برای خالینبودن عريضه!
بدی خامه اين است که درست و حسابی و مثل آدم! در قهوه حل نمیشود و هی میآيد روی اين قهوه. مثل الان. گفتم قهوه، ياد قهوهی تلخ افتادم و احمد مهرانفر و بازی فوقالعادهاش در آن نمايش: «قهوه فقط مادر اونيک!» جای شبنم طلوعی عزيز بهشدت در ايران خالی است. بازيگری که من خيلی دوستش داشتم و در مقام نويسنده و کارگردان هم کارش عالی بود. بدون اغراق قهوهی تلخ يکی از بهترين کارهايی بود که در اين چند ساله ديدهام. خيلی از صحنههايش هنوز که هنوز است! در ذهنم مانده است. پست آخر وبلاگ شبنم طلوعی هم دردناک است. فکر میکنم قشنگ میفهم که چه میگويد.
تا نيم ساعت ديگر بازی سوم ايران شروع میشود. با اينکه اميدوارم ايران ببرد ولی فکر میکنم بازی مساوی شود. خوشم آمد که برانکو کريمی را در ترکيب نگذاشته است. حس میکنم کريمی بهخاطر آنکه بازيکن بايرن است، کمی حس برش داشته بود و چنين تنبيهی را لازم داشت. ديشب سوئدیها خيلی خوب بازی کردند و بهشدت اميدوار شدم که بتوانند در بازی بعديشان آلمانها را حذف کنند. اميدوارم زلاتان ابراهيمويچ به بازی آلمان برسد، خوب هم بازی کند. اين ايتاليا هم که جان همه را بالا میآورد تا خودش بالا برود! اميدوارم جلوی جمهوری چک، به چهکنم؟ چهکنم؟ نيفتد! فعلاً که آرژانتين خودمان را عشق است.
راستی ديروز در يک اقدام ناگهانی رفتم موهايم را کوتاهِ کوتاه کردم. فقط يککمی بلندتر از کچل. فکر کردم در اين گرما به کلهام کمی باد بخورد ضرری ندارد. اين روزها که آنچنان کلاسی ندارم! ــ نه کلاسی که معلمش باشم و نه کلاسی که دانشجويش ــ میشود از اينجور کارها کرد. حال هم میدهد.
اين تبليغ بادام زمينی مزمز بامزه است ها! يک ايستگاه اتوبوس است که چند نفر بی حال و حوصله به انتظار ايستادهاند. ناگهان يک پسر زبر و زرنگ میآيد و مسافرين را منظم میکند. ما که تماشاچی هستيم فکر میکنيم لابد اتوبوس میخواهد بيايد که اين پسر دارد بقيهی مسافرين را مرتب میکند، اما لحظهای بعد میفهميم که اشتباه کردهايم. پسر عقبتر میرود و به ديگرانی که هنوز نمیبينيمشان اشاره میکند. تازه میفهميم جريان چه بوده است: ايستگاه اتوبوس دروازه است، پسر دروازهبان و مسافرين مرتب شده هم نقش خط دفاع را مثلاً دارند بازی میکنند. توپ گل میشود و يکی از مسافرين به پسر اعتراض میکند که اين مسخره بازیها يعنی چه! اُه شروع شد. دارند سرود ملی آنگولا را میخوانند الان. بروم ديگر!
پینوشت:
بازی مساوی شد در حالی که بهسادگی میتوانستيم ببريم. هر کاری هم که کنم، نمیتوانم از دست علی دايی عصبانی نباشم. تقريباً داشتيم ده نفره با آنگولا بازی میکرديم! من فکر کنم اگر افتخارات آقای دايی در تاريخ باقی میماند، اين سماجت حماقتوارش در اصرار برای ادامهدادن، اين پررويیاش ــ واقعاً فکر کنيد: اين همه آدم از تو بدشان بيايد و نخواهند که توی زمين باشی و باز هم ادامه دهی ــ نيز برای هميشه در تاريخ میماند. بابا جان! آخر با لگد که نبايد بيرونت کنند، کاش احترام خودت را حفظ میکردی آقای دايی. درود بر شرفت يحيی گلمحمدی که با وجود بازیهای خوبت خداحافظی کردی. زمانی که همه دوستت دارند. نه زمانی که وقتی در زمين باشی، همهی مردم ايران آرزو کنند زودتر تعويض شوی.
