پراکنده‌گویی‌های یک روز تعطیل

November 3, 2006 09:53 PM

۱- حالم از این ژست‌های دموکراتیکی که صدا و سیما به خودش می‌گیرد، به هم می‌خورد. از اخبار بیست و سی و گزارش‌ها و ویژه‌های چندش‌آورش بگیر تا جلسه‌ی پرسش و پاسخ ضرغامی با دانشجویان. آقای ضرغامی این دانشجویان را از کجا آورده‌اید؟ من الان خودم دانشجو هستم، چرا ریخت و قیافه‌ی این دانشجویانی که به جلسه‌ی شما دعوت شده بودند، با دانشجویانی که من هر روز در دانشگاه می‌بینم این همه فرق دارد؟ این عوام‌فریبی را تا کی می‌خواهید ادامه دهید؟ صدا و سیمای شما در خوش‌بینانه‌ترین شرایط صدا و سیمای فقط پنج در صد جامعه‌ی ایران است. نه کسی از شما و هم‌فکران پنج‌ در صدی‌تان انتظار رفتار دموکراتیک دارد و نه اصولاً شما در قد و قواره‌ی این حرف‌ها و این کارها هستید. گوبلز مرد اما گوبلزهای البته ناشی هنوز کم نیستند. یکی‌شان مثلاً محمد سعید الصحاف، یکی‌شان هم فکر می‌کنم شما خوب بشناسید!

۲- شاید عجیب باشد، اما از باخت استقلال ناراحت نشدم. حق پرسپولیس بود که ببرد و برد. همه از اول فصل دارند داد می‌زنند که این استقلال مشکل دارد اما کسی توجه نمی‌کند. مشکل هم بیشتر از این‌که به نداشتن فوروارد برگردد، به بی‌برنامه‌گی و نظم تیمی و کوچینگ نادرست برمی‌گردد. مرفاوی بازیکن بزرگی است و من دوستش دارم اما بهتر است قبل از این‌که کار از این هم خراب‌تر شود، خودش استعفا دهد و یک مربی خارجی خوب به جای او به استقلال بیاید. (اشتباه فاحش و بهتر است بگویم فاجعه در چنین شرایطی برای استقلال، روکردن به مربیان تمام‌شده‌ای مثل حجازی و پورحیدری است.)

پرسپولیس این‌ روزها خوب بازی می‌کند طوری که من استقلالی هم از بازی‌شان لذت می‌برم. آفرین به دنیزلی به‌خاطر تیم خوبی که ساخته‌ است. کدام مربی ایرانی به بازیکنی مثل فرزاد آشوبی بازی می‌داد؟ دنیزلی مربی بسیار حرفه‌ای وبزرگی است و ایران به چنین مربیانی نیاز دارد. این برد را به میثم و به همه‌ی پرسپولیسی‌ها تبریک می‌گویم. شما تیم بهتری بودید.

۳- بهترین کتابی که در این چند هفته‌ی گذشته خوانده‌ام، مجموعه‌ی سه مقاله است از یوسا در کتابی با عنوان «چرا ادبیات؟» که عبدالله کوثری آن را ترجمه کرده است. یوسا در این سه مقاله به ضرورت و چرایی پرداختن به ادبیات، مسئله‌ی جهانی‌شدن و فرهنگ آمریکای لاتین می‌پردازد. نثر کتاب روان است و یوسا به‌ویژه در مقاله‌ی اول بسیار خوب به این موضوع پرداخته که:"ادبیات چرا برای ما ضروری است." پیش‌نهاد می‌کنم اگر فرصت پیدا کردید، حتماً نگاهی به این کتاب بیاندازید.


۴- این فیلم «Good Will Hunting » عجب دیالوگ‌نویسی فوق‌العاده‌ای دارد. چند روز پیش فیلم را دیدم و هنوز بعضی دیالوگ‌هایش از یادم نرفته‌است. مثلاً این قسمت:


SEAN
?Yeah? You got a lady now

WILL
.Yeah, I went on a date last week

SEAN
?How'd it go

WILL
.Fine

SEAN
?Well, are you going out again

WILL
.I don't know

SEAN
?Why not

WILL
.Haven't called her

SEAN
.Jesus Christ, you are an amateur

WILL
I know what I'm doing. She's different
from the other girls I met. We have a
,really good time. She's smart
... beautiful, fun

SEAN
.So Christ, call her up

WILL
Why? So I can realize she's not so
smart. That she's boring. You don't
get it. Right now she's perfect, I
.don't want to ruin that

SEAN
.And right now you're perfect too
.Maybe you don't want to ruin that


۵- ...
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
باد بوی نام‌های کسان من می‌دهد
یادت می‌آید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟
نه ری‌را جان
نامه‌ام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت می‌نویسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن

سید علی صالحی