حماقت را پايانی نيست!
میگويند حماقت تنها چيزی است که پايانی برای آن متصور نيست. همين الان گويندهی اخبار ورزشی به نقل از کيومرث هاشمی، سرپرست فدراسيون فوتبال اعلام کرد: به احتمال بسيار زياد محمد مايلیکهن سرمربی تيم فوتبال ايران خواهد شد.
خُب! من در همينجا به تکتک شما دوستان عزيز اين موفقيت عظيم را تبريک میگويم. واقعاً الان دارم اينجا خودم را کنترل میکنم که فحش ندهم، هرچند که فحشدادن فايدهای هم ندارد. واقعاً بايد به هوش و ذکاوت مسئولين محترم بهخاطر اين انتخاب شايسته تبريک گفت. فکر کنم به اين ترتيب جامجهانی بعدی حتماً قهرمان شويم! قشنگ معلوم است چهقدر عصبیام، نه؟
از همان روزی که مايلیکهن در انتخابات رياستجمهوری از احمدینژاد حمايت کرد، بايد حدس میزديم که دير يا زود اين اتفاق خواهد افتاد. اشتباه ما اينجا بود که حداقل شعور را برای مسئولين قائل بوديم، چه خيال باطلی!
بهنظر من اگر مايلیکهن يکذره، فقط يکذره هوش، درک، فهم، شعور و عقل داشته باشد (داشتن حتی يک مورد هم کافی است.) نبايد سرمربیگری تيمملی را بپذيرد. آن هم وقتی میداند اقلاً ۹۹ درصد مردم با او مخالفند. البته مخالف که چه عرض کنم، از او بدشان میآيد. در غير اين صورت او بايد انتظار شنيدن همهروزهی انواع و اقسام فحش و فضيحتهای مختلف را داشته باشد و ما نيز متاسفانه بايد منتظر smsهای طنز مدل مايلیکهنی باشيم. مثل اتفاقی که برای دايی و ميرزاپور افتاد!
البته سابقه نشان داده است، اين آدمی که ما میشناسيم پرروتر از اين حرفهاست و اگر ديديد يکدرصد مايلیکهن مثلاً مربیگری را نپذيرفته است، احتمال سناريو داشتن کل جريان را هم منتفی ندانيد! (خودم هم انگار دچار توهم توطئه شدهام!)
دلم برای فردوسیپور، رنه سيموئز، مرتضی محصص و معدود آدمحسابیهای ديگری که هنوز بهنحوی در فوتبال اين مملکت فعاليت دارند میسوزد. تو را به خدا اين چندنفر را هم از کار برکنار کنيد که يکباره خيالمان راحت شود. کشوری که رييسجمهورش احمدینژاد است، رييس سازمان تربيتبدنیاش علیآبادی است، بايد هم سرمربی تيم فوتبالش مايلیکهن باشد. حقمان است. نوش جانمان!
من اگر جای بازيکنان تيمملی بودم، يک ثانيه در تيمی که مايلیکهن سرمربی آن است، باقی نمیماندم. آدمی عقدهای که دو بازيکن تيمملی را تنها به اين دليل که: «در اتاقشان داشتند پاسور و تخته بازی میکردند.» از تيم خط زد. وای خدايا! آنقدر عمق بلاهت زياد است که بهتر است حرف ديگری نزنم. خندهدار است به خدا، خندهدار! از آن دست مسائلی است که شک نکنيد فقط در کشوری مثل ايران ممکن است رخ دهد!
پینوشت:
هر دم از اين باغ بری میرسد! در سايت روزآنلاين خواندم ظاهراً قرار است تونل رسالت را ده عروس و داماد افتتاح کنند!! فکر کنيد!
آخر يکی بگويد بين بازشدن يک تونل و ازدواج يکسری عروس و داماد چه ربطی وجود دارد؟ البته اگر نخواهيم از دريچهی سکس به مسئله نگاه کنيم!!!
