اين روزها
صبح که داشتم از دم دکهی روزنامهفروشی رد میشدم، تيتر يکی از روزنامههای ورزشی توجهام را جلب کرد: «امروز ايران و پرتغال: میخوری يا میبری؟»
خُب طبيعی بود ايران، همانطور که همه پيشبينی کرده بودند، بخورد! و باز خدا را شکر که نتيجهی فضاحتبار به دست نيامد و خوشبختانه تقريباً آبرومندانه باختيم. اميدوارم لااقل بتوانيم از آنگولا يک تساوی بگيريم تا سالها بعد وقتی دربارهی جامجهانی ۲۰۰۶ حرف میزنند، نگويند: «ضعيفترين حضور ايران در جامهای جهانی، صفر امتياز از سه بازی»
خدا کند اين پرتغال در دورهی بعد به آرژانتين نخورد. بهنظرم حيف است که تيمی با اين بازيکنان دوستداشتنی مثل فيگو، دکو و رونالدينيو، زود حذف شود! کلاً اين جامجهانی تا اين جای کار ــ بدون توجه به نتايج ايران ــ برای من که عالی پيش رفته است.
آرژانتين ديروز بازی بینظير و فوقاتعادهای انجام داد و يک خط و نشان اساسی برای حريفانش کشيد. با حتی ۸۰ درصد چنين نمايشی در بازیهای ديگر، شک نکنيد که آرژانتين قهرمان جامجهانی خواهد شد.
ايتاليا و اسپانيا هم خيلی خوب بودند و بهنظر من توانايی حضور در چهار تيم نهايی را خواهند داشت. انگليس و برزيل اما در حد قهرمانی بازی نکردند و بهنظرم در مقابل تيمهای کلاس A جهانی کم خواهند آورد.
آلمان هم تيم آنچنان خوبی نيست و فقط مثل هميشه خوششانس است و اين مزيت را دارد که در کشور خودش مسابقه میدهد که البته مزيت کمی هم نيست. با همهی اينها فکر میکنم آلمان به محض اينکه به يک تيم بزرگ برخورد کند، قافيه را واگذار میکند. به احتمال زياد در يکچهارم نهايی.
فرانسه و هلند هم نا اميدکننده ظاهر شدند. هلند با آنکه دو بازی قبلی خود را برده اما فکر نکنم خيلی پيش برود. فرانسه هم عجالتاً از گروهش صعود کند تا بعد. جمهوری چک هم با وجود نمايش خيرهکننده در بازی اول، گمان نکنم خيلی پيش برود. تعجب نکنيد اگر که چک حتی از گروهش صعود نکرد!
پینوشت:
۱ـ بعد از چندروز وقتتلفکنی شديد! خوشبختانه امروز، نهتنها به کارهايی که از قبل برنامهريزی کرده بودم رسيدم ، يک سری کارهای عقبافتادهام را هم انجام دادم وبه همين خاطر الان خوشحالم.
۲ـ يِک اتفاق ساده باعث شده است که حسی عجيب، دلنشين و مرموز، بعد از مدتها به سراغم بيايد اين روزها. حسی که با اينکه هنوز درست نمیدانم چيست، اما اجازه دادهام آرام آرام جلو برود. يکجور هيجان فعلاً دور ولی دوستداشتنی ...
