انگار من بودم

October 27, 2003 01:50 PM


انگار من بودم
كه به خاطر تو
ابتدای جهان را ديدم
و تو نبودی

انگار من بودم
كه به خاطر تو
تمام قطارها را شمردم
كوپه به كوپه
و تو نبودی

انگار من بودم
كه قرن ها دوستت می‌داشتم
بيش از آن كه آدم
جغرافيای هوا را كشف كند
و تو نبودی

انگار من بودم
پشت درختان نزديك
كه استخوان‌هايم
ترك برمی‌داشت
و تو نبودی

انگار...
انگار من نبودم
و اين همه انگار بود
كه به شط شكی مدام می‌پيوست
و ... تو نبودی.

عادل بيابان‌گرد جوان