجود نداشت.
...
مجسمهی سفید را تمیز میکنم و برق میاندازم، مجسمهی قهوهای را هم.
...
امسال سومین سالی است که مجسمهاَت را برق میاندازم. کمی اسپری تمیزکننده میپاشم رویاَش و بعد با دستمال، سفت میسابماَش. خوب و محکم تا پاک پاک شود.
این اسپری تمیزکننده، دارد تمام میشود دیگر. دفعهی دیگر که رفتم یکی بخرم، یادم باشد از فروشنده بپرسم: اسپری قویتری هم احیاناً دارد که با آن بشود بعضی خاطرهها را هم پاک کرد؟

نظرها
Ata chera bayad khatereha ro pak kard? mikhay monker e ancheh gozashteh beshi?!
Zendegi faght on chizist ke khatereh misheh va na har ancheh ke etefagh miofteh.
yekgharibeh | March 14, 2007 06:28 PM
سالها قبل کسی به من چیزی گفت که اون رو برای همیشه نگه داشتم تو ذهنم.
وقتی رابطه ای برقرار میشه یه گوشه از دل تو , از قلبت , برای همیشه مال اون رابطه مال اون فرد میشه. برای همیشه. انگار گوشه ای از قلبت رو کنده باشه و برده باشه.
تو نمیتونی با اون گوشه قلبت کاری بکنی. نمیتونی اون رو پاک کنی. یا برگردونی اش سرجاش. اما میتونی از ذهنت بیرونش کنی. باید از ذهن بیرونش کرد . از دل بیرون برو نیست.
عطای غمگین دوست ندارم. عطای بدون غم هم عطا نیست آخه....
Leva | March 14, 2007 09:18 PM
ata parsal hamin vaghta bood ke dar mored e kheili chiza harf zadim . yadete goftam khatere ha ro nemishe pak kard . faghat mishe ye gooshe too zehnet ye file barashoon besazi o baygani koni .
parsal vase ye lahze fekr kardam fekret be ensejsm o sobat e atefi reside o dige azyat nemishi , vali emrooz ...
gahi adam be jaee mirese ke gham-hash too zehnesh loone mikonan , na too ghalbesh ...
maryam haghi | March 14, 2007 09:32 PM
ye chiz yadam raft ...
sal e no mobarak . ( pishapish )
omidvaram emsal barat por az shadi bashe , age ham ghami hast , asil o shirin bashe !!!
sal e dige vaght kardi ye kam az teather o ketab o ina bishtar bishtar benevis , ye kam az hamashoon door oftadam , vali ghalam e to rahat o shirine .
maryam haghi | March 14, 2007 09:36 PM
sale no mobarak ata ;
omidvaram hamishe shad bashi
bahar | March 14, 2007 09:41 PM
زندگی حرکت است.. جاری شدن.. جاری بودن..
ایستادن ، مردابش می کند.
سال نو مبارک.
فروغ | March 14, 2007 10:00 PM
در راستای نظر خانم مریم حقی، پارسال همین روزا بود که یه اتفاق جالب برای من افتاد! یادته عطا؟ توی همون روز تو داشتی فایل توی ذهنت باز میکردی که اون اتفاق افتاد فک کنم! این فایلهات مثکه خوش یُمن نیست! ببندشون!
EhsaN | March 14, 2007 10:04 PM
ياداوري خاطره ها گاهي آدم و اذيت مي كنه ... ولي نمي دونم چرا بعضي وقتا دلم براي خيلي از خاطره هام تنگ مي شه ... حتي خاطره هاي تلخ
nastaran | March 14, 2007 11:23 PM
خاطره ها به من ميچسبند ونه به آن عروسك نرم و خاكستري كه هماسم تو بود. من ميسابمش و چندين بار در تشت آب فرويش ميكنم تا شايد خفه شود! عروسك شاد و زيبايمان هنوز لبخند ميزند و درون من آن لكههاي كهنه برجستهتر ميشوند. دو سال است كه عيد ميشود اما بهار نميآيد.ما به زندگي خودمان-بدون هم- ادامه ميدهيم و همواره كويي چيزي از ما جايي جا مانده است كه اين موقعها سروكلهاش پيدا ميشود و سوك سوك ميكند... آيا بهار ميشود؟
Zamyad | March 14, 2007 11:27 PM
توی رانندگی نمیتونی همش تو آینه عقب نگاه کنی ! بعضی وقتا نگاه میکنی که حواست باشه ،ولی نمیتونی اصلا هم نگاه نکنی!
