دیالوگهای من و آقای ب!
ـ این نوشتهی آخرت رو خوندم، خواستم بگم که باهات موافق نیستم.
ـ چهطور؟
ـ بهنظر من اینها همه حرفه. آدم با هر دختری که میره بیرون، حتماً به سکس باهاش هم داره فکر میکنه! بی برو برگرد!! حتی زمانهایی که به روی خودش نمیآره یا تظاهر میکنه که براش مهم نیست.
ـ جدی این جوری فکر میکنی؟
ـ آره.
ـ یعنی تو با هر کسی که بیرون میری، میخوای ...
ـ اوممم ... ببین، حالا بعضیها هستن آدم میدونه به یه دلیلی، حالا هر چی، این اتفاق نمیشه باهاشون بیفته. خب به جز اونها بقیه آره. یعنی بذار بهتر بگم. اگه قرار باشه با یه دختر دوست بشم، یا برم بیرون، حتماً به سکس باهاش فکر میکنم.
ـ چرا فکر میکنی حتماً باید باهاشون سکس داشته باشی؟ یعنی مثلاً حرفزدن یا کنار یه دختری بودن که فکر میکنی باهاش اوقات خوبی را داری، اما این با هم بودن، لزوماً به سکس منتهی نمیشه، برات هیچ جذابیتی نداره؟
ـ شاید برای کوتاه مدت داشته باشه، یعنی برای یکی دو بار بیرونرفتن، اما بهنظرم احمقانه است آدم با یکی دوست شه و فقط باهاش حرف بزنه.
ـ چرا احمقانه است؟
ـ خب دیگه. من فکر میکنم اگه ته رابطه، بالاخره با طرف سکس نداشتهباشم، یهجورایی کلاه سرم رفته! یعنی وقتی که گذاشتم، تلف شده!
ـ باهات موافق نیستم. آدم با خیلیها میره بیرون. با همه که نمیتونه ...
ـ نه ... خب بهتره آدم با کسی بره، که بتونه باهاش ...
ـ یعنی تو ترجیح میدی با دخترهایی بری بیرون که حتماً آخرش بتونی باهاشون سکس داشته باشی؟
ـ صد در صد.
...
ـ ببین ما گاهی با هم بیرون میریم، خوش هم میگذره بهمون. سکس هم با هم نداریم!!! چرا با من میآی بیرون؟
ـ احمق! مث که تو پسری ها! من که گِی نیستم!
ـ نه، نه! ببین، تو میگی اگه با طرف سکس نداشته باشی ته قضیه، حس میکنی وقتت تلف شده یا سرت کلاه رفته و اینها ... من میگم خُب ما هم گاهی با هم بیرون میریم، جفتمون هم از کار و زندگیمون میزنیم و برنامه میریزیم و همدیگه رو میبینیم و میشینیم با هم حرف میزنیم. چون فکر میکنیم حرف همدیگه رو میفهمیم و بهمون خوش میگذره. و خُب البته سکس هم با هم نداریم!! چرا الان فکر نمیکنی وقتت تلف شده، ولی اگه مثلاً من یه دختر بودم فکر میکردی وقتت تلف شده؟
ـ چون اگه دختر بودی [...]
ـ مسخرهبازی درنیار! جدی پرسیدم! میخوام بدونم چرا برای بیرونرفتن با من وقت و انرژی میذاری، راضی هم هستی، اما تا طرف دختر میشه میخوای ...
ـ نمیدونم. چون جنس رابطهها تو این دو مورد فرق میکنه. مدل حرفهای من با تو، با مدل حرفهای من با یه دختر به کل فرق میکنه.
ـ حالا اگه یه دختری پیدا شد که مدل حرفهات با اون، مثل مدل حرفهات با من بود و همینجور که خودت میگی با من راحتی، با اون هم راحت بودی، در اون صورت، اون رو بدون سکس میپذیرفتی یا ...
