ماجراهای من و داييم!
این دایی من خیلی باحاله! ۲۵ ساله که داره تو آمریکا زندگی میکنه و الان یه چند روزی اومده ایران. دیروز با هم رفته بودیم بیرون. گفت که CD فيلم و آهنگ ايرانی میخواد. بردمش يه مغازه بالاتر از چهار راه ولی عصر، مدلای بتهوون!
آقا هر چی آهنگ درپيت ايرانی بود خريد. نمیدونم سعيد شهروز، بهنام ، معراج محمدی ( همهی این اسمارو دیروز یاد گرفتم!!! ) و ... خلاصه يه عالمه آت آشغال ديگه که الان اسماشون یادم نیست. من نمیدونم اينا مگه به قدر کافی اونور آب از اين چيزا گوش نمیدن که وقتی اينجا هم ميان ول کن نيستن!
راستی این آهنگه هست : تو مثل گلی،ناز و خوشگلی و اين حرفا مجوز گرفته! داييم نوار اونم خريده. يه يارويی با يه صدای واقعا نازنین!!! خوندتش. من که وقتی صدای طرفو شنیدم کلی به خودم امیدوار شدم . البته مسئولين شريف وزارت ارشاد ( آفتابه دارهای دربار ناصرالدین شاه رو که یادتون هست؟ ) برای اظهار وجود هم که شده يه تيکه از شعرشو گفتن عوض شه. الان يارو به جای اين که بگه:
تو مثل گلی، ناز و خوشگلی
میگه:
تو مثل گلی، باغ پر گلی
و به این وسیله خدارو شکر مشکل شرعی آهنگ هم حل شده! به نظر من واقعا مسخره است که آهنگای یه افرادی مثل فرامرز اصلانی و سیما بینا اینجا ممنوعه ولی ...
اما ماجرای دیروز یه قسمت خوب هم داشت. من CD فیلمای سقر قندهار، خاکستر سبز، شايد وقتی ديگر، زير پوست شهر، عروس آتش، شوکران و روسری آبی رو هم براش خريدم تا لااقل اگه آبروی موسيقی ايران پيش دوستای آدم حسابی آمريکاييش میره در عوض بگن نه انگار فيلماشون ای بدک نيست ...
