در جستوجوی مساوی ازدسترفته!
فکر میکنم ۲ـ۱ به نفع مکزيک نتيجهی عادلانهتری به نظر میرسيد، اما همين نتيجهی سه بر يک يا نتيجههايی شبيه به آن نيز تا حدود زيادی قابل پيشبينی بود.
گمان نمیکنم ــ اگر مردمان ايران که اين روزها بهشدت جوگير! شده بودند را کنار بگذاريم ــ کمتر کسی در جهان از نتيجهی بازی ايران و مکزيک تعجب کرده باشد.
ايران نيمهی اول را با پرسينگ شديد روی بازيکنان مکزيک شروع کرد و بيشتر از اينکه ايران تيم خوبی باشد، بازيکنان مکزيک ناهماهنگ و عصبی بودند. فشار بازی اول روی بازيکنان مکزيک يک نيمهی تمام ادامه داشت.
در نيمهی دوم، بر اثر تحليل رفتن قوای جسمی بازيکنان تيم ايران، عمل پرسينگ ديگر به خوبی صورت نگرفت و عملاً مکزيک بازی را در دست گرفت، هرچند روند بازی در نيمهی دوم به نفع مکزيک در جريان بود و احنمال گل زدن مکزيک بيشتر متصور بود، ولی تا بيست دقيقهی پايانی، که ايران بر اثر يک مجموعه از اشتباهات فردی، يک گل ساده را به مکزيک تقديم کرد، بهسادگی نمیشد حدس زد که مکزيک برندهی قطعی بازی است.
به هر حال بازی اول تمام شد و به احتمال فراوان تيم ايران تنها دو بازی ديگر در جامجهانی خواهد داشت. چند نکته به نظرم در اينباره قابل اشاره است:
۱ـ تیم ایران در این بازی متاسفانه خوششانس نبود، چون در روز بد مکزيک، با اشتباهات خود، شانس گرفتن يک مساوی را از دست داد. نکتهی جالب در مورد تيم ايران، اين بود که دو مهاجم سرزن و نسبتاً کند در ترکيب ايران حضور داشتند، ولی در تاکتيک تيمی هيچ نشانهای از تلاش برای فرار از کنارهها و سانتر از جناحين وجود نداشت! بهنظر میرسيد برانکو برای گل زدن، فقط به ضربات آزاد دل خوش کرده بود.
۲ـ اين بازی به روشنی نشان داد، در مسابقاتی در اين سطح، مسالهی بدنسازی و قدرت بدنی از چه اهميتی برخوردار است. تيم ايران تا زمانی که از نظر بدنی تحليل نرفته بود، بازی نسبتاً پاياپايی را ارائه داد. حضور معدنچی به جای کريمی در همين راستا، به نظرم درستترين تصميم برانکو در اين بازی بود. عدم آمادگی کريمی نيز بزرگترين افسوس همهی مردم ايران برای اين بازی بود.
۳ـ داشتن تجربهی بينالمللی و شخصيت تيمی در مسابقاتی از ايت دست، بسيار اهميت دارد. (کافی است به صحنههای دريافت گل دوم ايران يا اخطار گرفتن نکونام نگاه کنيد تا متوجه شويد منظور من چه چيزي است.) بايد قبول کنيم که ايران از اين نظر جایگاه پايینی دارد. ايرانیها از نظر روانی خود را پايینتر از مکزيکیها میدانستند و اين مسئله به وضوح و بهشدت تمام در نيمهی دوم خودش را نشان داد. ما مساوی برابر مکزيک را اوج آمال خود میدانستيم و به برد فکر نمیکرديم. همانجور که مثلاً وقتی تيمی مثل تايلند با ما بازی میکند، مساوی را مثل برد میداند.
فوتبال ما آرام آرام دارد پيشرفت میکند و ما نياز داريم که صبور باشيم. شخصيت تيمی يک ساله و پنج ساله بهدست نمیآيد. تداوم در نتايج قارهای خوب ( که ما در اين چند سال گذشته در اين زمينه موفق عمل کردهايم.) و حضور در مسابقاتی مثل همين مسابقات جامجهانی و مسابقات دوستانه با تيمهای درجهی اول جهان، ما را به اين هدف نزديک میکند. من فکر میکنم اگر همين روند مثبت را ادامه دهيم، در دورهی بعدی جام جهانی دارای بيش از ده لژيونر خواهيم بود.