ـ بذار ... نمیدونم ... فکر کنم اگه نخوام دروغ بگم، بدم نمیاومد با اون هم سکس داشته باشم. فکر کنم خسته کننده است آدم تو یه رابطهی طولانی مدت با یه دختر، فقط حرف بزنه و بحث کنه!
ـ اما ما هم یه رابطه ی طولانی مدت با هم داشتیم و ...
ـ اَه ... آره ... اما باز هم میگم. پسر پسره، دختر دختر!
ـ ببین. بیا یه فرض رو با هم بررسی کنیم: من فکر میکنم این ذهنیت توی تو، من و خیلیهای دیگه به خاطر محدودیتهایی که همیشه وجود داشته و محیطی که توش بزرگ شدیم، به وجود اومده. تو فرض کن تو یه جامعهای زندگی میکردی که از اول از این لحاظ تامین بودی. یعنی اینقدر حریص این قضیه نبودن آدمها یا این قدر این مسئله برامون تابو نبود. اصلاً همین الان فکر کن یکی رو داشتی که از این نظر، یعنی یه رابطهی عاطفی بهعلاوهی سکس، باهاش یه رابطهی خیلی خوب و تمام و کمالی رو داشتی، اون وقت فکر میکنی اگه با یه دختر دیگه که صرفاً حرف هم دیگه رو خوب میفهمیدین و خوب میتونستین با هم به قول تو بحث کنین، میرفتین بیرون، در اون صورت باز هم به سکس فکر میکردی یا اون وقت میتونستی با اون هم این جنس رابطهای رو که با من داری، متصور باشی؟
ـ سوال جالبیه! شاید میتونستم ... البته این هم بگم ها! طرف اگه خیلی خوشگل باشه، نمیتونم تضمین قطعی بدم که فقط باهاش بشینم حرف بزنم!!!
ـ مسخره!
ـ به خدا!
ـ کوفت!!!

نظرها
سلام؛ ببینم این آقای "ب" احیانا دکتر نیست؟ به نظرم حرف هاش برام آشناست.
اما مهم نیست. چیزی که من رو مجبور کرد تا این سطور رو تایپ کنم جذابیت موضوع بود و خوب دوست داشتم من هم به چند مورد اشاره کنم.
به نظر نه حرف های تو و نه حرف های آقای " ب " هیچ کدوم به صورت مطلق درست نیستند ، هر چند هر کدومشون ی خورده از حقیقت رو در خودشون جا دادن ، اما کامل نیستند.
من فکر می کنم میانگین حرف های تو با آقای ب در مجموع حدود 20 درصد از ما جرا باشه. من هم به یک زاویه ی دیگه اشاره می کنم که هر چند مال من هم کامل نیست اما به بحث شما نزدیکه و به کامل تر شدن اون کمک می کنه.
یک رابطه ی نزدیک و طولانی مدت با یک جنس مخالف و با حداقل های اصطکاک هم به خودی خود دارای اشکال شرعی است و اگر نخوایم با دید مذهبی نگاه کنیم از لحاظ روان شناسانه دارای اشکال و نقص به عنوان عادت خارج از طبیعت بدن هست.
به این معنا که برای دو طرف ایجاد اشکال می کنه ، چه از نظر عاطفی و چه از نظر جسمی. برای اثبات این ادعا اگر به تجربی بودن علوم اعتقاد داشته باشید ، آمار مشکلات ناشی از این گونه تماس ها الی ماشاء الله وجود دارد ، هم در کشور ما و چندین برابر در کشور های آزاد به این معنا.
خوب اگر از من به پرسی (که می دونم عمرا نمی پرسی) من می گم خوب عزیزم شیطان هم این وسط بیکار نمی شینه تا از یک مصاحبت طولانی ، دست خالی بیرون بیاد.
در روایات متعدد هم داریم که در چنین شرایطی شیاطین مثل مگس دور شیرینی از ایجاد هیچ وسوسه ای کوتاه نمی آیند ، و خوب اگر فرض کنیم کسی نه معذورات دینی داشته باشه و نه معذورات اخلاقی ، خوب احتمالا باید مشکل جسمی داشته باشه که براش مشکلی به وجود نیاد و دقیقا همون اتفاقی می افته که آقای ب اصرار داشت قاعدتا باید بیافته.
