دانگ و دونگ در تاريکی!
آقا دیشب یه اتفاق بامزه افتاد . ساعت حدودای دو نصف شب بود که از خونهی داییم اینا اومده بودیم خونهی خودمون ... خسته و مرده گفتم برم بخوابم ولی چون دو سه روزی بود سری به اینترنت نزده بودم گفتم خوبه برم Mail هام رو چک کنم بعد بخوابم ...
خلاصه Mail چک کردن همان و یکی دو ساعت وبگردی همان. حدودای سه و نیم چهار بود که تصمیم گرفتم واقعا دیگه برم بخوابم ولی یه آهنگ از سایت نغمه داشت Down Load می شد که هنوز یه 50 -60 درصدیش مونده بود. من که خواستم از فرصت استفاده ی بهینه برده باشم فکر کردم خوبه یه سر برم دستشویی. فقط چون احتمال دادم موقعی که من تو دستشویی هستم آهنگه یک هو Down Load ش تموم شه و شروع کنه به خوندن صدای Speaker هام رو تا آخر کم کردم ...
آقا چشمتون روز بد و البته بهتره بگم نصفه شب بد نبینه ... ما همین جور تو دستشویی مشغول بودیم که یکهو یه صدای وحشتناکی بلند شد ... آخ آخ آخ ... من بدبخت، گیج خواب، جای این که صدای Speaker هام رو کم کنم اونارو تا آخر زياد کرده بودم!
حالا تصور کنين ساعت چهار صبح با بلندترين صدای ممکن يه آهنگ شروع کنه به پخش شدن از اطاق من ... شما جای مامان بابای من بودين چی فکر میکردين؟
ديگه بقيه داستانو تعريف نمیکنم فقط بايد بگم فکر کنم رکورد سريعترين خروج از دستشويی و رسيدن به اطاق رو زدم !
