حس خوبی ندارم
به نظر شما آدم وقتی از يکی از دوستاش ناراحت میشه چیکار بايد بکنه؟ میشه خيلی ساده زد زير همه چيز و دعوا راه انداخت، بد اخلاقی کرد، طرفو تحويل نگرفت و باهاش سرد، مثل غريبهها رفتار کرد. میشه هم هيچچی نگفت و کوتاه اومد ... من فکر میکنم تو اين جور وقتا بهتره آدما بشينن درست حرف بزنن تا ببينن مشکل چی بوده ... خيلی از دوستیهای خوب به خاطر مسائل خيلی خيلی کوچيک اون ارزش و احترام اوليهاش کمرنگ شده ... رفتار آدما تو مواقعی که مشکل پيش مياد خيلی مهمه. ممکنه تو عصبانيت يه چيزی گفته بشه، يا يه رفتاری صورت بگيره که تاثير بعديش خيلی عميق باشه ... خيلی مهمه که آدم تو اين جور وضعيتها بتونه خودش رو کنترل کنه و حرفی نزنه که بعدا خودش هم پشيمون شه ... اصولا دعوا کردن و عصبانی شدن خيلی راحته و اولين چيزيه که توی مواقع بحران به ذهن مياد ... ولی اگه آدم بخواهد سر هر چيزی که پيش مياد سريع ناراحت شه و دعوا راه بندازه ... خب بعد از يه مدت ديگه چيزی از اون دوستی باقی نمیمونه ... نمیدونم ... من خودم اين جوريم که اگه يه وقت يه کاری کنم که باعث شه يه نفر از دستم ناراحت شه و اون آدم برام مهم باشه خيلی راحت میرم ازش عذرخواهی میکنم ... البته نه به اون معنا که اين معذرت خواهيه کار بدم رو جبران کنه ولی ... به هر حال نشون میده که دربارهی کارم فکر کردم و پشيمون شدم ... ولی ... بعضی آدما هستن که توی وقتايی که مشکل پيش مياد هر چی دلشون میخواهد میگن و هر کاری که بخوان میکنن ... بدون اين که فکر کنن اين حرفا و کاراشون چهقدر ممکنه برای طرف مقابل سنگين تموم شه ... بعدش هم انگار نه انگار که اتفاقی افتاده ... حالا عذرخواهی هیچچی، حتی حاضر نيستن يه جوری رفتار کنن که نشون بدن از کارشون پشيمونن ... اين جور موقعها است که حس بدی بهم دست میده و فکر میکنم هنوز آدما رو خوب نشناختم ...
