زنان مخالف جنگ

January 13, 2007 11:26 PM

«زنان مخالف جنگ» عنوان کتابی است، نوشته‌ی مارلن توینینگا، برگردان شهرزاد ماکویی و مینو حسینی، از نشر آگه. این کتاب، شرح مشاهدات خانم توینینگا است، در سفرهایی که به حدود بیش از بیست کشور جهان داشته؛ کشورهایی مثل: ایرلند شمالی، کامبوج، السالوادور، لیبریا، صربستان، آرژانتین، روسیه، فلسطین و اسرائیل و کشورهایی دیگر. او در هر کدام از این کشورها با زنانی دیدار و گفت‌وگو کرده است که گام در راه صلح نهاده‌اند و با انجام فعالیت‌های مختلف، تشکیل گروه‌ها و برپایی سازمان‌هایی ضد جنگ و اتخاذ شیوه‌هایی آرام و دور از هرگونه جنجال و خشونت، با خشونت مقابله و در حد خودشان به بهتر شدن جهان کمک کرده و می‌کنند.

مارلن توینینگا در مقدمه‌ی کتابش می‌گوید:


شاید بعید به‌نظر برسد اگر بگویم پرشورترین خاطراتی که از سفرهایم به یاد دارم، احساس شعفی است که هنگام رقص به من دست می‌داد: شبی هم‌راه با زنان کلمبیایی در خیابان هنگام مقابله با شبه‌نظامیانی که ایجاد رعب و وحشت می‌کردند؛ هم‌گام با زنان افغانی، در سالن کنفرانس، زمانی که برای طرح قانون اساسی و کسب حقوق زن افغانی جشن و پای‌کوبی می‌کردند؛ هم‌راه با زنان لیبریا، سیرالئون و گینه در زیر چادرهایی که می‌خواستند عزم‌شان را جزم کنند تا بتوانند زمینه‌های دیدار رییس‌جمهور کشورهای‌شان را فراهم کنند. رقص واقعیت زندگی زنان را ملموس می‌کند.

اما به محض این‌که دوباره برجای خود می‌نشینیم ... خشونت بار دیگر ما را در چنگال خود می‌گیرد، حتی اگر از بخت نیک شخصاً قربانی آن نشده باشیم، از کنار ما می‌گذرد و زندگی روزمره‌مان را دست‌خوش تغییر می‌کند ... این خشونت‌ها ... در دو نکته وجه مشترک دارند: اول آن‌که مردان درباره‌اش تصمیم می‌گیرند . دوم این‌که مردان ان را به اجرا درمی‌آورند ...

برای مقابله با چنین شرایطی زنان سه راه در پیش رو دارند: یا همچون اجداد هزاران ساله‌شان، لابه‌کنان، دندان‌ها را از خشم بفشارند و تن به سکوت دهند، یا خود چنین منش و سیاستی در پیش بگیرند و پسرانشان را ره‌سپار جنگ‌ها و فتوحات کنند ... و یا این‌که راه سوم را در پیش گیرند و مقاومت کنند. یک ضرب‌المثل آفریقایی می‌گوید: «آتش دعوا را زنان یا خاموش می‌کنند یا شعله‌ورتر.» ... زنانی را که ملاقات کرده‌ام، در زمره‌ی کسانی بوده‌اند که آتش جنگ را خاموش می‌کنند و راه مقاومت را در پیش گرفته‌اند ...

اگر روزی این زنان بتوانند صدای‌شان را به گوش همگان برسانند، همگی ما – زن و مرد – می‌توانیم جشن بگیریم. اکنون تا فرا رسیدن چنین روزی، نه فقط با آوازخواندن بلکه با رقص به مقاومت ادامه می‌دهیم.


کتاب، نثر روانی دارد و با توجه به سابقه‌ی روزنامه‌نگاری خانم مارلن توینینگا، بسیار خوب نوشته شده است. در هر بخش کتاب که در یک کشور می‌گذرد، با مسائل و مشکلات مختلفی که زنان مستقیماً درگیر آن هستند و برای بهبودشان یرنامه‌ریزی و تلاش می‌کنند، آشنا می‌شویم. مشکلاتی که در بسیاری موارد دردناک و بسیار تاسف‌برانگیز است.

خواندن این کتاب را به‌خصوص برای کسانی که به مسایل مربوط به زنان و جنبش‌های زنان علاقه‌مند هستند، به‌شدت پیش‌نهاد می‌کنم.