زنی عاشق در ميان دوات
ديروز يک کتاب خريدم از غاده السمان به اسم زنی عاشق در میان دوات . این سومين کتاب شعر اوست که به فارسی ترجمه شده. و جالب است که خود خانم غاده السمان برای خوانندگان ايرانی يک مقدمه هم نوشته! يکی دو قسمت از شعر های او را مینويسم:
(۱)
...
خويشتن را در غيابت
از حضور تو آزاد میکنم
و بيهوده با تبرم
بر سايههای تو بر ديوار عمرم
حمله میکنم
... زيرا غياب تو
خود
حضور است
چرا که برای اعتياد من به تو
درمانی نيست
به جز جرعه جرعههای ديدار تو
در شريان من
(۲)
چیزی مسخره
در دوستی ماست
از من میخواهی
جامهی کریستین دیور بر تن کنم
و خود را به عطر شاه زادهی موناکو
عطرآگین سازم
و فرهنگ لغات بریتانیکا را
حفظ کنم
و به موسیقی یوهان برامز
گوش دهم
به شرط اینکه
همانند مادر بزرگم بیندیشم!!...
از من میخواهی که دانشمندی چون
مادام کوری باشم
و رقاصهای دیوانه در شب سال نو چون مادونا
به این شرط که
حجابم را هم چون عمهام حفظ کنم
و زنی عارف باشم چون رابعهی عدویه...؟!
اما فراموش کردی به من بگویی چگونه...
راستی کسی میداند این رابعهی عدویه کی بوده؟