۴ـ با بازیای که امشب از پرتغال ديديم، امتياز گرفتن ما از پرتغال نياز به چيزی شبيه معجزه دارد! چيزی که در بازی ايران و استراليا يکبار برای ايران اتفاق افتاد. نتيجهی طبيعی بازی ايران و پرتغال، با احترام فراوان به همهی شمايی که دوستدار برد تيم ايران هستيد، سه بر صفر يا با اندکی تخفيف دو بر صفر به نفع پرتغال است. اگر بدشانس باشيم و به روز خوب پرتغال بخوريم و اگر با خوردن يک يا دو گل در دقايق ابتدايی، بازی را وا بدهيم، احتمال آن که نتيجهی فاجعهباری مثل نتيجهی بازی آلمان و عربستان دورهی قبل يا ايران و رم هشت سال پيش نيز تکرار شود، متاسفانه وجود دارد.
حيف که ايران توان پرسينگ تمام مدت را ندارد وگرنه اگر ايران میتوانست مثل آنگولا در تمام طول بازی پرتغال را تحت فشار و پرسينگ شديد و بیوقفه قرار دهد و اگر با خوششانسی ايران، فرايند گلزدن پرتغال تا حدود دقيقهی هفتاد بازی به تاخير بيفتد، آنگاه میتوان به سناريوی بازی ايران و استراليا و وقوع معجزه دل خوش کرد. من که البته اميدوار نيستم.
۵ـ من بيشتر از مسابقات جام جهانی، به بعد از جامجهانی فکر میکنم. تيم ايران بهشدت نياز به جوان شدن دارد. بازيکنانی مثل دايی، گلمحمدی، بختياریزاده و ... بايد بدون تعارف از تيم کنار گذاشته شوند و بازيکنان جوان جای آنها را بگيرند.
در مورد ميرزاپور هم فکر میگويند آدم عاقل دوبار از يک سوراخ گزيده نمیشود، حالا حساب کنيد ما تا به حال چند بار گزيده شدهايم؟ به نظر من جامجهانی بايد نقطهی پايان حضور ميرزاپور در تيم ملی باشد. بدون هيچ ترديدی از اين پس بايد از دروازهبان ديگری استفاده کنيم تا در دورهی بعدی جامجهانی اين چنين افسوس نخوريم.
۶ـ من هنوز دوست دارم از برانکو دفاع کنم و او را دوست بدارم، هرچند که در بعضی موارد با او اختلاف نظر جدی دارم. برانکو به پيشرفت فوتبال ايران بسيار کمک کرد و در تاريخ فوتبال ايران نامش جاودانه میماند، اما بهنظرم بعد از اين سالها، او از نظر تفکر چيز بيشتری ندارد که به تيم ايران بدهد. فکر میکنم بعد از جام جهانی، تيم ما احتياج به يک مربی تراز اول خارجی دارد. مردی مثل بورا ميلوتينويچ!
۷ـ ميرزاپور و دايی انگار روی اعصاب مردم ايران هستند و البته تا حدود زيادی هم حق با مردم است. با آن که اشتباه اصلی را رحمان رضايی در به ثمر رسيدن گل دوم مکزيک مرتکب شد، ولی دامنهی وسيع اعتراضات مردم متوجه ميرزاپور و دايی است. البته از حق نبايد بگذريم که بازی رحمان در بعضی از صحنهها فوقالعاده بود.
دايی، چه دوستش داشته باشيم و چه نه، اسطورهی فوتبال ايران خواهد بود. در ويترين او آنقدر افتخار مختلف هست که مثلاً بيست سال ديگر، برای او در ايران، نقشی مثل نقش پله برای برزيل، مارادونا برای آرژانتين، بکنبائر برای آلمان، پلاتينی برای فرانسه و کرويف برای هلند قائل شوند. اما دايی، بهخصوص در اين يکی دو ساله، گامهايش را معکوس برداشته است و چهرهی افتخارآفرينش را روزبهروز بيشتر تخريب میکند. اميدوارم او زودتر با واقعيت، واقعيت تلخ، کنار بيايد و کنار بکشد.
داستان ميرزاپور نيز به نظر من امشب تمام شد! و به احتمال بسيار زياد اين مسابقات، آخرين مسابقات ملی او خواهد بود. ميرزاپور شانسهای زيادی داشت که از آنها استفاده نکرد. شانسهايی که در فوتبال ايران به هيچکس به اندازهی او داده نشده است. فکر میکنم ديگر اين همه اشتباه برای مردم ايران کافی باشد.

نظرها
نه آقا جان، قوای جسميشون سر جاش بود. تحليل من رو بخون تا بفهمی چرا.
پانتهآ | June 12, 2006 02:17 PM
من هم موافقم
پرستو | June 12, 2006 09:43 PM
Ata I like to send you something .what is so hard for you to open n email address with yahoo. I sujest Atta@yahoo.com
-----------------------------------------------------------------------
Ata: Dera Nick, i think Atta@yahoo.com is not accessible now and somebody take it before. but alredy i have one email in yahoo services: yekpanjare@yahoo.com
Nick Aryan | June 30, 2006 01:48 AM