با همهی اينها، بهنظر من ايران در دقيقهی ۷۰ بازی با مکزيک از مسابقات حذف شد. اگر دروازهبان ايران ميرزاپور نبود، اگر آن اشتباه مسخره رخ نداده بود، اگر از مکزيک امتياز گرفته بوديم، که میتوانستيم و ناراحتی همه هم از همين است، حالا از گروهمان بالا رفته بوديم، مثل آبخوردن، شک نکنيد!

نظرها
يعنی انتظار داريد پرتغال و مكزيك و بقيه، نتيجهی تلاشهايشان را نگيرند؟
-----------------------------------------------------------------------
عطا: من چنين چيزی گفتم آيا!؟
Anonymous | June 21, 2006 10:20 PM
آره فقط ویوا آرژانتین. ایران میتونست، اما نکرد ...
سرزمین رویایی | June 22, 2006 01:40 AM
در مورد فوتبال ما در مقابل مكزيك، كاملاً با شما موافقم. اگه نمیباختيم میتونستيم با اميد ادامه بديم و به مرحلهی بعدی بريم. علی دايی هم بايد در اوج محبوبيتش میرفت كنار تا تبديل به اسطوره میشد. اينطوری خودش رو از محبوبيت انداخت.
-----------------------------------------------------------------------
عطا: اينکه علی دايی بايد خداحافظی کنه مسئلهای کاملاً درسته که اميدوارم ديگه نخواد واقعاً بيشتر از اين کشش بده، اما خُب برانکو هم بهنظر من مقصر بود. به هر حال اون بود که دايی رو توی ترکيب میگذاشت. خود دايی که نمیتونست خودش رو تعويض کنه!
ساكورا | June 22, 2006 08:01 AM
کاملا موافقم. قهوه تلخ قشنگترین تئاتری بود که دیدم. فعلا هم هوای آرژانتین و اسپانیا رو داشته باشیم ببینیم به کجا می رسن ...
-----------------------------------------------------------------------
عطا: ايتاليا و پرتغال را هم اضافه کن به آرژانتين و اسپانيا!
مریم | June 22, 2006 08:31 AM
پیش گوییت در مورد بازی خیلی خوب بود !
وقتی قهوه درست شد ، خامه رو بریز توش بذار تو ماکروفر که توش حل شه !
میدونی یاد چی افتادم ؟؟ اون وفعه که به جای شیر ، دوغ گذاشتی تو ماکرو فر که شیر قهوه درست کنی !!! :))
-----------------------------------------------------------------------
عطا: انسی جان نمیشه. همينکار رو کردم ولی حل نشد! اون جريان دوغ هم که شاهکار بود.
