خپل

December 5, 2002 02:25 AM

دو تا چیز بگم تندی برم چون هزارتا کار دارم.

اول این که گمونم من دقیقا آخرین نفری بودم که برای فوق لیسانس مدارکمو تحویل پست دادم( ساعت دو امروز!!!) بابا تنبل، بابا بی‌خيال! شونصد ساعت هم فکر کردم چه رشته‌ای شرکت کنم، آخرش اين علوم ارتباطات لامصب! کار خودشو کرد و حق مهندسی صنايع و علوم سياسی و ... خورد! ( آخه يکی نيست بهم بگه بچه جون تو عمرا روت می‌شه دوباره بزنی صنايع؟ اونم بعد از اون که اون دفعه با اين که فقط ۶ واحدت مونده بود تا فوقت رو بگیری، یک کاره رفتی انصراف دادی؟)خلاصه آقا من جزوه و کتاب خوب برای علوم ارتباطات شديد لازممه!!! کسی داره؟

دوم اين که همين پنج دقيقه پيش يه‌هويی! دلم شديد خپل خواست. يادتونه شما؟ خپل، شبنم و نسيم، باغ گل‌ها ... آخی ... چه قدر ناز بودن. يادتونه؟ من از همون بچه‌گيم هم روشنفکر بودم! اون موقع‌ها که شما ها عشقتون چه می‌دونم سندباد و گوريل انگوری و اين چيزا بود من عاشق دو تا کارتون بودم. اول خپل بعدش پلنگ صورتی. يادمه يه روز از مدرسه دير رسيدم خونه، خپل تموم شده بود. اون قدر ناراحت شدم دو ساعت تموم نشستم گريه کردم! اون آهنگشو يادتونه چه قدر ناز و آروم بود؟ اون زنبوره رو يادتونه؟

راستی می‌دونستين آهنگ ساز خپل کی بوده؟ ديويد گيلمور معروف!
کسی لینکی از خپل یا آهنگش سراغ داره؟