به ناگاه تو را می

October 5, 2003 09:45 AM
به ناگاه تو را می نامم و با تو سخن می گويم و به دست های خود می نگرم که پر از تو است و در سر تا پای خود تن تو را حس می کنم نام تو در سرم می پيچد که رسا تر از های و هوی دنيا است ولی تو را به فراموشی می سپارم چون باغبانی که گل ها را به سکوت باغ می سپارد زيرا باز به سوی تو خواهم آمد زيرا به ناگاه تو را خواهم ناميد و با تو سخن خواهم گفت

بيژن جلالی


--------



ارسال نظر

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)