اما اشاره به این نکته رو هم ضروری می دونم که آزاد گذاشتن میل جنسی به هبج عنوان نمی تواند تضمین کننده ی برقراری ارتباط های سالم بین دو جنس مخالف باشه ، کافیست یک نظر به آمار آذار و اذیت های جنسی در کشور هایی که به نام آزادی و به کام هوس رانی افسار گسیخته شدن بیاندازید ، آماری که مثلا پلیس آمریکا در این مورد انتشار داده ، در این صورت خواهید دید که انسان با اتفاء کردن خودش در جاهای نا مربوط فقط حریص تر می شه .
نه این که فکر کنید در این صورت می تونه اون ارتباطات آرمانی ی تو رو برقرار کنه.
مثلا همین آقای " ب " شاهد خوبی برای همین ماجراست ، چون در این مورد محدودیت نداره ، ولی می بینی که نمی تونه با روانش یا بهتر بگم ، وسوسه ی سکسش کنار بیاد.
خوب دوست دارم بیشتر بنویسم ، چون عطا خیلی دوستت دارم ( البته اشتباه نشه آقای ب ، من هم گی نیستم) ، ولی دیگه منبرم طول کشید.
در انتها همه رو به تقوای الهی دعوت می کنم و به نظر من همه ی این اتفاقات و دو راهی های نا میمونش ، بخاطر دور افتادنمون از اصالت انسانی مون هست و خلاصه کرم تو خود درخته.
یا علی
و السلام علی من تبع الهدی
حاجی.راوی
Hajy | February 11, 2007 01:18 AM
سلام دوست عزیز مطلب جالبی بود با اجازتون به بلاگ نیوز لینک دادم
مهدی | February 11, 2007 06:32 AM
سلام دوست عزیز مطلب جالبی بود با اجازتون به بلاگ نیوز لینک دادم
http://blognews.1bn.eu/
مهدی | February 11, 2007 06:33 AM
salam;
bahse jalebi bood.ama bavar konin age man ye zamani befahmam tarafi ke alan dare ba man harf mizane,ye epsilon dare be in masayel fekr mikone...
"pedaresho dar miaram!pedar sookhte!"
nasim | February 12, 2007 09:53 AM
سلام
مطلب جالبي بود ( دو مطلب قبلي مربوطه رو هم خوندم ) من تازگي ها متوجه يه چيزي شدم که توي حرفهاي شما هم ذکر شده بود اينکه طرز صحبت کردن و رفتار کردن و حتي محتواي صحبتها بين دو همجنس و دو غير همجنس خيلي خيلي با هم فرق داره! از اونجايي که خودم دختر هستم بهتره اينجوري بگم که حس ميکنم دوستام ( دخترها () حتي اونهايي که به فکر ازدواج با پسر مقابلشون هستن با اين حال مداوم در حال کلاس گذاشتن براي طرف هستن! يه جورايي فقط به اين فکر که خودشون رو توي دلش جا کنن و هيچ وقت با دوستشون رو راست و خلاصه اونجوري که با من حرف ميزنن نيستن! من خودم اصلا اينجوري نيستم و دوست پسرم رو کاملا نزديک ترين فرد به خودم براي هرگونه مشورت يا بحث جدي ميدونم و هميشه هم سعي کردم هر موضوعي رو اول از همه با اون مطرح کنم هميشه از بودن باهاش و حرف زدن باهاش کاملا لذت بردم و حاضر نيستم لحظاتي رو که کنارش نشستم و صحبت ميکنيم رو با هيچ چيزي عوض کنم
و مطمئن هستم که احساس اون هم نسبت به رابطه اش با هم همينطوره! ولي اينطور که از کامنتهاي قبلي برداشت کردم اکثريت پسرها در هر لحظه از صحبتشون در فکر سکس با دختر مقابل هستن و کساني مثل شما يا دوست من جزو نادر افرادي هستين که اين حرف رو نميزنيد
ش | February 12, 2007 04:04 PM
این آقای ب به نظر میاد که نیمه پنهانه خودته
