بزن بریم به سرعت ذوالجناح!
دیشب توفان تعریف میکرد که هیئت عزاداری محلهشان این شبها نوحههای جالبی میخواند. مثلا: « دیوونه، دیوونه، دیوونهی حسینم!» یا جالبتر از آن: «بزن بریم، بهسرعت ذوالجناح! بزن بریم کربلا!» نمیدانم! لابد اسم هیئت عزاداریشان را هم گذاشتهاند: عاشقان منصور!
در مورد عزاداری (البته عزاداری که چه عرض کنم!) به سبک امروزی، میگویند که این نوع مراسم ریشه در گذشتههای قدیم داشته است. یعنی حتی ظاهراً قدمت آن به پیش از اسلام! و مراسم سیاوشخوانی میرسد. در کتاب «شاهنشاهی ساسانی» نوشتهی تورج دریایی، نشر ققنوس، آمده است:
مدرکی تصویری دیگری بر روی یک قاب برجستهکاری از مجموعهی شومی (1) از این مراسم [منظور مراسم سیاوشخوانی است.] یا مراسمی مشابه با آن در اختیار داریم. این تصویر یک موبد یا هیربد زرتشتی را در وسط و در حال پرستاری از آتش نشان میدهد که گروه سوگواران در پشت او مشغول ضربهزدن با کارد یا اشیای تیز روی سر و روی خود هستند.
ابو ریحان بیرونی در این باره میگوید در سغد در آخرین روز ماه «خشوم» به ناله و زاری برای مردگان میپردازند و مویه میکنند و صورتهای خود را میشکافند که این با نقش مجموعهی شومی سازگار است.