توی زندگی هم نمیتونی همش به گذشته نگاه کنی ، موقع هایی نگاه میکنی که آینده و حالت رو خراب نکنی !
ولی پاکشون نکن ! قسمتی از زندگیه.
----
عیدت هم مبارک :)
nc | March 14, 2007 11:39 PM
بعید می دونم همچین چیزی بتونی گیر بیاری.. فقط باید باهاش کنار بیای. شاید گذر زمان کم رنگش کنه
Lilo | March 14, 2007 11:43 PM
cheghadr mardom rahat nasihat mikonan...bazi az harf haro faghat bayad shenid.
tara | March 15, 2007 12:04 AM
برادر جان! امتحان کرده ایم... نه اسپری پاکش کرد، نه وایتکس، نه حتی زمان... خاطره پاک کردنی نیست.
الهام | March 15, 2007 12:09 AM
اگه اون اسپری رو یافتی لطفا منوهم خبر کن
سنا | March 15, 2007 08:16 AM
سلام آقای صادقی. چند وقتیه می خوام بیام اینجا و براتون بنویسم که خیلی برام جالبه که بعد از این همه سال (هشت سالیه که از فارغ التحصیلی شما می گذره) هنوز اسمتون و کارتون توی کانون ادبی پلی تکنیک زنده است(مجمع یکی به ما بگوید این شعر را چه بنامیم) ولی هی تنبلی می کردم نمی گفتم. تا اینکه دیروز بهمون گفتن که امروز بولدوزر می اندازن زیر ساختمون فوق برنامه تا سالن ورزشی درست کنن. گفتم دیگه بیام بهتون بگم. نمی دونم شما هم تو همین ساختمون بودین یانه البته!
زهره | March 15, 2007 06:51 PM
age peida kardin be manam bedin.manam kheili vaghte daram donbale ye hamchin chizi migrdam.
nasim | March 15, 2007 10:25 PM
اکثر آدمهااصولا دوست دارن فقط با خاطرات گذشته شان زندگی کنند، و این یعنی خود آزاری! و هر چه هم که خوشبخت باشند ، یاد ایام گذشته می افتند و به همین دلیل غمگینند... عطا تو از ایندسته آدمها نیستی و سعی کن نباشی هم!خاطرات پاک نمی شن، ولی میشه اونها رو هر چند تلخ به یه تابلو قشنگ تبدیل کرد که گه گاه با یه لبخند با نگاه کردن به اونها از کنارشون رد شد
وگرنه تو هر ارتباط عاطفی هر چند هم قشنگ که شروع کنی، ناخواسته همیشه مقایسه خواهی کرد، که هم خودت و هم طرف مقابلت رو اذیت می کنی، چون هیچ کس از مقایسه شدن خوشش نمیاد
همیشه شاد باشی و جاری
نیلوفر | March 16, 2007 12:01 AM
هوممممم.. این نظر nc چه جالبه.
اونم عین من بهت عید رو تبریک گفته.
اینو بخون راستی:
http://www.leylaa.com/archives/044430.php
فروغ | March 16, 2007 12:26 AM
پيشنهاد مي كنم اين فيلم رو Eternal Sunshine of the Spotless Mind
نمي دونم..ولي بهتره همه چي باشه..اون ته تها..تو پستوهاي آخري
نسيم | March 16, 2007 12:52 AM
بعضي از خاطره ها رو بايد يه گوشه از مغز و قلبمون قايمشون كنيم. هر وقت خواستيم هر وقت دلمون براشون تنگ شد يواشكي يه جوري كه حتي خودمون هم نفهميم بريم سراغشون .پاك نمي شن قايمشون كن...سخته ولي مي شه
مينا | March 16, 2007 11:15 PM
جالبه
آقایون هم به گذشته سری می زنن
گذشته لحظه های قاب شده است ماشین زمان تنها الان به گذشته برمی گرده و خوبه گاهی وقتها ازش استفاده کرد.
شیوا | March 17, 2007 07:37 AM
آقا شما می دونستی خیلی جذابی؟ همه کامنت گذارهات خانمها هستند! بابا ایول گلزار هم اینجوری از بانوان کامنت نمی گیره!
هولدن کالفیلد | March 23, 2007 11:42 AM