و نه شرط مهربانی!

December 4, 2006 12:53 AM

1- بالاخره این فیلم closer رو دیدم. بدجور روی اعصاب است. اذیت شدم. تمام مدتی که داشتم فیلم را می‌دیدم، حس می‌کردم که چه‌قدر فضای تئاتری دارد و موقعی که تیتراژ پایانی پخش شد، متوجه شدم از روی یک نمایش‌نامه نوشته شده. علی‌رضا بذرافشان گفته‌بود closer را ببینم که به فضای نمایش‌نامه‌ای که نوشته‌ام ‌نزدیک است. نمی‌دانم!

2- به هزار و یک دلیل تمرینات تئاترم پیش نمی‌رود و این اصلاً خوب نیست. تئاتر این روزها برایم شاید تنها راه فرار باشد. باید تلاش کنم با چنگ و دندان هم که شده حفظش کنم.

3- با این یادداشت علی‌زاد بسی حال کردم. یک‌جاهایی‌اش را انگار خودم نوشته باشم! ممنون از پرستو که این نوشته را به من نشان داد.

4- به این مریم خانم یغورت! خیلی حسودی‌ام شد. خوش به حالش. رفته شهر لورکا و خانه زندگی‌اش را دیده، عکس هم گذاشته! دلم خواست! یک روز من هم می‌روم، حالا می‌بینید!

5- می‌گویم جنبه چیز خیلی خوبی است ها، نه!؟ گاهی وقت‌ها بعضی از آدم‌ها جای‌گاهی که در آن قرار دارند را فراموش می‌کنند. خیلی عادت ندارم جای‌گاه کسی را به او یادآوری کنم، مگر این که به پر و پایم بپیچد!

6- سرکار خانومگلی خانوم رفته وبلاگش را نونوار کرده و من تازه امروز فهمیدم! نشسته است پشت یک میز و دارد وبلاگ می‌نویسد و از کله‌اش هم گل درآمده بی‌چاره! مبارک باشد لباس جدید دخترجان. بامزه شده قیافه‌ی وبلاگت و من دوستش دارم. ( می‌دانی که مهم این است که من دوستش داشته‌باشم!) راستی هی خانوم لوا خانوم! تو تقوا نداری رفتی تو کامنت‌دونی این گلی خانومه من رو مسخره کردی؟ من یک پوستی سر موقع‌اش از تو بکنم! شانس‌آوردی فعلاً کنفرانس داری کاریت ندارم! وایسا حالا!

7- هنوز دارم شجریان‌شنوی‌هایم را ادامه می‌دهم و چه حالی هم می‌دهد جداً! ممنونم از امیرحسین و محدثه‌ی عزیز که همه‌ی آلبوم‌های شجربان را برایم رایت کردند. امروز صبح سروچمان گوش می‌کردم و این غزل سعدی چه‌قدر نرم و لطیف است ...و چه‌قدر تاثیرگذار وقتی شجریان می‌خواند:

نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی

دل عارفان ربودند و قرار پارسایان
همه شاهدان به صورت تو به صورت و معانی

مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم
خبرش بگو که جانم بدهم به مژدگانی

مده ای رفیق پندم که به کار درنبندم
تو میان ما ندانی که چه می‌رود نهانی

دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد
نه به وصل می‌رسانی نه به قتل میرهانی



نظرها

man ghalat bokonam to ro maskhare bokonam. mab b rishe khodam bekhandam. to inghad mahi k melat mikhan lopet ro bekeshan. taghsire man chie ? ma az rooze azal chakere shoma boodim aghae por panjareh!!

ای لوای دو دوزه باز :دی ...حالا اینجا عطا و پنجره هاش کارشون درست شده؟ ای ای ای روزگار
خوب عطا دیگه داشتم ازت نا امید می شدم. گفتم تا ازت تعریف کردم خراب کردی!
کار نمایش چه جوری پیش می ره؟ جا کجا گرفتین؟ یک خبری بده. اگه شد از تمریناتون عکس بفرست... فضولم دیگه!
راستی به طوفان هم سلام منو برسون

Umadi in vara khob mibaramet khuneye lorca ro neshunet midam, hasoodi nadare ke bache joon.dar zemn yek panjere yek sheer yek ketab,... ham kheili jalebe,man kollan az designe inja kheili khosham miad, be harfe bazia goosh nade!

closer... دوستش داشتم
جولیا رابرتش رو زیاددددد
Game of Love!

شبای پاییز و صدای شجریان و سعدی... من این دلخوشیای کوچولو رو دوست دارم! همینایی که زیاد به چشم نمیان ...

خدايي اين دخترك Alice معقول‌تر از بقيه شخصيت ها نبود D:، با روي اعصاب بودن_فيلم هم موافقم كاملا!

اميدوارم اين برنامه تئاتر هم به خوبي پيش بره :)

ارسال نظر