آن تلخ‌وش که ...

December 3, 2002 02:20 AM

ببينيد! گاهی حتی يه آدم سوپر حزب اللهی خفن! هم می‌تونه شعرای خوشگل بگه:

با دل شکسته رفتم رو به مشرق تبسم
ناگهان رسيدم اين جا صبحتان به خير مردم
ديشب از شما چه پنهان سر زدم به کوی مستان
گفتم السلام يا می، گفتم السلام يا خم
ساقی قدح به دستان، خنده زد به روی مستان
يعنی اجر می‌پرستان، پيش ما نمی‌شود گم
مستی و سياه مستی، آدم و دراز دستی
آدم و دوباره عصيان، آدم و دوباره گندم
عقل هيزم است هيزم، عشق آتش است آتش
آتش آوريد آتش، هيزم آوريد هيزم


راستی اگه گفتين شاعرش کيه؟