در لبنان چه خبر است؟
برای بسياری از ما، بهخصوص آن دستهمان که خیلی به منابع خبری گستردهای دسترسی نداشتیم، اين سوال پیشآمده بود که واقعاً چه شد که به يکباره آتش جنگ در منطقه فراگیر شد. مهمترین پایگاه خبری برای مردم ایران، همین صدا و سيمای خودمان است که آن هم ماشاالله آنقدر هميشه بیطرف است در اينجور مواقع، که آدم ترجيح میدهد کلاً بیخيالش شود.
يادداشت زیر که اصل آن در سایت روزآنلاین آمده است، نوشتهی است از احمد زیدآبادی عزیز؛ دکترای علوم سیاسی (روابط بین الملل) و متخصص در مسایل خاورمیانه؛ که بهنظر من تا حد زیادی به ما کمک میکند با واقعیت آنچیزی که اين روزها دارد در لبنان اتفاق میافتد، بیشتر آشنا شويم. بهخاطر ف.ی.ل-ت-ر شدن سايت روزآنلاين و همهی آينههای آن در ايران، کل یادداشت را برای کسانی که بدشان نمیآید بفهمند در منطقه چه خبر است، اينجا میگذارم:
جنگ لبنان از دو زاويه
زاويهی نخست: سه هفته پيش، خبرها از توافق فتح و حماس بر سر پذيرش «سند زندانيان» حكايت داشت، اما پيش از امضای اين سند، شبهنظاميان وابسته به حماس با حمله به يك پايگاه نظامی اسراييل در مرز نوار غزه، ضمن كشته و زخمیكردن شش نظامی اسراييلی، سرجوخه گلعاد شاليت را به اسارت گرفتند. واكنش شديد نظامی اسراييل به اين حمله، بحث سند زندانيان را كه نويد بخش استقرار صلح و ثبات در خاورميانه بود، به محاق فرو برد. آيا رهبری در تبعيد حماس مبتكر حمله به پايگاه اسراييلی بود تا دولت هنيه را از توافق با فتح باز دارد؟
ده روز پيش، خبرها از پذيرش ابتكار حسنی مبارك رئيسجمهور مصر از سوی حماس و اسراييل برای دستيابی به توافق بر سر مبادلهی شاليت با شماری از اسيران فلسطينی در بند اسراييل حكايت میكرد، اما درست پيش از اعلام چنين توافقی، رزمندگان حزبالله به پايگاه ارتش اسراييل در شمال اين كشور حملهور شدند و ضمن كشتن چند سرباز اسراييلی، دو تن از آنان را به اسارت گرفتند. جنگ ويرانگر متعاقب اين حادثه، جايی برای توافق بر سر مسالهی سرجوخه شاليت باقی نگذاشت. آيا حزبالله و حاميانش بهعمد در صدد اخلال در موفقيت ابتكار مبارك بودند؟
هر چه باشد، كشورهای قدرتمند عرب، گويا چنين برداشتی از تحولات اخير خاورميانه دارند و از همين رو است كه در كمال خونسردی ناظر انهدام امكانات حزبالله توسط ارتش اسراييل در جنوب لبنان هستند.
زاويهی دوم: از حدود يك سال و نيم پيش، پس از قتل فجيع رفيق حريری نخستوزير فقيد لبنان، ارادهای بينالمللی براي پاياندادن به حضور سوريه در لبنان و خلع سلاح شبهنظاميان از جمله حزبالله پديد آمد و در پی آن، شورای امنيت سازمان ملل، با تصويب قطعنامهی ۱۵۵۹ خواستار تحقق اين دو خواسته شد.
گروههای مخالف سوريه در لبنان با حمايت بينالمللی متحد شدند و با برپايی تظاهرات اعتراضآميز، نظاميان سوري را مجبور به خروج از خاك كشورشان كردند. به اين ترتيب يك بخش از قطعنامهی ۱۵۵۹ اجرا شد، اما بخش ديگر آن كه به خلع سلاح حزبالله اختصاص داشت، اجرا نشد و نمیتوانست هم اجرا شود.
حزبالله با در اختيار داشتن هزاران رزمنده و زرادخانه موشكی قدرتی بود كه در لبنان هماوردی نداشت. ارتش لبنان براي خلع سلاح حزبالله مجبور به ورود به يك جنگ خونين داخلی بود كه نه ارادهاش را داشت و نه حتي توانش را. از همين رو گروههای موسوم به «۱۴ مارس» يا همان مخالفان سوريه، كه ائتلافی از سنیها، مسيحیها و دروزیها هستند، به گفتگوی ملی با حزبالله رو آوردند، به اميد آنكه آن را به پذيرش خلعسلاح متقاعد كنند، اما چشماندازی پيش روی آنان قرار نداشت.
اگر قرار بود قطعنامهی ۱۵۵۹ مبنی بر خلعسلاح حزبالله اجرا شود، چه نيرويی بايد آن را انجام میداد؟ ارتش لبنان؟ آن كه اراده و توانش را نداشت. سوریها؟ آنان كه نظاميان خود را از لبنان خارج كرده بودند و افزون بر اين متحد حزبالله به شمار میرفتند. يك نيروی بينالمللی؟ به راحتی امكانپذير نبود. ارتش آمريكا؟ بيش از آن در منطقه گرفتار بود كه لانهی زنبور ديگری براي خود توليد كند. ارتش اسراييل؟ توان و امكان و ارادهاش را داشت، اما به چه بهانهای؟
بهانه معمولا به دست میآيد. عبور نيروهای حزبالله از مرزی كه سازمانملل آن را مرز بينالمللی اعلام كرده و لذا به لحاظ حقوق بينالملل تجاوز محسوب میشود.
از نظر همهی كسانی كه خواهان اجرای قطعنامهی ۱۵۵۹ بودند، اعم از اعراب و كشورهای قدرتمند جهان، مهم نيست كه تجاوز در چه حد و اندازهای بوده، مهم آن است كه پاسخ به آن، به خلعسلاح حزبالله منجر شود.
جامعهی بينالمللی اينك سكوتی رضايتبخش در برابر جنگ اسراييل و حزبالله در پيش گرفته و تا نابودی توان نظامی حزبالله نيز حاضر به تحميل يا حتی توصيهی جدی به آتشبس نيست.
حزبالله عملاً در حال از دست دادن قدرت خود است، لبنان در حال دگرگونی سياسی است و منطقهی خاورميانه به سوی آيندهای متفاوت پيش میرود و در همان حال يك روزنامهی تندرو در تهران از نابودی قريبالوقوع اسراييل و پيروزی حزبالله دم میزند.
نتيجهی سالها سرمايهگذاری سياسی، مالی و لجستيكی ايران در تنها نقطهای از جهان كه اينگونه سرمايهگذاریها در آن، ثمری به بار آورده بود، در حال از بين رفتن است و آنگاه آن روزنامهی تندرو از رسيدن «روز واقعه» سخن میگويد و در اين ميان كسی نيست كه از آن بپرسد: «روز واقعه شايد فرا رسيده باشد، اما برای كدام طرف؟»
مرتبط:
توفان پيش از آرامش؟
نوحهی شبات
چشم خونين آهو
هدف واقعی جنگ اسرائیل علیه فلسطین و لبنان
حادثهسازی هدفمند
باز هم دربارهی حوادث اخیر خاورمیانه
