سه تصوير تمام ايتاليايی از يک جام!

July 15, 2006 01:27 AM

دلم برای جام‌جهانی تنگ شده است! بله، به‌همین زودی! یک ماه پرهیجان و پرشور و حال دست آخر به سر رسید و حالا، بعد از گذشت چند روز، داریم خلاءش را حس می‌کنیم. بدجور هم حس می‌کنيم البته! حيف که جام‌جهانی اين‌قدر زود تمام شد، واقعاً حیف ...

از همین حالا، یک‌جور حس نوستالژیک نسبت به جام‌جهانی پيدا کرده‌ام و تصاويری از آن، بعضی پررنگ و برخی کم‌رنگ‌تر، بر پرده‌ی ذهنم نقش بسته است (اُه! عجب جمله‌ی ادبی‌ای شد!) تصویرهایی که دوست دارم چندتايی از آن‌ها را که بیشتر به‌یادم مانده است، دوباره با خود مرور کنم:

تصوير اول: آرام باش پسر، آرام

عاشق آن دست‌به‌سينه ايستادن و تکان‌نخوردن کاناوارو شدم وقتی پنالتی‌های بازی فينال زده‌می‌شد. من که يک طرف‌دار دست دوم ايتاليا محسوب می‌شوم (تيم محبويم را که لابد ديگر می‌دانيد آرژانتين است! بس که آن‌قدر اين‌جا درباره‌اش حرف زده‌ام!)، جانم داشت بالا می‌آمد موقع ضربات پنالتی از زور استرس، بعد اين کاناوارو صاف ايستاده بود آن وسط و بی‌شرف! حتی وقتی هم‌تيمی‌هايش توپ را گل می‌کردند، يک دست ناقابل هم نمی‌زد! فکر می‌کنم اعصاب نداشت بچه! آن پیرلو هم که آويزانش شده بود توی آن هيری ويری. فوق‌العاده بود اين صحنه‌های دست به سینه ایستادن کاناوارو ... به‌يادماندنی‌ترين لحظه‌های جام‌جهانی از نظر من!

تصویر دوم: عجب گلی زدی فابیو! عجب گلی زدی

دقیقه‌ی ۱۱۹ بازی نيمه‌نهايی بین آلمان منفور و ايتاليای دوست‌داشتنی! چند دقيقه‌ای است که دارم به در و ديوار فحش می‌دهم که نکند بازی به پنالتی بکشد. بدم می‌آید و خيلی هم بدم می‌آيد از اين ينس لمن لعنتی که بازی قبلی پنالتی‌های تيم محبوبم را گرفت. از اين‌که بازی به پنالتی بکشد، می‌ترسم.

ايتاليا خيلی خوب بازی کرده و واقعاً حقش است که ببرد. يک سوپرپاس از پیرلو و بعد يک‌ضربه که بی‌نهايت فوق‌العاده است. توپ کات‌دار فابیو گروسوی عزیز گوشه‌ی دروازه‌ی آلمان آرام می‌گيرد. توپی که اگر ده سانت چپ‌تر زده می‌شد به تير دروازه می‌خورد و اگر ده سانت راست‌تر، لمن آن را می‌گرفت. توپ گل می‌شود و من هم‌راه با ميليون‌ها هوادار ديگر ايتاليا به هوا می‌پريم. عجب گل‌زدی فابيو، عجب گلی زدی تو ...

جيلاردينيو و زامبروتا که در نيمه‌ی اول وقت اضافی، توپ را به تيردروازه کوبيدند، نگران شدم که نه، انگار قرار نیست که ايتاليا امشب ببرد، بعد از حذف آرژانتين، آن هم مقابل ژرمن‌های نفرت‌انگيز، ديگر اصلاً تحمل و حوصله‌ی باخت ديگر تيم مورد‌علاقه‌ام را نداشتم. گروسو که گل زد، ديوانه شدم و حتی الان که دارم اين‌هار ا می‌نويسم، دوباره هيجان‌زده شده‌ام! به باور من، لحظه‌ی به‌ثمر رسيدن گل گروسو هم از آن لحظه‌های ناب جام‌جهانی بود.

تصوير سوم: خداحافظ زيزو! خداحافظ برای هميشه

فردوسی‌پور که صحنه را نديده است، می‌گويد:‌ «بوفون مياد با کمک‌داور صحبت می‌کنه. باید يه چيزی ديده باشه که اين‌جوری اومده اين طرف.» و بعد تلويزيون صحنه‌ی آهسته را نشان می‌دهد: «اُه، اُه ... عجب ضربه‌ای می‌زنه زيدان! چه‌قدر هم محکم زد ...» و اين‌گونه است که زيدان از جام خداحافظی می‌کند. زيدان را دوست دارم. سر بازی فرانسه، برزيل خاطره‌ی مارادونای ۸۶ را تا حدودی زنده می‌کند. خاطره‌ی لشگر يک‌نفره را.