هدی | February 12, 2007 04:05 PM
خوب بود..يعني به عبارتي مي تونم بگم دقيقا سوالي که هميشه توي ذهن من هست.. چراهر رابطه اي که بين يه دختر و پسر هست بايد حتما سکس توش باشه؟ يعني واقعانميشه دو نفر با هم دوست باشند؟ بدون اينکه مسئله جنسي مطرح بشه؟
sara | February 14, 2007 01:40 PM
من به عنوان یک خانم متاسفم از اینکه در جامعه ما درصد بیشتر آقایون با سلام اول یک خانم تنها فکری که در موردت میکنندسکسه////////
نگار | February 14, 2007 07:23 PM
bahse jalebi bud avalan ta hadi hata tu tamame keshvarhaye azadam hamine akhe khasiate jense mokhalefe hata un aghaye hezbolaiiiam motmaenan mogheye sohbat ba jense mokhalef gheghelakesh kheyli bishtar az ye adame gheyre mazhabi miad sheytano ina .... harfaye asre hajare behtare cheshmemuno baz konim bebinim ke hala in ghazie chera tu keshvare ma bishtare nesbat be keshvarhaye azad kheyliam sadas vaghti ye adamo shoma gorosne bezariiid bad az modati ye dafe behesh ghaza bedid khob malume fekre khoshmazegio rango buye ghaza niiiis mostaghiman be fakre siiir kardane khodesh miofte va moteasefam vaghean ke keshvare ma por az in zendanihaye gorosne shode vali vagheiat ine ke manshae tamame movafaghiata pishraftha dastyabihaye elmio gheyre sex bude chon jense zano mard hamishe dar tule zendegi benazare man be fekre khodnamaiii jeloye yekdigar va ijade jazabiat baraye hamdige budan baraye hamine migan poshte har marde movafaghi ye zan bude va jangaye bozorge tarikh hame manshaesh zan bude be mide inke ruzi betunim dar mamlekatemun vaghe gerane fekr konim hamechizo be mazhabo din vasl nakonim ta betunim be natije beresim mer30
shaya | February 18, 2007 10:33 PM
به نظر من اين درسته كه 99%%999999 آقايون به فكر سكس هستند ولي خانم ها هم كم نيستند كه به اين فكر نكنند . دو نفر به مدت طولاني اگر با هم فقط حرف بزنند ناخوداگاه به سمت سكس هم مطمئنا كشيده ميشن امكان نداره دو نفر مدت طولاني با هم باشند و حرف هم بزند تفريح هم كنند ولي به سكس هيچ كدوم فكر نكن هر دو هم دختر و هم پسر فكر ميكنند (ولي پسرا پيش قدم ميشن دخترا هم منتظر) با خنده
نازي | February 20, 2007 04:16 PM
حرفهای آقای ب واقعا برام جالب بود. اما نمیتونم قبولشون کنم. چرا توی هر رابطه ای مخصوصا توی رابطه نزدیک با کسی که دوستمونه و از حرف زدن, تفریح کردن و بودن باهاش لذت می بریم پای چنین چیزهایی رو باز کنیم؟
ممکنه آقای ب و عزیزان زیادی این حرف رو نپذیرند اما به هیچ وجه توی رابطم این فکر رو نکردم و نخواهم کرد.
ممکنه حرفم رو پای سنت و تابوهای موجود بگذارین اما این رو خوب می دونم و باور دارم که هر چیزی حرمت و ارزشی داره که باید بهش احترام بگذاریم.پیروز باشید
رامین | February 25, 2007 11:38 PM
aghaaaye Saadeghi :-ss
man ke diige mitarsam sare kelaasETOON..beshinAM!11:-ss
11 | May 15, 2007 12:01 AM