با پنير هم خوب می شه!
[دو پسر پشت ميزی نشسته اند. بساط عرق خوری شان روی ميز پهن است]
اولی: سلام.
دومی:نوش.
اولی:می گم با آب آلبالو خيلی خوب می شه ها؟
دومی:با پنير هم خوب می شه.
اولی:با پنير هم خوب می شه ولی با آب آلبالو يه چيز ديگه است.
دومی:ماست و خيار هم خوبه.
اولی:آره اونم خوبه.
[سکوت]
اولی:به دختره چی گفتی؟
دومی:گفتم بره گم شه!
اولی:همين جوری بهش گفتی بره گم شه!؟
دومی:نه! ولی يه جوری باهاش حرف زدم که اگه خودش شعور داشته باشه می فهمه بايد بره گم شه.
اولی:خيلی خری.
دومی:آره خرم. نمی دونستی؟
اولی:الاغی ديگه، نيستی؟ چرا ناراحت می شی؟
دومی:می آوردمش خونه، باهاش می خوابيدم، الاغ نبودم، نه؟
اولی:تو چته؟
دومی:هيچ چی. فقط نمی خوام ديگه با کسی دوست شم. همين. فهميدنش خيلی سخته؟
اولی:نه، ولی احمقانه است.
دومی:عيب نداره، بذار تو اين دنيا يکی هم احمق باشه.
اولی:باشه!
[سکوت]
اولی:بريزم؟
دومی:يه خورده صبر کن. هولی مگه؟
اولی:خب بابا! چته؟
[سکوت]
دومی:چرا احمقانه است؟
اولی:ببين اين اصول گرايی تو رو من نمی فهمم.
دومی:کجاش رو نمی فهمی؟
اولی:همين معيارای اخلاقی تخميت. چی رو می خوای با اين کارا ثابت کنی؟
دومی:قراره مگه چيزی رو ثابت کنم؟
اولی:مثلا می خوای بگی خيلی آدم خوبی هستی؟ خيلی پاک هستی؟
دومی:گم شو بابا!
اولی:پس اين فيلم بازی کردنات چيه؟
دومی:می گم خوشم نمياد با دختری که دوستش ندارم، بخوابم، فيلم بازی می کنم؟
اولی:اون که دوستت داره.
دومی:اون الان فکر می کنه که منو دوست داره. دو ماه ديگه می فهمه نداشته. بعدش هم. من دوستش ندارم. بايد دو طرفه باشه يا نه؟
اولی:حالا اين هيچ چی. با اون دختره، اسمش چی بود؟ همون که 5 سال با هم دوست بودين؟
دومی:حالا با هر کی دوست باشی لازمه که باهاش بخوابی حتما؟ تو چه اصراری من نمی فهمم داری سر اين موضوع؟
اولی:من اصراری ندارم. جناب عالی بدجوری انکار داری.
دومی:آره من انکار دارم. خوشم نمياد قبل از ازدواجم سکس داشته باشم. اصلا اُمل ام.
اولی:آه. چه قدر رمانتيک. شديدا تحت تاثير قرار گرفتم!
دومی:خيلی بامزه ای مثلا؟
اولی:آره که بامزه ام. می گم معيارای اخلاقيت تخميه، همينه ديگه ...
[سکوت]
اولی:بريزم؟
دومی:بريز.
[سکوت]
دومی:گيرائيش خوبه
اولی:خيلی خوبه. از ودکا بهتره.
دومی:سردرد نياره بعدش خوبه.
اولی:اصلا نمياره.
دومی:خوبه. به هاملت بگو از اين برای منم بياره.
اولی:هاملت ديگه نمياره. از يکی ديگه گرفتم. گرون حساب می کنه ولی ميارزه ... طعمش هم بد نيست. نه؟
دومی:عرقه ديگه. هر چی هم که باشه همون مزه گهش رو داره.
اولی:ولی با آب آلبالو خيلی خوب می شه ها؟
دومی:با پنير هم خوب می شه.
[سکوت]
دومی:تو که حالا با اين همه آدم خوابيدی، خيلی راضی هستی؟
اولی:اولا که من با هر کسی نخوابيدم. بعدش هم، دروغ چرا؟ ناراضی نيستم.
دومی:تو با هر کسی تونستی خوابيدی.
اولی:اون دختره بود. سيبِيلوئه. يادت مياد که؟
دومی:خب؟
اولی:با اون خوابيدم؟ خودت می دونی که اگه می خواستم می تونستم.
دومی:لطف کردی واقعا! اونو که می گفتی حالت از قيافه ش به هم می خوره!!
اولی:به هر حال.
دومی:آره به هر حال.
اولی:من می گم آدم بايد با هر کسی که هست تا اون جا که می تونه لذت ببره و البته به اون طرف مقابل هم لذت بده.
دومی:و حالا هيچ اشکالی هم نداره صبح با يکی باشه، شب هم با يکی ديگه لابد؟
اولی:گمون نکنم داشته باشه.
[سکوت]
دومی:خب، تو که اين جوری فکر می کردی، چرا ازدواج کردی که محدود شی؟
اولی:ربطی نداره ... آدم به هر حال يه روزی بايد ازدواج کنه ديگه.
دومی:خب ... ببينم، يعنی می خوای بگی هنوز هم ...
اولی:آره ... اگه پيش بياد چرا که نه؟
[سکوت]
دومی:خانومت هم می دونه؟
اولی:ديونه شدی؟
دومی:نه. ولی گفتم لابد اگه آدم به يه چيزی معتقد باشه، می تونه راحت به بقيه توضيحش هم بده.
اولی:بستگی داره بقيه کی باشن. به تو می شه توضيح داد، به زنم نه!
دومی:جالبه.
[سکوت]
اولی:چرا ساکت شدی؟
دومی:همين جوری
[سکوت]
اولی:به چی داری فکر می کنی؟
دومی:به اين که ... ولش کن بابا
[سکوت]
اولی:بريزم؟
دومی:نه. بسه.
اولی:يه پيک ديگه بزن. چيزی نخوردی.
دومی:بسه ديگه. به اين يارو، اسمش چيه؟ بهش بگو از اينا برای منم بياره.
اولی:اسمش گرگوره. باهاش هماهنگ می کنم، بعدش شماره اش رو بهت می دم بهش زنگ بزنی. فقط يادت باشه زنگ زدی بگی دکتر مهندسی می خوای!
دومی:دکتر مهندسی؟
اولی:آخه دو مدل داره. اينی که خوردی دکتر مهندسی بود!
دومی:آره. منم از همين می خوام. عرق خوبيه.
اولی:آره با آب آلبالو خيلی خوب می شه.
دومی:با پنير هم خوب می شه.