ماتراتزی از آن بچه تخس‌های روزگار است! اين را قشنگ می‌شود از سر و دست ‌تکان‌دادن‌هايش موقعی که در بازی با استرالیا از زمين اخراج‌شد، از مدل خوش‌حالی‌کردنش بعد از گلی که در فينال زد، از مسخره‌بازی‌هايش در مراسم اهدای جام و گذاشتن کلاه بر سر جام و از خال‌کوبی‌های روی دست‌هايش فهميد. از ان بچه تخس‌هايی که آدم بايد بی‌رحم باشد، اگر ته دلش واقعاً بخواهد از او بدش بيايد. ماتراتزی لمپن است، اما بی‌شيله‌پيله. ترکيبش با کاناواروی سينه‌کفتری، شاه‌کاری بود برای خودش در خط دفاع ايتاليا!

راستش را بخواهيد، بسيار بدجنسانه! از اخراج‌شدن زيدان خوش‌حال شدم. هم خوش‌حال شدم چون ايتاليا بايد می‌برد و شوخی نبود! اين زيدان هم که اصولاً بد خطرناک بود و کافی بود يک لحظه ولش کنی تا کار خودش را بکند، و هم دلم سوخت چون به هر حال طرف، زيدان بود و زيدانی که حضورش در زمین، فوتبال را زيباتر می‌کرد و گاهی حتی وقتی به تيم مورد علاقه‌ی تو گل می‌زد، ناگزير از آن بودی که تشويقش کنی، مثل پنالتی فينال، که واقعاً جرات می‌خواست آن مدل زدنش!

لحظه‌‌ای که هوراسيو اليزوندو کارت قرمز را روبه‌روی صورت زيدان گرفت، صحبت‌های بی‌فايده‌ی زيدان با داور و نگاه متعجب و البته ذوق‌زده‌ی گتوسو به داور، از به‌يادماندنی‌ترين لحظه‌های جام‌جهانی بود، از نظر من البته!

اما تيم رویایی من در جام هجدهم!

قبل از شروع جام‌جهانی، يک تيم رويایی برای خودم انتخاب کرده بودم، حالا که جام‌جهانی تمام‌شده، انگار تيم رويايی من هم خیلی ايتاليايی شده:

دروازه‌بان: جيان‌لوييجی بوفون
مدافعين: فابیو کاناوارو، روبرتو آيالا، فابيو گروسو، جيان‌لوکا زامبروتا
خط ميانی: آندره‌آ پيرلو، لوييس فيگو، زين‌الدين زيدان، خوان‌رومن ريکلمه
مهاجمين: ليونل مسی، الساندرو دل‌پی‌يرو



نظرها

سلام اي پنجره‌دار... الهي مارچلو ليپي جز جيگر بزند! من نمي‌فهمم چه طور جام جهاني بعد از برزيل براي شما جام جهاني شد و ادامه هم پيدا كرد و تا پاي فينال رفت. بعد از آن گل نكبت‌بار تيري آنري، جام جهاني مرد... همين وبس!
راستي، بيا از پنجره‌ي ما هم دنيا را نگاه كن. بيشتر آفتابي است. از باران خوشم نمي‌آيد... آفتابش داغ است... هوا را داشته باش

منم خیلی حال کردم با عکس العملش.حتی تو چشمهاش هم احساسی نبود.

با تصوير اول و دوم شديدا موافقم...

تصوير سوم دوست داشتني نبود ، اصلن
اما اولي و دومي رو عشق است!

سلام چرا جواب سوالهاي خواننده هاتونو نميدين؟:)

سلام
من با هر سه تاش موافقم.
لطفا لينك منم اضافه كنيد.
مرسي.

زیدان با این کارش به همه نشون داد که چقدر خودشو دوست داره و حاضر نیست زندگی فوتبالیش اینقدر لوس و اسطوره وار تموم شه

salam...are bakhtesh kheyli bad bood kheyli hes khordam kheyli...
badtaresh ine ke too ye pub neshaste bashi hame doro varet italiaE bashan vaghean dg injoori zoor dare...
ooznamehaye inja emrooz koli be donadoni dar vari neveshtan...
rasT ata mano ke yadet miyad na?
farjad mize akhar too daftaram hamash sher mineveshti...yadesh be kheyr...

baba akhe bajoori zayamon kard!

baba akhe bajoori zayamon kard!

salammmmmmm....... wowowowo bad form moafegham,,,,, khafan moafegham,,,,,,,,, emsal ham ghahremaneeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee

!کوفت
!عکسا کجان

ارسال نظر

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)