nc | June 22, 2006 10:38 AM
dar morede ali daei nazareton kamelan doroste vali dar morede ali karimi in ensaf nist,chon dige har ahmaghi ino mifahme ke jame jahani jaye tanbihe enzebati nist onam tanbihi ke akharesh be zarare khodemon beshe chon bedone shak age ali karimi to bazi akhar bod ma shans zadan gole bishtari ro dashtim ba inke ali karimi sabegh nabod vali bazam nesbat be baghie karesh dorostar bod
-----------------------------------------------------------------------
عطا: البته من نمیدانم هر احمقی! اين را میداند يا نه! چون به هر حال من با حرف شما به هيچوجه موافق نيستم. بهنظر من رفتار کريمی غيرحرفهای، تکبرآميز و اگر بخواهم صريحتر بگويم، تهوعآور بوده است. يک گل بيشتر مقابل آنگولا هيچ تاثيری در صعود ما نداشت، هر چند که اگر من مربی بودم و اگر حتی قهرمانی ما به حضور يا عدم حضور کريمی بر میگشت، امکان نداشت با اين نوع نگاه و رفتار اجازهی حضور وی در بازی را میدادم. کريمی را پيش از اين دوست داشتهام، خيلی هم دوست داشتهام اما با اين رفتار بچهگانه و شرمآورش ... جالب اينجا است که برانکو در بازی آنگولا از او میخواهد وارد زمين شود ولی او نمیپذيرد. البته برانکو هم مقصر است و بهنظرم اشتباه کرد که از چنين بازيکنی با سابقهی آن حرکت زشت در بازی قبلی، خواسته وارد زمين شود، اما با اينکار، من فکر میکنم برانکو بايد همان لحظه، کريمی را از اردو اخراج میکرد. اين بازيکن بیجنبه را که تا به يک باشگاه بزرگ رسيده، همه چيز را فراموش کرده است. خدا را شکر که گاهی وقتها شرايطی پيش میآيد که آدم شخصيت واقعی بعضیها دستش بيايد.
sadaf | June 22, 2006 08:11 PM
salam aghaye sadeghi. delam vase weblogetun tang shode bud. kheily vaght bud nayoomade budam! cheghad khoshgel tar shode.
rasti addresse webloge manam link konin age dust dashtin:D akhe kheily vaghte nayoomadam moshtariaye weblogam paridan!
-----------------------------------------------------------------------
عطا: سلام شاگرد سابق! چهطوری؟ خوبی؟ اصفهان خوش میگذره؟
pegah | June 23, 2006 01:45 PM
بابا چهقدر فوتبال؟! بسه دیگه داش عطا!! چرا بهم توجه نمیکنی؟ دوباره میزنم این سفالیه رو میشکنما!!
-----------------------------------------------------------------------
عطا: سلام سفالی سابق! میبينم که بعد از يکی دوسالی که وبلاگت را بستی و غيبت زد، داشمشدیوار برگشتی! به هر حال خوش آمدی. راستی، من چهجور توجهی بايد به شما بکنم آيا!؟
گوزن | June 23, 2006 03:02 PM
حالا این وسط به علی آقا چی کار داری! اونم کنار یه دیوانه ای مثل ممد مایلی کهن؟
بچه بودم که دوربین تلویزیون رفت تو رخت کن پرسپولیس، جام باشگاه های تهران بود-یادت هست فوتبال دهه 60 رو؟- علی آقا داد می زد سر همین مایلی کهن می گفت ممد مایلی هر چی شد تو سمت داور برو. گوش کردی تو سمت داور نرو!
تمام این بساط ها فدای یه موی سر علی آقا
meysam | June 25, 2006 02:08 AM
سلام. عطا جان يكي دو عكس گذاشتهام از نارنجستان در شيراز. اندك اندك البته. يا علي!
ميلاد اكبرنژاد | June 29, 2006 08:51 AM
سلام
مرسی به من سر زدی
وبلاگ جذاب و مفیدی داری
در قسمت در باره خودت هم لیست کتابها و فیلمهای مورد علاقه خودم رو نوشته بودی
امیدوارم همیشه همیشه همیشه موفق باشی
-----------------------------------------------------------------------
عطا: ممنونم از لطفتون. اما يادم نيومد که به وبلاگتون سر زده باشم. به هر حال از حالا ديگه سر میزنم!
شادی | July 1, 2006 02:11 PM
salam aghaye sadeghi, delam kheyli baratoon tang shode, che taghire jalebi dadin be weblogetoon bahal tar shode... nemidoonin che ghadr delam class gosaste mikhad.
nastaran | July 4, 2006 11:55 PM
man gosaste mikhaaaaaaaaaaaaam:(
nastaran | July 4, 2006 11:56 PM