ابراهيم نبوی در اينباره خيلی بامزه گفته است:
«قرار است بعد از عبور این عروس و دامادها از تونل، سرود زیر در هنگام افتتاح، توسط شورای شهر تهران خوانده شود:
گل دراومد از تونل، عروس در اومد از تونل
دست به زلفاش نزنین، دوماد در اومد از تونل
عروس ما چه نازه، ایشاء الله مبارکش باد
تونل ما درازه، ایشاء الله مبارکش باد
عروس ما قشنگه، ایشاء الله مبارکش باد
رئیس ما مشنگه، ایشاء الله مبارکش باد
آگاهان، افتتاح تونل مزبور را به کلیهی برادران و خواهرانی که تونلها را افتتاح میکنند، تبریک میگویند.»
بد نيست يکبار ديگر با خودمان تکرار کنيم: حماقت، تنها چيزی است که حد و مرزی برای آن وجود ندارد!

نظرها
امان از شهر بی شاعر !!!
سرزمین رویایی | July 9, 2006 08:52 PM
نهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
هما | July 9, 2006 10:32 PM
ejalatan...ZENDE BAAAAAD LAJEVARDI POOSHANE ITALYYYYYYYYYYYYYY! HOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOORRRRRRRRRAAAAAAAAAAAAAA!:))
Zamyad | July 10, 2006 01:23 AM
tabriiiik ,vaghean ghahremani barazandashon bood .
zende bad ITALY.
niloofar | July 10, 2006 11:13 AM
akhe ke che delam sookht bara zeidan baraye terezege.
bichareha,, vaghan nabayad in joori mishod
arman | July 10, 2006 11:35 AM
من وقتی می بینم کسانی از این اتفاق متعجب میشن تعجب می کنم.نه فقط فوتبال ما، که تاریخ این مملکت به طور کلی پُره از این حرکت های ارتجاعی.داریوش مصطفوی گفته میخوایم با مایلی کهن افتخارات گذشته رو تکرار کنیم.این جمله رو بگذارید کنار لاسیدن های مدام با فرهنگ پر افتخار دو هزار و پونصد ساله ی گذشته و اپوزسیونی که میخواد مملکت را به دروازه ی پر افتخار گذشته و کورش کبیر برسونه و مردمی که دلشون لک زده برای کاباره میامی و یک جرعه آبجوی بی ترس تو فلان کافه و آرزو دارن دوران خوش گذشته رو باز تجربه کنن
البته به کل این حرفا گویا میگن حرف سیاسی. اما از فوتبال و مهم تر از اون انتخاب مصطفوی و مایلی کهن اتفاقی سیاسی تر سراغ دارین؟
hamed | July 10, 2006 02:27 PM
از اين حماقت هاي بي پايان كم نيست تو همه ابعاد اين مرز و بوم
اما اينكه چرا به اينجا رسيديم و تا كجا ميخواد پيش بره عذاب دهندست
راستي آقاي صادقي شما نمايشنامه يك نفره سراغ داريد؟؟منظورم اجراي تك نفره ممكن باشه.
شاديانه | July 10, 2006 02:30 PM
مایلی کهن هم خوبه!
مریم گلی | July 10, 2006 11:43 PM
سلام عزيزم خوشحال ميشم با هم تبادل لينک داشته باشيم
اگه مايل بودي خبرم کن
در ضمن عالي ژبود
sahel | July 11, 2006 08:30 AM
آخه عطا جان تو كه اين قدر چشم تنگ نبودي !!!! بايد به جوون ها فرصت رشد داد . مايلي كهن اگه اينجا تجربه نكنه و ريخت و پاش و خراب كاري نكنه ، پس كجا كنه ؟ حالا كه يه سفره اي باز شده ( اون هم از نوع ملي ) بذار همه هر چي خواستن انجام بدن !!!!
به قول تو حماقت پاياني برٍش متصور نيست
maryam | July 11, 2006 10:39 PM